حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حرف اوّل
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
با سلام
حقیقت روشن، دربردارندۀ نظرات و افکار شخصی است که پس از سالها غوطه خوردن در تلاطمات فکری گوناگون، اکنون شمّۀ ناچیزی از حقیقت بیکرانه را بازیافته و آمادۀ قرار دادن آن در اختیار دیگر همنوعان است. مطالب وبلاگ در زمینه های مختلفی سیر می کند و بیشتر بر علوم انسانی متمرکز است. امید که این تلاش ها ابتدا مورد قبول خدا و ولیّ خدا و سپس شما خوانندگان عزیز قرار گیرد و با نظرات ارزشمند خود موجبات دلگرمی و پشتگرمی نگارنده را فراهم آورید.
سپاسگزار: مدیر وبلاگ


[توجه: نگارنده پایگاه اطلاع رسانی دیگری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ندارد]

موضوعات
آخرین نظرات
نویسندگان

سرانه و رسانه

چهارشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۵:۴۵ ب.ظ

آقای شمخانی -که بنده قبولش دارم- در مورد ماهواره می گفت: «ماهواره چیز خوبی است؛ آشنایی با انواع نظرات و افکار و سلایق، انسان را حقیقت بین و روشن نگر بار می آورد». امّا این آشنایی با نظرات دیگران، زمانی سودمند است که با نظرات خود نیز آشنا باشیم. برای ملّتی که هنوز سرانۀ مطالعه اش چند دقیقه در روز بیشتر نیست، آشنایی با نظرات دیگران یعنی شستشوی مغزی. بعضی هم جاافتادن ماهواره در سطح جامعه را با جاافتادن تدریجی ضبط صوت و ویدئو مقایسه می کنند که اوایل انقلاب ممنوع بود، ولی بعداً پذیرفته شد؛ در حالی که ماهواره که دستگاه گیرندۀ برنامه های تلویزیونی های بیگانه و خارج از کنترل ماست، با دستگاههایی که برنامه های صوتی و تصویری آن را در قالبهایی مثل نوار کاست یا فیلم ویدئو یا C.D به اختیار خود دریافت می کنیم، متفاوت بوده و در اصل قبل از اینکه یک وسیله باشد، یک "رسانه" است و تنها با رسانه هایی مثل رادیو و تلویزیون قابل مقایسه است. مخالفت با نوار کاست و ویدئو و امحای آنها هم از اشتباهات فاحش اوایل انقلاب بوده است و اشتباه بودن آن، دلیل بر اشتباه بودن مخالفت حال حاضر با ماهواره نمی شود.

امّا در این مقال، بیشتر بر روی انواع شبکه های ماهواره ای می خواهم تمرکز کنم؛ معمولاً در نزد عموم مردم که برای دریافت برنامه های شبکه های بین المللی بیگانه، اقدام به تهیّه و نصب دستگاه ماهواره می کنند، این شبکه ها به دو گروه شبکه های اروپایی_آمریکایی و شبکه های ترکیه تقسیم می شوند. نیروهای انتظامی و حفاظتی کشور هم که عمدۀ مضرّات ماهواره را دو مسئلۀ "تضعیف بنیان خانواده" و "تحریک سیاسی" عنوان می کنند، بیشتر بر روی اروپا و آمریکا حسّاسیت دارند و به اندازۀ آن بر روی ترکیه حسّاس نیستند؛ آنهم با این استدلال که قباحت برنامه های ترکیه ای تنها در رقص و ساز و آواز و بزن و بکوب خلاصه می شود، ولی برنامه های اروپا و آمریکا -بطور خاص لس آنجلس نشینان- شامل جنبه های سیاسی نیز هست و مستقیماً با نظام جمهوری اسلامی ابراز عناد می کنند. امّا آیا واقع قضیه نیز همین است و فی المثل هیچ اثری از عناد با جمهوری اسلامی در برنامه های ترکیه وجود ندارد؟

بنده جایگاهی در سیستم انتظامی و حفاظتی کشور و نظری در خصوص برنامه های کلان آنجا ندارم؛ ولی از آنجا که یگانه تشکیلات بی عیب و نقص دیوانسالاری متعلّق به تشکیلات معصوم -علیه السّلام- است، با عقل ناچیز خود به نقد این دیدگاه می پردازم: سلطنت طلبان لس آنجلس نشین، خود بهتر از همه می دانند که دوران پادشاه و پادشاهی سرآمده و هیچ کشوری که -خاصّه با انقلاب مردم- رو به حکومت جمهوری آورده، دوباره به دوران استبداد سلطنتی باز نمی گردد. آنان فقط برای اینکه بازماندگان خاندان شاه چون شهبانو فرح و رضا ربع پهلوی(!) دچار مرگ رسانه ای نشوند، این خاله بازی های تشریفاتی را در آنجا راه انداخته و اداره می کنند. از این رو مواضع آنان نیز در دشمنی با جمهوری اسلامی، مواضعی صرفاً سلبی بوده و موضع سلبی راه به جایی نمی برد. آنان اگر حکومت امروز ایران را نفی می کنند، جایگزینی برای ارائه ندارند و در میان سماع موسیقی و دود سیگار و سکر مشروبات، در یاوه گویی های خود سرگردانند. این در حالی است که ترکیه -همسایۀ زیرک ما- که سالهاست با تظاهر به اسلامگرایی و احترام به فرهنگ دینی مردمانش و جا انداختن خود به عنوان میراث دار امپراطوری عظیم عثمانی، در حال ارائۀ "نسخه و الگو" برای مردم ماست، از این رو نیز برخلاف لس آنجلس نشینان، مواضعش از نوع ایجابی بوده و برای مثلاً آیندۀ جمهوری اسلامی -چه در مقام حرف اعلام کند چه نکند- جایگزینی تدارک دیده که عبارت باشد از: سکولاریسم. آنهم با معرّفی خود به عنوان نمونه ای موفّق از یک نظام اینچنینی.

دربارۀ سکولاریسم و گزاره های خودمتناقض آن سخن بسیار است و فرصت دیگری می طلبد. فقط در این فرصت اگر بخواهیم بررسی کنیم، به این نکته توجّه داشته باشید که: انسان موجودی اجتماعی و اسلام نیز دینی ذاتاً سیاسی است و هر آنچه نامش حکومت اسلامی باشد، چه به لحاظ نفس حکومت بودنش و چه به لحاظ اسلامی بودنش ماهیّتی کاملاً سیاسی دارد و اگر هم با دخالت مردم در امور مربوط به خود مخالف باشد و بخواهد سر آنان را با دیانت گرم کند تا قاطی سیاستی که در تعریف غیراسلامی آنان برابر با خدعه و دروغ و نیرنگ و بی دینی و در یک کلمه ماکیاولیسم یا به زبان خودمان پدرسوختگی است، نشوند، همین که اجازۀ خواندن قرآن و برگزاری نماز جمعه و جماعت و آیین حجّ و جهاد و خمس و زکات و امر به معروف و نهی از منکر و عزاداری امام حسین(ع) و یا حتّی برخی از این امور را به مردم بدهد، در میان مدّت گور خود را کنده است. ترکیۀ امروزی که به هیچوجه میراث دار امپراطوری عثمانی نیست، در دو راهی اسلامگرایی و ابراز حسن نیّت به غرب گرفتار است: از طرفی به عثمانی افتخار می کند و آثار فراوان هنری در خصوص آن خلق می کند، از طرفی در سریالی مثل "حریم سلطان" زنان حرمسرای عثمانی را که همگی حجاب که هیچ، نقاب هم داشتند، بی حجاب و گریبان گشاده نمایش می دهد! از طرفی شاهد رعایت سفت و سخت حجاب -مثلاً غیراجباری- در خیابانهای شهرهایش هستیم، از طرف دیگر شاهد صنعت گردشگری جنسی در سواحل دریاهایش! از طرفی به اسم مسلمان بودنش پس از نتیجه نگرفتن از سالها عجز و لابه و التماس ذلیلانه برای عضویّت در اتحادیّۀ اروپا، با حالتی مقتدرانه از آنجا روی بر می گرداند و از طرفی در اینجا با رژیم صهیونیستی دست دوستی می دهد!... .

این از دولتش؛ ولی در مورد مردمش نیز باید دانست که: اسلامیّت آنان یک نوع اسلامیّت عاریتی و برگرفته از بومیان رومی تبار آن سرزمین در قرون چهار و پنج هجری بوده. بومیانی که خود مسیحیانی بودند -آنهم آن مسیحیّت- که تازه مسلمان شده بودند! و آنان هم که به دست اینان به اسلام مشرّف شدند، پیش از اسلام نه اهل کتاب که شمنی بودند! حاصلش می شود همین که امروز می بینیم: یک نوع افکار التقاطی سطحی و بچّه گانه که نمونه اش را در سریال "کلید اسرار" -که متأسّفانه چند سالی از سیمای جمهوری اسلامی هم پخش شد- شاهد بودیم؛ داستانهایی که به بینندۀ خود چنین القاء می کنند که انگار قیامت و حساب و کتاب و بهشت و دوزخی در کار نیست و خبری هم از ابتلا و امتحان یا حکمت و مصلحت خداوندی وجود ندارد و خدا -نعوذبالله- دستگاهی است که هرکس کار خوبی در این دنیا انجام داد، بلافاصله دکمه اش را بزند و پاداش خود را دریافت کند و متقابلاً هرکس کار بدی هم انجام داد، به همان شکل و شیوه مجازات ببیند!... . تشیّع آنجا نیز عمدتاً بر پایۀ اندیشۀ منحط "علی الّلهی" است که از اساس اصول و فروع دینشان با ما شیعیان متفاوت است، ولی برخی علمای اسلامی در دورۀ معاصر فقط به خاطر حفظ وحدت اسلامی، آنان را با تسامح شیعه قلمداد کرده اند. هر از گاهی هم به موازات شاعران و نویسندگان روشنفکری که گرایش به اسلام در آثارشان محسوس است، این خوانندۀ مرد سه زنه از محمّد(ص) و علی(ع) می خواند و آن خوانندۀ زن سه شوهر عوض کرده از ابوالفضل(ع)! دانشمندان اسلامگرایشان نیز همواره با دادن آدرس های غلط، نهایتاً باعث وهن مذهب می شوند که نمونه های آن فراوان است.
به هرحال اختیار با خودتان است؛ اگر قرار است برای یکی از دو جهت مدارا بورزیم و برای آن یکی سخت بگیریم، ببینید کدامیک خطرناک تر است: آنان که به اسم ایران و ایرانیّت شمشیر را برای مبارزه با جمهوری اسلامی از رو بسته اند یا آنان که به اسم اسلام و اسلامیّت از پشت خنجر می زنند؟ آنان که با همۀ خباثت هایشان هم میهنان ما هستند و می توانیم دورادور کنترلشان کنیم یا آنان که با همۀ نجابت هایشان بیگانه هستند و نمی توانیم نظارتی بر رویشان داشته باشیم؟ آنانی که ضمن زیر پا گذاشتن شدید اخلاقیّات، با تحریک احساسات جنسی بنیان خانواده را متزلزل می کنند یا آنان که در کنار زیر پا گذاشتن نسبتاً خفیفتر اخلاقیّات، با تحریک احساسات قومی بنیان ملّت را ؟!


  • امید شمس آذر

نظرات  (۱)

مشکل این مملکت اینه که از اول انقلاب تا به امروز هر چی ادم بیسواده صرف اینکه توی زندان های شاه بودن و سیلی خوردن یا با امام بودن ..یا زمان جنگ هشت ساله رزمنده بودن شدن وزیر و وکیل و مدیر و مسئول فرهنگی
39 سال ازمون و خطا و همش ریزش ..اصلا نمیشه فکر کرد که این وضع افتضاح رسانه ای رو چطور میشه جمع کرد
با وجود شبکه های گسترده ماهواره و اینترنتی و تاثیر سریعی که روی شرایط  امنیتی کشور هم میزارن دیگه با وجود این بزرگواران نمیشه کاری رو پیش برد جز سرکوب و خفه کردن

پاسخ:
اونایی هم که انقلابی نبودن، به برکت زندان کشیده ها باسواد شده ن و مهر مدرک لیسانسشون خشک نشده "دکتر" شده ن تا بعداً کسی نگه چرا همه تون بیسوادین!!
قسم نمیخورم، ولی بعید میدونم اون سخنرانی معروف دکتر هم که در اون از زبان مردم به امامت امام راحل(ره) اعتراف کرده، بدون هماهنگی با سرویس های آمریکا صورت گرفته باشه... . آمریکا با استناد به همین ماجراها خودشو در پیروزی انقلاب اسلامی ایران سهیم میدونست و شاه هم با استناد به همین، اون ادّعاها رو دربارۀ این موضوع در کتاب "پاسخ به تاریخ" از خودش در وکرده(!) و مقالۀ "استعمار سرخ و سیاه" روزنامۀ اطّلاعات هم با همین استنادات چاپ شده. از زمان روی کار اومدن این دولت، موجی به راه افتاده تا از عبارت "حضرت امام" -که در اصل برای امام حاضر(مدّظلّه العالی) هست- به جای "امام راحل" استفاده بشه. یه جور جبران اشتباهات گذشته!! پس اینها نمیتونن محرم باشن. محرم دانستن اینها، به دلایلی که گفته شد، آب به آسیاب دشمن ریختنه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی