حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

مشخصات بلاگ
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
یا حق

طبقه بندی موضوعی

تاریخ پریان

شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۵۴ ق.ظ
واژۀ پری در ادب فارسی مطلقاً به معنی زیباروی به کار رفته است و گفته اند پریان نوعی اند از زنان جنّ که بسیار زیبایند. همچنین در ایران باستان به فرشتگان نر و ماده معتقد بودند. فرشتگان نرینه را سروش و فرشتگان مادینه را پری می نامیدند. یا شاید بوان گفت جنّیان را مادینۀ فرشتگان می دانستند. پری در نهایت به معنی جنّ در معنای عام است. سروش نیز امروزه معادل هاتف در عربی ست.

پری در اصل صورتی ست از "پاریا" یا "پایریکا" و آن عنوانی بوده است که آریان به بومیان سیاهپوست هند یعنی دراویدی ها داده بودند. چنانکه در ایران نیز این بومیان را "دیوا" یا همان دیو نامیده بودند. امّا واژۀ جنّ در عربی با واژگانی چون جان، جنین، جَنّت، جُنّة، جنایت، و... هم ریشه است. اگر دقّت کنیم،می بینیم که همۀ این اسامی در امر پنهان بودن باهم مشترکند: جان بخش پنهان وجود انسان، جنین کودک پنهان در شکم مادر، جنّت باغی که شاخسارهای انبوهش مابقی آن را از دید پنهان کند، جَنّة به معنی سپر که جنگاوران پشتش پنهان می شوند، جنایت ارتکاب جرم پنهانی، و... . در نهایت جنّ در عربی یعنی موجود پنهان.

مؤلّف "روضة الصّفا" از قول ابن عبّاس گفته که: «اسم ابوالجنّ "سوما" ست و جان لقب او». سپس می افزاید: «در اسفار آدم(ع) آمده اسم جان "طارنوش" بود». پریان بیش از انسانها بر زمین قدمت دارند. خلقتشان از آتش است و مانند انسانها از اختیار برخوردار بوده و مؤمن و کافر دارند؛ امّا زمینۀ شرّ در نزد آنان بیشتر از آدمیان است و این به خاطر تکامل نیافتگی خرد و اندیشه شان نسبت به میانگین آن در آدمی ست. آنان بعد از هبوط آدم(ع) از دید انسان پنهان شده اند. بعد از بعثت پیامبر خاتم (ص) نیز قدرت فضانوردی از آنان سلب شده است. در زمان سلیمان نبی (ع) مدّتی به خدمت تکنولوژی بشری درآمدند، چنانکه دیوان در زمان جمشید.

غول -که در عربی غیل گویند- برگرفته از "گور" به معنی درشت اندام است. بنا به یک نظر، پیروان دین زرتشتی را به علّت درشت اندامی شان گبر گفته اند که از این ریشه است. قول در ترکی معنی بنده می دهد. پسر را در عربی إبن و در ترکی "اُغول" و پسربچّه را در عربی "غلام" و در ترکی "اَغلان" می گویند. با توجّه به این داده ها، می توان دریافت علّت اینکه به غول ها در داستانها نقش خدمتکار داده اند، همین مسئله است و نیز این که بعضی انسانها موفّق به رام کردن غول ها شده اند.

طبق باورهای مسلمانان، غول ها گروهی اند از پریان که در بیابانها به راهزنی و آزار مسافران می پردازند. "آل" ها یا "آل بانو" ها نیز ظاهراً متعلّقه های محترمۀ همین آقایان غول هستند که در مناطق مسکونی به صنعت شریف آزار و اذیّت زنان آبستن اشتغال دارند. باور قدیمی "بختک" نیز از همین سنخ است. امّا در بازگویی داستانها و فرهنگ عامّه باید به تفاوت شخصیّتی غول و دیو توجّه داشته باشیم. تمام موجودات ترسناک -یا به اصطلاح عمومی هیّولاها- چه ریشه در واقعیّت داشته باشند و چه افسانۀ محض باشند، هویّت تعریف شدۀ خاصّ خود را دارند. در اینجا نیز دیو دارای شخصیّتی هوشمند، خبیث و سرکش است؛ در حالی که غول عقب مانده، نادان و در عین حال رام شدنی ست. در برخی ترجمه های قرآن، شیاطین را به دیوان برگردانده اند که تعبیر رسایی نیست و باید در اصل اهریمنان آورده شود.

اهریمنان یا شیاطین، همگی اولاد ابلیس اند که کارشان وسوسۀ اولاد آدم است. البتّه همکارانی هم از بین انسانها دارند. به فرمودۀ حضرت علی(ع): ابلیس 6 هزار سال عبادت خدا را کرده و به جایگاهی رسیده بود که برای فرشتگان منبر می رفت و آنان از او تبرّک می جستند. امّا به خاطر نافرمانی خداوند متعال، به یکباره از آن مقام بلند سقوط کرد... . اولاد جان نسل امروزی پریان محسوب می شوند.

مؤلّف روضة الصّفا در ادامه، تاریخ مختصری از جنّیان را ذکر نموده که این مطلب را با نقل آن به پایان می بریم:

«خداوند مخلوق اوّلیّۀ زمین را از تار سموم خلق کرده بود. آنها عاصی شدند. خداوند تمامشان را هلاک فرمود، مگر عدّۀ قلیلی که توبه کرده بخشیده شدند و "حلیایش" نام را بر آنها والی یا پادشاه مقرّر داشت. این طبقۀ دوم نیز به طبقۀ اوّل تأسّی جسته، راه نافرمانی پیش گرفتند. آنها هم به همان غضب گرفتار شدند. بقیّةالسّیف ضعیف آنها با اصلاحات لازمه، محکوم به اطاعت "هوماس" نامی شدند که مرد با فضایل و اخلاقی بود و او به این طبقۀ ثالث سلطنت می کرد، تا وقتی که آنان نیز به طریق متقدّمین از جادۀ صلاح خارج شدند. خداوند یک لشکری از ملائکه بر آنها مسلّط کرد و آنها را مقهور و مغلوب ساخت. و از جملۀ اسرای آن جنگ بزرگ، "ابلیس" بود که خداوند از او خوشش آمد و او را رئیس آن قشون آسمانی قرار داد و سلطنت طبقۀ چهارم شروع شد که بنی جان بودند. مدّت آنها هم که منقضی گشت، خداوند ایشان را هلاک نکرد؛ ولی به همین اکتفا نمود که آنها را از سلطنت خلع نماید و حقوقشان را به اولاد آدم بدهد که بنی جان آنها را تحقیر می نمایند، زیرا که خلقت ایشان از خاک است و حال آنکه اینان از آتش خلق شده اند».

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۲۲
امید شمس آذر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی