حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

مشخصات بلاگ
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
یا حق

طبقه بندی موضوعی

بدان که بعضی از آدمیان نمی دانند که در این عالم سفلی مسافرند و به طلب کمال آمده اند؛ چون نمی دانند، به طلب کمال مشغول نیستند. شهوت بطن و شهوت فرج و دوستی فرزند، ایشان را فریفته است.

 «عزیزالدّین نسفی، الانسان الکامل»


همه ما می دانیم وقتی متولّد می شویم، دارای جنسیت مذکّر یا مؤنّث هستیم و با این هویّت در جامعه شناخته می شویم و با توجّه به این جنسیت اخلاقهای متفاوتی را از ما در اجتماع انتظار دارند.

و در این مورد نیز دیدگاه های مختلفی وجود دارد. یکی از این دیدگاه ها، دیدگاه جوامع غربی است که حجاب زن امری زشت و نامطلوب و حتّی خلاف اخلاق و نظم اجتماعی است. دیدگاه دیگر، دیدگاه اسلام و ادیان الهی است که حجاب در آن یک ارزش والای اخلاقی و نشان دهندۀ شخصیت و بزرگی انسان و محافظ او در برابر آسیب های اجتماعی است. طوری که در آیه های قرآن و روایات و احادیث به حجاب چه برای زن و چه برای مرد تأکید زیادی شده است و متأسّفانه در جامعۀ ما وقتی از حجاب سخن گفته می شود، همه توجّه ها به زن جلب می شود. فارغ از اینکه حجاب مرد، مورد توجّه تر از زن است. و حجاب زن آرایش مناسب و حفظ شئونات اسلامی و حجاب مرد، کنترل چشم اوست که اگر مرد، کنترل چشم خود را در دست بگیرد، بسیاری از فسادهای اخلاقی در جامعه کنترل می شود.

انسان علاوه بر علوم و آگاهی های فطری، دارای امیال و گرایش های فطری نیز هست؛ یعنی ذاتاً به چیزهایی میل درونی دارد. این امور برای او جاذبه ای خاص دارند.

معمولاً از چهار گرایش به عنوان امیال فطری نام می برند:

حقیقت جویی، میل به فضایل اخلاقی، زیبایی طلبی و پرستش یا به تعبیری حسّ مذهبی. که انسان برای اینکه بتواند اخلاق جنسی مناسبی داشته باشد، باید از این فضیلت ها استفاده کند و استفاده از این فضیلت ها عملی باشد.

ما باید با استفاده از فضایل اخلاقی، اخلاق جنسی خود را طوری تنظیم کنیم که از گزند اجتماعی در امان باشیم. اگر اخلاق جنسی ما مناسب با خواست الهی باشد، می تواند موجب قرب الهی شود.

ارتقای مرتبه وجودی انسان و اتّصالش به مبدأ اعلی -که علم، قدرت، فیض بی پایان و جامع جمیع کمالات و زیبایی هاست- موجب می شود انسان کامل مظهر اسماء و صفات حق گردد و عطش نیازش سراب شود.

ارسطو، فیلسوف یونان باستان نیز به این مسئله توجّه کرده، وی در حالی که گویی انسان امروز را توصیف می کند چنین می گوید: "عوام با انتخاب زندگی لذّی و حیات حیوانی، خود را در پست ترین مراحل بردگی و اسارت قرار می دهند".

و یکی از راه هایی که می تواند اخلاق ما را در جامعه حفظ کند، ازدواج است.

ازدواج در اسلام، به عنوان یک امر خیلی مقدّس و یک عبادت کم نظیر و در برخی موارد، به عنوان یک واجب شرعی به حساب آمده است.

و دو رکعت نماز فرد متأهّل برتر از هفتاد رکعت نماز انسان مجرّد ارزیابی شده است. بهترین راه برای افراد مجرّد درباره مبارزه با شهوت به روایت از پیامبر(ص)، روزه است. جوان نباید دنبال عوامل شهوت پرستی و شهوت رانی باشد. او(چه مجرّد و چه متأهّل) باید به همه واجبات الهی عمل کند زیرا کسی که خود را گرفتار شهوت رانی و شهوت پرستی نکند، قطعاً به قیامت و حسابرسی اخروی باور دارد.

حال برای اینکه فرد مجرّد نماند، باید یک همسر مناسب انتخاب کند و ما می خواهیم بدانیم یک همسر خوب چه ویژگی هایی دارد. و هرگز نباید تنها در اندیشه لذّتهای شخصی خود بوده و صرفاً به دنبال ارضای آنها باشیم.

یکی از این شرایط این است که فرد باید دارای خانوادۀ مناسب و اصیل باشد و منظور ما از اصالت خانوادگی، متّقی و پارسا بودن است نه ثروت و از طیف قدرتمندان کشور بودن.

 رسول خدا(ص): «إنَّ اللهَ جَمیلٌ و یُحِبُّ الجَمالَ».

عفاف، یک حالت روحی و فضیلت اخلاقی هست که سبب می شود انسان اندام ظاهری خود را وسیلۀ خودنمایی و جلب توجّه دیگران قرار ندهد و دیگران نتوانند از او هیچ گونه سوء استفاده ای کنند. انسان عفیف حیا دارد که دیگران به جهت بدنش به او توجّه کنند و به تحسین و تمجید وی بپردازند. او در وجود خود ارزش والاتری می یابد که می تواند تحسین و احترام دیگران را برانگیزد. انسان عفیف، آراسته است اما آراستگی او به گونه ای است که جسم او وسیلۀ جلب توجّه دیگران قرار نمی گیرد. او خود را بزرگتر از آن می یابد که دیگران او را به عنوان یک ابزار نگاه کنند. به همان اندازه که رشته های عفاف در روح انسان ضعیف می شود، نوع آراستگی به خصوص آراستگی در پوشش تغییر می کند و پوشش جنبۀ خودنمایی پیدا می کند. امّا هر اندازه که این رشته مستحکم شود، پوشش و آراستگی ظاهری جلوه گاه زیبایی های روح و شخصیت متعالی انسان می گردد.

گرچه عفاف خصلت هر انسان با فضیلت است. چه زن باشد و چه مرد. اما وجود آن در زنان و دختران جلوه ای زیباتر و برتر دارد. زن ، آیت جمال خلقت است و این زیبایی هم در باطن و هم در ظاهر او متجلّی است. از سوی دیگر زن کانون «عفاف» خانواده هست.

صاحبان روح شکست ناپذیر و عزیز، در عین حضور در اجتماع، کورکورانه از دیگران تقلید نمی کنند و دیگران نمی توانند آن ها را ابزار رسیدن به خواسته ها و تمایلات خود قرار دهند. انسان های با شخصیت و عفیف توانسته اند، نه تنها از تأثیر سوء رفتار دیگران بر خود جلوگیری کنند بلکه با رفتار خود به آنها عزّت بخشیده و فضای جامعه را به سوی معنویّت و پاکی بیشتر سوق داده اند. رسول خدا(ص) می فرماید: "نگاه به نامحرم تیری زهرآلود از ناحیۀ شیطان است.هرکس به پاس حرمت الهی آن را ترک کند، خدا به او ایمانی می دهد که شیرینی آن را در دل احساس نماید".

پوشش زنان نیز بنا به فرمودۀ قرآن کریم، نه تنها آزادی و حضور مؤثّر آنان در جامعه را سلب نمی کند بلکه فعاّلیت های مؤثّر، مفید و بدون زیان آنان را ممکن می سازد، سلامت اخلاقی جامعه را بالا می برد، حریم و حرمت زن را حفظ می کند و آرامش روانی او را افزایش می دهد.

امام علی (ع): "آن کس که خود را گرامی بدارد، شهوت ها در نزد او حقیر و پست می شوند".

خانواده ارزشمندترین بنیاد اجتماعی نزد خداست که با پیوند زن و مرد به وجود می آید و با آمدن فرزندان، کامل می شود. پس از تولّد فرزندان، زن و مرد، مادر و پدر بودن را می پذیرند و فرزندان خود را در دامان مهربان خود تربیت می کنند. کلمۀ «انس»، «انسان» و «بنی آدم» در قرآن کریم اختصاص به جنس خاصی ندارد و هر پیامی که با این کلمات همراه شده، به زن و مرد، هر دو مربوط می شود. زیرا زنان و مردان به عنوان افراد نوع انسان، ویژگی های فطری یکسان و هدف مشترکی دارند که با استفاده از سرمایه های ذاتی خود می توانند به آن هدف برسند و در بهشت جاوید خداوند منزل گزینند.

از آن جا که خداوند زن و مرد را برای زندگی در کنار هم آفریده، تفاوت های تکمیل کننده در وجود آنها قرار داده و به یکدیگر نیازمند ساخته است. این تفاوت ها به معنی برتری ذاتی یکی بر دیگری نیست، بلکه برای ایفای نقش تکمیلی در خانواده و جامعه، بر اساس ویژگی های زیستی و روان شناختی و بهره مندی مناسب و به جا از توانمندی های متفاوت آن دو است. به طور مثال توانمندی عاطفی بالای زنان و قدرت جسمی بیشتر مردان برای آن است که زن و مرد دو نقش تکمیلی در کنار هم ایفا نمایند. زن، با محبّت مادری، فرزندان را رشد دهد و مرد با کار کردن خود نان آور خانواده باشد.

ابتدایی ترین زمینۀ شکل گیری نهاد خانواده، نیاز جنسی مرد و زن به یکدیگر است. این نیاز که احساس آن از دوران بلوغ آغاز می شود، اوّلین کشش و جاذبه را میان زن و مرد ایجاد می کند.

امّا نیاز برتری که زن و مرد را به زندگی با یکدیگر فرا می خواند، آرامشی است که بدین وسیله به دست می آید. این آرامش تنها با بودن در کنار همسر حاصل می شود و راه دیگری برای دست یابی به آن نیست. اگر فردی غرق در لذّت های جنسی باشد اما مجرّد زندگی کند، باز هم نوعی بی قراری درونی او را آزار می دهد و جای خالی همسر را در کنار خود حس می کند.

حتی ازدواج های ناموفّق هم ریشه در همین موضوع دارند که زن یا مرد به این نیاز همسر خود توجّهی ندارند و رفتاری آرامبخش از خود نشان نمی دهد. تجربه های روان شناختی گویای آن است که توانایی زن نسبت به مرد در ایجاد سکونت و آرامش بیش تر است و مبدأ آرامش در خانواده، اوست.

رسول خدا(ص): "در اسلام، هیچ بنایی نزد خدا محبوب تر از ازدواج نیست".

از زیباترین و حسّاس ترین تصمیم های زندگی، انتخاب همسر و آغاز زندگی مشترک است. زندگی یک جوان در کنار کسی که همسر او محسوب می شود، چنان برکتی به جسم و روح او دارد و چنان لذّتی را به ارمغان می آورد که هیچ چیز دیگری جای آن را نمی گیرد.

درست، برعکس این حالت، وقتی است که فردی بخواهد در قالبی غیر از ازدواج به نیاز جنسی خود پاسخ دهد. و در آن صورت، لذّت آنی برخاسته از گناه، پس از چندی روح و روان فرد را پژمرده می کند و شخصیت او را می شکند. این گونه اشخاص، به جای بازگشت به سیر درست، برای فرار از این پژمردگی به افراط در گناه کشیده می شوند. اما نمی دانند که روحشان مانند تشنه ای است که هر چه بیش تر به او آب دریا می دهند، بر تشنگی اش افزوده می شود و بی قراری اش شدّت می گیرد.

آمادگی زیستی و روحی ازدواج نیازمند دو بلوغ است: یکی بلوغ جنسی و دیگری بلوغ عقلی و فکری که مدّتی پس از بلوغ جنسی ایجاد می شود و نباید فاصله میان بلوغ جنسی و عقلی با زمان ازدواج زیاد شود و تشکیل خانواده به تأخیر افتد.

به همین دلیل پیشوایان ما همواره دختران و پسران را به ازدواج تشویق و ترغیب کرده و از پدران و مادران خواسته اند که با کنار گذاشتن رسوم غلط، شرایط لازم برای ازدواج آنان را فراهم کنند و به خاطر برخی پندارهای باطل، فرزندان خود را به گناه نکشانند و جامعه را گرفتار آسیب ها نسازند.

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: "کسی که ازدواج کند، نصف دین خود را حفظ کرده است؛ پس باید برای نصف دیگر از خدا پروا داشته باشد". وظیفۀ جوانانی که به بلوغ جنسی و عقلی رسیده اما هنوز امکان ازدواج پیدا نکرده، از نظر قرآن کریم این است که راه عفاف را پیش گیرند تا خداوند آنان را بی نیاز کند از فضل خود. قرآن کریم، هیچ راهی جز عفاف و پاکدامنی و مهار نفس را نمی پذیرد؛ زیرا خدایی که غریزۀ جنسی را به انسان داده است، هم به او نیروی ایمان و اراده ای بخشیده که بتواند خویشتن داری کند و مانع گناه شود. زن آرامش بخش زندگی است. جایی که امیر مومنان(ع) می فرمایند: "جهاد زن، آراستگی و زیبایی برای شوهرش است".

منابعی که به صورت اختصار از آنها استفاده شده است:

  1. احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی، نویسنده: سیّد مسعود معصومی
  2. انتخاب همسر، نویسنده: ابراهیم امینی
  3. زن از نگاه روشنفکران، نویسنده: زهرا تشکّری
  4. نظام شخصیت زن در اسلام، نویسنده: زیبایی نژاد و سبحانی
  5. حقوق زن، نویسنده: حمید کریمی
  6. احادیث متعدّد از نهج البلاغه
  7. و احادیث متعدد از پیامبر(ص) و آیات مختلف از قرآن کریم
پایان
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۱/۲۰
امید شمس آذر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی