حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

مشخصات بلاگ
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
یا حق

طبقه بندی موضوعی

باورهای غلط در مورد ازدواج

يكشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۵۶ ق.ظ

ببینید چقدر از آنچه که باید باشد، فاصله گرفته ایم:

1- میگویند "نامزدی بهترین دورۀ زندگیه". نامزدی (منظور دوران عقد تا عروسی) طبق منطق قرآن یک دورۀ زاید است. وقتی شرع اجازه داده دختر و پسر قبل از مطّلع کردن خانواده ها خودشان -به شرط حفظ حدود و طولانی نشدن مدّت- با هم آشنا شده و قرار های بعدی را بگذارند، این میان دورۀ نامزدی که به اسم آشنایی برقرار می شود، چه حکمتی خواهد داشت؟ علاوه بر آن، ضرر بزرگی هم که دارد، جایگزینی اصل با فرع در امر ازدواج است؛ خداوند هدف ازدواج را آرامش روحی و مؤانست عاطفی ذکر کرده و بهره گیری جسمی در درجۀ بعدی اهمّیت است. در دورۀ نامزدی، زوجین تا حدّ اوج به همدیگر ابراز محبّت می کنند، برای هم هدیه می خرند، با همدیگر به گردش می روند، حرفهای عاشقانه ردّ و بدل می کنند، ولی جسمانیّات تا بعد از زمان عروسی به تعویق می افتد؛ اینگونه خود به خود در ذهنشان چنین جا می افتد که انگار آن مسائل -که درواقع حکم چاشنی دارند- اصل قضیه است که لازم است به خاطرش  انتظار بکشند. به همین خاطر، بعد از عروسی همۀ آن ابراز محبّت ها و عاشقانگی ها در نظرشان لوس آمده و قطع می شود، حلقۀ پیمانشان را هم که می بایست تا پایان عمر نگه دارند، همان اوایل می فروشند. می ماند مشکلات زندگی و مسئولیتهای بچّه داری. اگر هم باهم خلوت کنن، صرفاً جسمانی بوده و دیگر خبری از خلوت کردن برای صحبت های محبّت آمیز نیست. اگر عروسی همان ابتدا برگزار شود، تمام این موارد دوران خوش نامزدی تا آخر عمر ادامه پیدا خواهد کرد.

2- مجری برنامۀ دورهمی از مهمانان می پرسد "عاشق شدی؟ بعدش چی شد؟" مهمانان متأهّل -انگار که همسر کنونی شان عشق اوّل و آخرشان بوده- سرشان را بالا گرفته و می گویند: بله، بعدشم ازدواج کردیم. مهمانان مجرّد هم سرشان را پایین انداخته و می خندند!... . سؤال اوّلی صحیح است، ولی سؤال دوّمی غلط است. مرد و زن بعد از اینکه ازدواج کردند، خداوند عشق و محبّت را در قلبشان قرار می دهد و روز به روز عاشق تر می شوند و احساس خوشبختی هم می کنند عمیقاً. قبل از ازدواج، فقط باید عقل حاکم باشد و ملاک انتخاب همسر قرار بگیرد.

3- "پسر خوبیه، ولی به دلم ننشست؛ جنم مردی نداره. / دختر خوبیه، ولی به دلم ننشست؛ روابط اجتماعیش بالا نیست". حرفهایی که بعضی دختران و پسران هنگام پسند کردن طرف مقابل به بزرگترانشون می گویند. غافل از اینکه ابّهت مردی، روابط اجتماعی بالا، تبحّر در برقراری رابطه با جنس مخالف و مواردی از این دست، همگی از تجربه های قبلی جوان (اعمّ از دختر یا پسر) حاصل می شود و تجربه در این زمینه هرچه بیشتر، جوان هم -بدون تعارف- بی حیاتر. این ناممکن است که ما، هم به دنبال یک نفر چشم و دل پاک و آفتاب و مهتاب ندیده باشیم و هم ازش توقّع روابط عمومی بالا و مهارت در برقراری ارتباط و... داشته باشیم. مانند میوۀ توت که اگر شسته بخوریمش، شیرینی اش از بین می رود و اگر بخواهیم شیرین بخوریم، خاک توی دهانمان می رود. یکی از این دو را باید انتخاب کنیم. پاکی و شیرینی یک جا قابل جمع نیست. جوانان مذهبی باید افتخار کنند که کم تجربه هستن، باید افتخار کنن که (به این معنا) هوش اجتماعی شان پایین است، باید مباهات کنند آن مردانگی "دخترکش "و آن زنانگی "پسرکش " را که دوستان ازش برخوردارند، اینها ندارند. همۀ این موارد بعد از ازدواج، از راه حلال فراهم می شود.

4- از یک طرف می گویند "دخترعمو_پسرعمو مثل خواهر_برادرن"، از طرف دیگر می گویند "عقد دخترعمو_پسرعمو رو تو آسمونها بسته ن". من نمی دانم، یعنی خواهر و برادر می توانند باهم عقد کنند؟! کسی که ازدواج با او حرام است محرم، و کسی که ازدواج با او حرام نیست نامحرم است. دخترعمو و پسرعمو، دخترخاله و پسرخاله، دختردایی و پسرعمّه، دخترعمّه و پسردایی همگی نسبت به هم نامحرمند و باید از ابتدا حریم ها و حجابها را پیش همدیگر رعایت کنند.

5- دختران 9 ساله ،12 ساله و حتّی 14 ساله و 16 ساله بدون حجاب واقعی در جامعه ظاهر می شوند، پدر و مادرشان توجیه می کنند که "این هنوز بچّه ست". انگار خداوند -نعوذبالله- به اندازۀ اینها حواسش نبوده که سنّ تکلیف را چطور تعیین کند. سابق بر این، دخترانی که سنّ ازدواجشان بالا می رفت، کم کم حجاب خود را کنار می گذاشتند و شروع به جلوه گری می کردند تا بلکه بختشان باز شود؛ امّا الآن قضیۀ حجاب به کلّی منتفی شده و این دو دورۀ بچّگی و دم بختی باهم یکی شده اند. به این صورت که: تا 16 سالگی بچّه اند، از 15 سالگی به بعد هم که وقت شوهر کردنشان می رسد! پس کی قرار است حجاب داشته باشند؟ نمی دانیم.

6- "مهریه رو کی داده؟ کی گرفته؟" خیر! اینطور نیست. مهریه را خیلی ها داده اند و خیلی ها هم گرفته اند. می بینیم زنانی را که به صورت ظاهری با مردی با مهریۀ بالا ازدواج می کنند، بعد مهریه شان را به اجرا می گذارند و از همسرشان جدا می شوند، مرد راهی زندانمی شود تا نهایتاً مهریه را جور کند، زن هم می رود سروقت گزینۀ بعدی و اصلاً از این راه زندگی اش را می گذاراند.

7- "معضل جامعۀ ما اینه که سنّ ازدواج بالاست". این حرف کاملاً درست نیست. پیش از این، اگر سنّ ازدواج 18 سالگی بود، سنّ بلوغ هم 17 سالگی بود و فاصلۀ بین این دو فقط یک سال بود. الآن اگر سنّ ازدواج تا 36 سالگی بالا رفته، سنّ بلوغ هم تا 12 سالگی پایین آمده و طول این مدّت بحرانی به 25 سال رسیده. معضل اصلی جامعۀ ما افزایش فاصلۀ بلوغ تا ازدواج است.

8- بعضی دولتمردان در بعضی برهه ها القاء می کنند "جوانان دنبال آزادی جنسی اند". خیر آقا! جوانان دنبال همسرند. ازدواج را آسان کنید، معضل حجاب و بحران جمعیّت و خیلی چیزهای دیگه حل خواهد شد. آزادی جنسی در این شرایط فقط به پایین تر آمدن سنّ بلوغ و بحرانی تر شدن اوضاع کمک می کند و یک نقشۀ شیطانی است.

9- "ازدواج موقّت جایگزینی برای ازدواج دائم است". خیر! بلکه ازدواج موقّت جایگزینی حلال برای فحشاست. اینچنین می شود که به جای اینکه این امر بین پسران جوان با زنان بیوه جاری شود -که مدّنظر اسلام است- بین مردان متأهّل با دختران جوان رایج می شود. و در این میان فعّالیت های سینمایی محمّدرضا شریفی نیا هم خیلی در تبلیغ این فکر غلط تأثیر داشته.

10- "اگه نتونستی کفو خودت رو پیدا کنی، به دنبال یکی باش که صرفاً بهت آرامش بده". طبق فرمودۀ قرآن، آرامش فقط از راه کفویّت حاصل می شود؛ ابتدا می فرماید: «...ازواجاً منکم»، بعد از آن می فرماید: «لتسکنوا إلیها». آن فکر غلط متأسّفانه در بین برخی از خواصّ ما که به دلیل خاص بودنشان به آسانی نتوانسته اند در محلّ زندگی خودشان کفو خود را پیدا کنند، جا افتاده است. حتّی دانشمندان و بزرگانی مثل شهید چمران هم این راه غلط را رفته اند و بعد از اینکه زندگیشان به طلاق کشیده شده، دوباره زندگی جدیدی را از نو شروع کرده اند. چنین افرادی، اگر کفو خودشان را به صورت بالفعل هم پیدا نکردند، بای به کفو بالقوّه قانع باشند و فعلیّتش را خودشان به ظهور برسانند. چرا که اگر منتظر پیدا شدن کفو بالفعل باشند به دلیل "فول آپشن" بودن خودشان، باید تا بیش از نودسالگی(!) هم منتاظر بمانند که عملاً ناممکن است. اگر هم قید کفویّت را زده و به زعم خود آرامش صرف قانع شوند، از اساس غلط است.

11- جوان دنبال شغل می رود، می گویند "باید متأهّل باشی"، وقتی هم به خواستگاری می رود، می شنود "باید کار داشته باشی"، یعنی به مجرّدها کار نمی دهند، به بیکارها هم زن نمی دهند !! این دور باطل از کجا باید قطع شود؟ خدا خانمان باعث و بانیان این چرخه را روی سرشان ویران کند -آمین-؛ امّا تکلیف جوانان این وسط این است که: روی حالات "نیمه شاغلی" و "نیمه مجرّدی" حساب باز کنند و هردو را همزمان به پیش ببرند. مانند دو چاقو که با به هم مالیدن تدریجی شان، هردو تیز می شوند. ان شاءالله که مشکلاتشان حل می شود.

12- "باید عاشق بشم، بعد". این نیز از باورهای رایج دخترن و پسران جوان است که مطابق آنچه که در بند 2 توضیح داده شد، اشتباه بوده و باید تصحیح گردد.

13- "برای بچّه دار شدن زوده". بعد از ازدواج هم، گاه از زبان زوج های جوان چنین سخنانی می شنویم. آنان به این مهم توجّه ندارند که: اگر سنّشان بالا رفت، علاوه بر ضرراتی که بر جسم و روان کودک عاید می شود، خودشان نیز حوصلۀ تربیت فرزند را به آن اندازه ای که در جوانی دارند، نخواهند داشت. پس باید در همان اوایل اقدام کنند.


  • امید شمس آذر

نظرات  (۱)

سلام 
خیلی متن خوب و جامعی بود 
و به نکته طلایی هم اشاره کردین ،گپ زیاد بین سن بلوغ جسمی و بلوغ عقلی،  که این هم بخاطر بی سوادی و نا اگاهی خانواده هاست که نمیفهمند که وقتی بچه های خردسالشون صبح تا شب پای سریال های ماهواره ای هستن چه اتفاقات وحشتناکی رو در ضمیر ناخود اگاه بچه ثبت میکنند ..
در کل ازدواج با این شرایط فرهنگی پیچیده و....خیلی اتفاقات روحی و روانی که افراد درگیرشن یه ریسک خیلی بزرگه 

پاسخ:
سلام
معدود احادیثی وجود داره که ازدواج رو برای جوانان جویای کمال در آخرالزّمان نفی میکنه. من وقتی امثال دکتر آیدنلو رو میبینم، به خودم امیدوار میشم. آخرین بار که دیدمشون مجرّد بودن و در جواب کسانی که میگفتن: تو پس کی ازدواج میکنی؟ ، میگفتن: من ازدواج کرده م، من با کتابهام ازدواج کرده م! اینها همه یک طرف قضیه ست، طرف دیگه ش اینه که.... !

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی