حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

مشخصات بلاگ
حقیقت روشن:


بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
یا حق

طبقه بندی موضوعی

ارتباط عاشورا و انتظار

دوشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۵، ۰۵:۰۴ ب.ظ

مقدّمه

کار اصلی حضرت امام زمان(عج)، گسترش قسط و عدل و تقسیم اموال و جِزع بین مردم نیست؛ کار اصلی حضرت(عج)، عزّت اسلام و ذلّت نفاق است. کار اصلی ما هم باید همین باشد.

مهدویّت، بهترین عامل برای وحدت ماست؛ در بحث امام اوّل بین شیعه و سنّی اختلاف است، امّا در امام آخر(عج) اختلاف نیست. من با یک پزشک اندونزیایی در مسجدالنّبی -به انگلیسی- صحبت می کردم. در سقف آنجا اسامی امامان ما(ع) -به همراه دیگر صحابه- حک شده است. با اشاره به آنجا گفتم: "مهدی را می شناسی؟". گفت: " آری،در آخر دنیا می آید". گفتم: "احتمال دارد فردا بیاید؟". تأمّل کرد و گفت: آری،شاید". گفتم: "حالا که ممکن است بیاید، آماده ای؟". منقلب شد. گفتم: "دوست داری اگر بیاید،از یارانش باشی؟". زد زیر گریه.... . بنده در سخنرانی مرکز جهانی شدن بحث کردم که: "این جهانی شدن، چشم انداز موعود ادیان است". آقایی گفت: "شما که گفتی جهانی شدن چشم انداز موعود ادیان است درست، ولی هرکدام از ادیان به یک موعود [جداگانه] اعتقاد دارند". خواستم جواب دهم، یک ابوالفضولی پاسخ داد: "هرکدام از موعودها که زودتر بیاید، قدمش روی چشم"!. من هم همین را می خواستم علمی پاسخ دهم: "خدا واحد است، موعود هم باید واحد باشد".

اگر منجی ها مختلف باشند، فردا باهم جنگ می کنند یا یکی می شوند؟ ما در حدیث داریم که فردای روزی که امام زمان(عج) بیت المقدس را فتح می کند، عیسی(ع) ظهور می کند. امام(عج) می آید تا وحدت برقرار کند. شما فکر کرده اید که چرا مادر امام زمان(عج) -نرجسه خاتون(س)- به تبار مسیحی می رسد؟ خب! اکثریّت جهان مسیحی اند. مهدویّت، ظرفیّت بسیار بزرگی در دست ما برای گفتگوی ادیان است.


ارتباط اوّل

اوّلین سخنرانی امام زمان(عج)، اشارۀ مستقیم به امام حسین(ع) است: "ای اهل عالم! من فرزند حسین هستم که عطشان شهیدش کردند و لباسش را درآوردند و مظلوم کشتند".

چرا اوّلین سخنرانی امام مهدی(عج) -زمانی که همۀ نگاه ها جمع و متمرکز است- راجع به امام حسین(ع) است؟ یکی از جواب ها -به پیشنهاد دکتر شمالی مقیم لندن- این می تواند باشد که: ....در آستانۀ ظهور، بحث امام حسین(ع) و مظلومیّت و... -به ویژه در جهان اسلام- آنقدر فراگیر می شود که تبدیل به موضوع روز می گردد. حضرت(عج) هم در واقع به مقتضای روز مردم را ارجاع می دهد که "ای مردم! این حسینی که از مظلومیّت و برحق بودن و نبودنش صحبت می کنید، جدّ من است".

به نظر شما همین وقایعی که [امروزه] در سوریه و عراق می گذرد و قضیۀ سوء قصد به حرم زینبیّه و سامرّاء و... بحث امام حسین(ع) را دوباره فراگیر نکرده است؟....


ارتباط دوم

اگر آخرین فرایند با عاشورا رقم خواهد خورد، چه پیوند تاریخی بین عاشورا و انتظار می توانیم برقرار کنیم؟

از همان داستان آفرینش آدم(ع) و سؤال فرشتگان و جواب خدا که: "إنّی أعلم ما لا تعلمون"، و با توجّه به تفاسیر که: اسامی[که فرشتگان از بازگفتنش عاجز ماندند]، نامهای پنج تن اهل بیت(ع) بود که برعرش نوشته شده بود، بر می آید که: با اینکه در طول تاریخ همواره خونریزی داشته ایم -از قابیل فرزند آدم،که هنوز مرکّب قلم حکم خدا خشک نشده برادرش را کشت- و با اینکه فرشتگان از وجود انسان های صالح هم خبر داشتند، از یک چیز خبر نداشتند و آن: جامعۀ آرمانی ست که در آن فساد و خونریزی نباشد و انسان های صالح حکومت کنند.

امام حسین(ع) در وسط تاریخ قرار دارد و واقعۀ عاشورا فجیع ترین نوع خونریزی در طول تاریخ است. امّا در جامعۀ آرمانی دیگر فساد و خونریزی نیست و آن،جامعۀ مهدوی ست.

سؤالی که در اینجا پیش می آید،این است که: در این صورت، پس داستان شهادت امام مهدی(عج) توسّط زن یهودی چیست؟ اوّلاً: این روایت را عالمی شیعی به نام حائری یزدی در کتاب الزام النّاصب از عالمی سنّی به نام کُنجی شافعی نقل کرده و پایه ای ندارد. ثانیاً: این قول چند تا تالی فاسد دارد؛ الف) در آنصورت بعد از ظهور امام زمان(عج) هم باید چند تا آدم ناصالح باقی مانده باشند. ب) بنا بود خونریزی نشود، ولی در اینصورت خونریزی می شود. ج) این قول که مسیحی ها و یهودی ها و سنّی ها و... بعد از ظهور باقی می مانند قول ضعیف و خنده داری ست.... .


ارتباط سوم

نکتۀ سوم اینجا ست که: اگر جامعۀ صالحین بنا ست که بنا بشود، منتقمان و خونخواهان چه کسانی خواهند بود؟ یعنی "أین الطّالب بدم المقتول بکربلاء ؟".... .


ارتباط چهارم

چهارمین زمینۀ ارتباط، محوریّت امام(ع) است.

در عاشورا ایراد این بود که مردم امام خود را نمی شناختند؛ حتّی آشنایان نزدیک امام(ع) مثل عبدالله پسر جعفر طیّار شوهر حضرت زینب(س) که آویزان امام(ع) شد که: "به کوفه نرو، به یمن برو. اهل کوفه وفا ندارند". البتّه بی معرفت هم نبود و به جای خود، زن و بچّه هایش را فرستاد و از مال و منال هم دریغ نکرد. امّا لیاقت شهادت را نداشت. نمرۀ 15 می گیرد؛

بعضی نمرۀ 10 می گیرند. مثل ربیع بن خُثیم معروف به خواجه ربیع که در خراسان دفن است و زائران امام هشتم(ع) به زیارت وی هم می روند. من پیشنهاد می کنم از این به بعد نروید. وی یکی از 8 زاهد مشهور زمانۀ خود بود که در هنگام وقوع جنگ صفّین به امام علی(ع) گفت که "من طاقت جنگ مسلمانان را ندارم" و حضرت(ع) نیز او را به خراسان فرستاد -ظاهراً-. همین خواجه ربیع که روز و شب مشغول ذکر بود، وقتی خبر شهادت امام حسین(ع) را به وی دادند و وی نیز چند لحظه ای از روی تأثّر و حیرت با خبردهندگان مکالمه ای برقرار کرد، بعداً ابراز پشیمانی کرده که "چرا آن چند لحظه را با آنان صحبت کردم و از ذکرم بازماندم" !!

بعضی نیز کاملاً مردودند. مانند ابن تیمیّه . (خواجه ربیع حماقت داشت، ولی این بغض دارد). وی بر قیام امام حسین(ع) دو اشکال وارد می کند: 1. می گوید: حسین قیامش صحیح نبوده، چون بر امام زمان خودش خروج کرده است (!!). 2. دومین ایرادی که می گیرد، این است که می گوید: حسین بن علی کار اشتباهی انجام داد، چون جان خود و فرزندان و خانواده اش را به خطر انداخت (!!).

در پاسخ به ایراد نخست ابن تیمیّه باید گفت: مشکل این است که اینها تلقّی می کردند هرکس که -با هر طریقی- به حکومت برسد، اولی الامر و امام است و بین خود رایج کرده اند که: ألحقّ لمن غلب. هنوز هم می بینیم که در حوادث مصر چنین موضعی از سوی دانشگاه علوم دینی الأزهر -که متعلّق به علمای اهل سنّت است- اتّخاذ می شود. در پاسخ به ایراد دوم ابن تیمیّه هم باید گفت: اگر امام حسین(ع) خود را شهید نمی کرد، حقیقت به طور کامل محو می شد؛ اکنون اکثریّت جهان اسلام اهل سنّت اند. واقعیّتی ست که هست. اگر شهادت امام حسین(ع) نبود، از همین اقلّیت شیعه هم خبری نبود و الآن [فی المثل] شما به من می گفتید "ماموستا"! ، من هم به شما می گفتم: "برادران اهل سنّت"!

بسیاری از اهل سنّت کنونی هنوز باور ندارند که امام حسین(ع) نوۀ پیامبر(ص) و سیّد شباب اهل جنّت را با آن وضعیّت عطشان شهید کرده اند.


چرا از امام(عج) محرومیم؟

جواب این است که: چون جهان هنوز لیاقت لازم را برای ازتباط مستقیم با امام(عج) نیافته است.

در زمان یازده امام قبلی(ع)، "شناخت و ابلاغ" کامل دین تحقّق یافت؛ ولی "اظهار و غلبۀ دین" به طور کامل تحقّق نیافته است و طبق اجماع تمام علمای شیعه و اهل سنّت، آیۀ اظهار مربوط به آینده ست.


(بیانات حجّت الاسلام و المسلمین دکتر غلامرضا بهروزی لک در دانشگاه ارومیه)


  • امید شمس آذر

نظرات  (۱)

سلام
مفید بود.
تو مسجد دانشگاه ما مداح گفت: امام علی-س- دست امام حسین-س- رو گذاشتن تو دست حضرت ابوالفضل-س- و برادر بزرگتر رو به برادر کوچکتر سپردن.
این برا تهییج عواطف و تحریک احساسات خوبه. اما سوال اینه که: چرا به امام حسین-س- بعنوان امام و به حضرت ابوالفضل-س- بعنوان مأموم نگاه نکنیم؟ چرا به این موضوع صرفا" بعنوان یه مقوله خانوادگی نگاه کنیم؟ چرا بعنوان موضوعی نگاه نکنیم که برای ما نقشی و جایگاهی حمایتی رو نسبت به امام زمان مون تعریف میکنه؟ و اینکه امام زمان ما هم به مأموم خود که ما هم جزئی از آن ها هستیم سپرده شده است؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی