حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

مشخصات بلاگ
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
یا حق

طبقه بندی موضوعی

خودمصادرگی

پنجشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۴ ب.ظ

با توجّه به آیۀ شریفۀ «الله ولیّ الّذین آمنوا یخرجهم من الّظلمات إلی النّور والّذین کفروا أولیائهم الطّاغوت یخرجونهم من النّور إلی الظّلمات...»، نور واحد است و ظلمات کثیر. امّا با توجّه به اینکه زمان فاروق است و در نهایت حق را از باطل جدا می سازد، دور از انتظار نیست که ظلمات کثیر در اواخر زمان با علیه دشمن مشترک خودشان به سرپرستی آن ظلمت اصلی متّحد شوند؛ یا به تعبیری ان ظلمت اصلی دیگر ظلمات را برای مقابله با نور واحد تحت سیطرۀ خود درآورد. این ائتلاف را یکجا می توانیم "جریان باطل" بنامیم. منظور از ظهور دجّال در آخرالزّمان هم همین است.

رهبر این ائتلاف همان آیینی است که خطرناکترین انحراف مسئلۀ شرور عنوان شده است: "اعتقاد به خدایی که نه خوب است و نه بد و خوب مطلق و بد مطلق دو تن از مخلوقاتش انسان کامل و شیطان اند که به نمایندگی از او جهان خلقت را اداره می کنند". در عرصۀ اجتماعی نیز در واقع اعتقاد به این تفکّر غلط که: قدرت حقیقی در آمیختگی خوبی و بدی است و فرد تا زمانی که خوب یا بد است نمی تواند قدرتمند باشد. در عرصۀ سیاسی نیز قدرت از آن کسانی است که همواره سکوت اختیار کنند و موضعگیری راست یا چپ خود را هیچگاه به طور آشکار عنوان نکنند. و به طور خلاصه توصیه به این که فرقی ندارد آدم خوبی باشید یا آدم بدی، به هر حال سعی کنید آدم بزرگی باشید !!

این آیین ابتدا در هند با نام "برهما" ظهور کرد و بعدها مجوّز آیین شیطان پرستی یا دیویسنی را در اعصار بعدی فراهم کرد. البتّه دیویسنی با "پرستش شر" که امروزه به غلط شیطان پرستی خوانده می شود اشتباه نشود. بعضی نیز به غلط از شیطان پرستی قدیم و جدید صحبت می کنند که تعبیر صحیحی نیست و اشتراکات این دو نحله آنقدر نیست که هر دو را ذیل یک عنوان قرار بدهیم. دیویسنی که بعدها مدّتی دین بومیان هند و ایران و اروپا شد، در ایران جای خودش را به آیین زمینی ولی توحیدی مزدیسنی داد که این نیز با دین آسمانی زرتشت(ع) که بعدها ظهور کرد نباید اشتباه شود، ولی در سرزمین هزارآیین هند همچنان باقی ماند. در یونان هم تا حوالی ظهور اسکندر یعنی تا زمان غالبیّت آیین میترا برگرفته از مهرپرستی ایرانی -که این نیز با خورشیدپرستی نباید اشتباه شود- در اروپا دوام آورد و حتّی چند سدۀ منتهی به آن، آیین رسمی سراسر یونان و روم شد. آیین برهما در ایران با نام آیین "زروان" شناخته شد و بعدها در بین بنی اسرائیل با نام "کابالا/قباله" یا به اصطلاح عرفان یهود.

امثال شمرون بن یساکار (سامری) پیرو این آیین بودند که توانستند دین موسی(ع) را بر اساس آن  تحریف کنند. دیگر ادیان اسمانی را هم عمدتاً همین گروه بودند که تحریف کردند. تا اینکه همزمان با انقلاب فرانسه به طرز جالبی با تأسیس کشور آمریکا نیز تقارن زمانی دارد، این جریان خواست دیگر یک سر و سامانی به خودش بدهد و به صورت تشکیلاتی و منسجم فعالیت سازمان یافتۀ خودش علیه جریان حق را شروع کند، چون دیگر کم کم آخرالزّمان داشت شروع می شد! همزمان با آن، یک صنفی در فرانسه و برخی از دیگر کشورهای اروپایی فعالیّت می کردند با فراماسون ها یا بنبایان آزاد که واقعاً بنّا بودند و صنفشان یک صنف صنعتی و اقتصادی بود و به هیچ وجه جنبۀ اعتقادی و سیاسی نداشت. جریان باطل پیش گفته، تشکیلات آن صنف را تمامی به نفع سازمان تازه تأسیس خود مصادره کرد و خود را به نام آنان "فراماسونری" نامید و علامت گونیا و پرگار را که ابزار و آلات بنّایی هستند، نماد خود قرار داد. آن وقت برای توجیه ارتباط این اسم و این نماد با فعالیّتهای دین ستیزانه و استعمارگرانۀ خود، داستانهای مربوط به بنای هیکل سلیمان(ع) و... را جعل کرد.

 امّا بدبختی اینجاست که بعضی شیاطین انس در جمع ما مانند آقای علی رفیعی (به اصطلاح علی اکبر رائفی پور که در شیطنت دست کمی از آقای مرتضی محبّ الاولیاء ندارد!)، جریان باطل را کلّاً فراماسونری می نامند. بعضی دیگر هم که ناخواسته -شاید هم خواسته- آلت دست آنها قرار گرفته اند، از سازمان استعماری و نه مکتب و آیین فراماسونری صحبت می کنند و حتّی از این میان عدّه ای می گویند: "فراماسونری دوتاست؛ یکی انگلیسی، یکی فرانسوی" و مثلاً در پاسخ به شبهۀ فراماسون بودن سیّد جمال الدّین اسدآبادی وی را از سنخ فراماسون های نوع دوّم یعنی فرانسوی عنوان می کنند؛ سیّد جمال در واقع بنّا بوده است!! هر کدام از اینها یک جای قضیه را درست و جای دیگر را غلط می گویند و یا ناگفته می گذارند (از سر شیطنت یا نادانی و یا هردو) که این وسط فرصت برای تکفیری ها فراهم می شود که معمولاً هم از بین خودشان هستند. در مورد این تکفیری های مدرن ان شاءالله در آینده بیشتر توضیح خواهم داد.
  • امید شمس آذر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی