حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حرف اوّل
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
با سلام
حقیقت روشن، دربردارندۀ نظرات و افکار شخصی است که پس از سالها غوطه خوردن در تلاطمات فکری گوناگون، اکنون شمّۀ ناچیزی از حقیقت بیکرانه را بازیافته و آمادۀ قرار دادن آن در اختیار دیگر همنوعان است. مطالب وبلاگ در زمینه های مختلفی سیر می کند و بیشتر بر علوم انسانی متمرکز است. امید که این تلاش ها ابتدا مورد قبول خدا و ولیّ خدا و سپس شما خوانندگان عزیز قرار گیرد و با نظرات ارزشمند خود موجبات دلگرمی و پشتگرمی نگارنده را فراهم آورید.
سپاسگزار: مدیر وبلاگ


[توجه: نگارنده پایگاه اطلاع رسانی دیگری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ندارد]

موضوعات
نویسندگان

تفریط و افراط

سه شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۳۲ ق.ظ

امیال مختلفی درون انسان است که همه آنها با عقل مدیریّت می شوند. انسان وقتی گرسنه شود، اگر عقلش کار نکند، همه چیز می خورد. وقتی تشنه شود، اگر عقلش کار نکند، همه چیز می نوشد... . عشق به معنای معمول کلمه مثل عشق به جنس مخالف هم یکی از همین امیال طبیعی است، باید با عقل مدیریّت شود. حالا چون انسان گرسنه یا تشنۀ بی عقل دلش می خواهد همه چیز بخورد یا بنوشد، باید بگوییم گرسنگی یا تشنگی نقطه مقابل عقل است؟! عشق هم همینطور است و به هیچ وجه -برخلاف آنچه که تبلیغ شده- نقطه مقابل عقل نیست. این تبلیغ و اغراق، به خاطر کوتاهی های قبلی در ادا کردن حقّش بوده.

عشق به معنایی که اغلب استفاده می کنیم، از باور به اصل "اختیار" ریشه می گیرد و این از ویژگی های مکتب تشیّع است که در قرون اوّلیّۀ اسلامی در حاشیه بود. در آن زمان فلسفۀ مشّایی و کلام معتزلی در جهان اسلام حاکم بود که ویژگی شان عقل گرایی غلیظ شان بود. حتّی در عرصۀ ادبیّات فارسی هم سبک خراسانی برقرار بود که از همین ویژگی برخوردار بود. برای همین مفهوم عشق را به اندازه ای که امروزه مهم می دانیم، مهم ندانستند و روایات مربوطه را هم کنار گذاشتند. البتّه "احتکار" نکردند و روایات الآن هم در دست ما هست، ولی در تفسیر و تشریح آنها کوتاهی کردند. بعدها هم هواداران فلسفۀ اشراقی و کلام اشعری و سبک شعری عراقی برای اینکه اوج کوتاهی های دولت قبل(!) را نشان بدهند، در اهمّیت عشق و عاشقی اغراق کردند. در حال حاضر هم معدود علمایی که بعضاً به این موضوع می پردازند، همگی خط شکن بوده و از پیشینیان خود چیزی به ارث نبرده اند که نقل کنند.

پس عشق و عقل هیچگاه در مقابل هم نیستند و عقل نقش مدیریّت عناصر مختلف وجود انسان را بر عهده دارد که البتّه عشق نیز برترین آنهاست.


  • امید شمس آذر

نظرات  (۰)

نظری ارسال نمایید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی