حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حرف اوّل
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
یا حق

[توجه: نگارنده پایگاه اطلاع رسانی دیگری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ندارد]

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
موضوعات

۱۶ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

آنانکه گفتند:
فردوسی بزرگ شاهنامه را به خاطر پول سروده،
چقدر پول گرفتند؟
***

آموزش نظامی
چه جایگاهی در نظام آموزشی دارد؟

***

ببخشید! می توانم بپرسم
تیمّم ارتماسی چگونه ست ؟

***

- "مگر دیوانه شده اند که با شما مذاکره کنند؟"
: شما دیوانه بودید که مذاکره کردید؟

***

آتش به اختیار یعنی همان خصوصی سازی
این بار در عرصۀ فرهنگ

***

اگر آذربایجان به جز آتورپاتکان (323 پ.م)

وجه تسمیۀ دیگری دارد،
فقط بگویید از چه زمانی رایج شده ؟!

***

صراط در آخرت برای کسی فراخ است
که در دنیا بر راه باریک برود

***

البتّه که صاحب اختیارید
ولی حق ندارید از اختیارتان استفاده کنید

***

دستاوردهای ادّعایی برجام
با عینک که هیچ با میکروسکوپ هم قابل مشاهده نیست،
ولی یک دستاورد دور دارد که با تلسکوپ قابل مشاهده است
و آن، کسب تجربه برای ملّت ایران است.

***

  • امید شمس آذر

نزد هر وجدان بیدار این حقیقت برملا ست:
صهیونیسم اینک یزید و غزّه اینک کربلا ست
 
ای عرب! کم کن حدیث زلف و روی و خال و خط
«زلف دلبر دام راه و غمزه اش تیر بلا ست»
 
ساعتی پا پس بکش از چار دیوار شکم
تا ببینی همزبانت بر چه حالی مبتلا ست
 
غیرت انسانی آیا می پذیرد این سکوت
بر قضایایی کزآن نه طاق گردون پر صلا ست ؟....
 
کربلا تفسیر پیروزیّ ایمان بر سلاح
حق به باطل، کوخ بر کاخ و تعالی بر طلا ست
 
قدسیان! روح حماسی را نگه دارید خوب
پشتتان اینجا دعای زمرۀ اهل ولا ست
 
خصم خود چون عقربی در حلقۀ آتش شده ست
سنگ گورش از نهیب بانگ "لا حول و لا"ست
 
هان، به پا خیز ای مسلمان! بهر دفع صهیونیسم
دست حق همراه اهل لشکر "قالوا بلی" ست
 
من نمی گویم، خدا بل خود گواهی داده است:
هر زمانی روز عاشورا و هر جا کربلا ست.


  • امید شمس آذر

من و مشاور هر دو دیوانه بودیم

امّا بدون تفاوت پیشرفت حاصل نمی شود

پس لازم است دیوانگی هایمان را هدفمند کنیم !


  • امید شمس آذر

هرچی ما میخوایم وارد عالم سیاست نشیم، ولی اینا نمیذارن. البتّه بنده سکولار نیستم و و قائل به دو نوع سیاست خوب و بد هستم که اوّلی رو اسلام تأیید میکنه؛ ولی اونی که در عمل داره اعمال میشه همون دوّمیه که غربی ها به اسم "ماکیاولیسم" میشناسن و بین خودمون هم به اسم "پدرسوختگی" شناخته میشه. حالا این ماکیاولیسم یا به زبان خودمون پدرسوختگی اگه به اسم دین و دیانت اعمال بشه که دیگه بدتر. به قول بوالفضول الشّعرای ارومی:

«سیاست کی ایشی خیانت اولا             غلط ائلیر عین دیانت اولا!».

ترجمه ش:

سیاست که کارش خیانت بود             غلط کرده عین دیانت بود!

به گزارش زیر توجّه کنید:


حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور ۱۸ دی ماه در جمع وزیر و معاونان وزارت امور اقتصاد و دارایی با اشاره به ضرورت نقد در هر شرایطی عنوان کرد: «همه باید انتقاد بشوند استثنا نداریم ، تمام مسئولین در کشور قابل نقد هستند ، ما در کشور معصوم نداریم ، اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آنوقت هم میشود نقد کرد. پیامبر هم اجازه نقد می‌داد. دیگه بالاتر از پیامبر  در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر صحبت می‌کرد، طرف بلند می‌شد روبروی پیامبر و می‌گفت: حرفی که داری می‌زنی نظر توست یا وحی است؟  اگر پیامبر می‌گفت: نظر من است، انتقاد می‌کرد و می‌گفت: من قبول ندارم. ما در زمان حکومت معصوم هم نقد داریم. اگر نقد توأم باشه با امید، اراده و راه حل درست، همیشه مفید است. باید راه حل بدهیم.

به دنبال این خبر برخی از منتقدان دولت، در فضای مجازی مطلب گذاشتن که چطور رییس جمهور امام معصوم(ع) رو قابل نقد می دونه؟ دفتر ریاست جمهوری هم بلافاصله اطّلاعیه داد و این انتسابات رو کذب محض خونده و از اعتقاد قلبی دولتمردان به عصمت معصومین خبر داد. ولی چند نکته که در اینجا از خاطر ها مغفول مونده، اینه که:

1- این جمله هم مثل خیلی از جملات قبلی ایشون مبهمه و کژتابی داره. برداشت آقایان هم یه استنباط کاملاً طبیعیه. شما اگه ریگی به کفشتون نیست، مثل آدم حرف یزنید دیگه! چه کاریه؟

2- گیریم ایشون -مطابق اطّلاعیه- ملتفت بوده که استقبال معصومین از نقد، به معنی عمل به اون نقدها نیست. دیگه بدتر! با این فرض هم اونوقت یه شیطنت ظریفی اینجا هست که: دولتمردان خودشونو -نعوذبالله- با معصومین مقایسه کنن و اجازه بدن مردم نقد خودشونو بکنن و اونها هم به هرحال راه خودشونو برن. یعنی در نهایت همون آش و همون کاسه.

3- اگر یه وقتی امام زمان ظهور کرد؟ مگه قراره ظهور نکنه؟ فراموش نکنیم سخنگوی کنونی دولت همونیه که یه زمانی صفت "مهدوی" رو به عنوان فحش برای مسخره کردن و از میدان بدر بردن رقیباش استفاده میکرد. قضیه پیچدارتر از این حرفهاست... .

4- با تکذیب فوری دفتر رییس جمهور، جنبۀ نقدپذیری دولتی ها رو هم دیدیم! بابا بذارید حرف خودتون هنوز پخش بشه و یه چند ساعتی از روش بگذره آخه.


  • امید شمس آذر

امیال مختلفی درون انسان است که همه آنها با عقل مدیریّت می شوند. انسان وقتی گرسنه شود، اگر عقلش کار نکند، همه چیز می خورد. وقتی تشنه شود، اگر عقلش کار نکند، همه چیز می نوشد... . عشق به معنای معمول کلمه مثل عشق به جنس مخالف هم یکی از همین امیال طبیعی است، باید با عقل مدیریّت شود. حالا چون انسان گرسنه یا تشنۀ بی عقل دلش می خواهد همه چیز بخورد یا بنوشد، باید بگوییم گرسنگی یا تشنگی نقطه مقابل عقل است؟! عشق هم همینطور است و به هیچ وجه -برخلاف آنچه که تبلیغ شده- نقطه مقابل عقل نیست. این تبلیغ و اغراق، به خاطر کوتاهی های قبلی در ادا کردن حقّش بوده.

عشق به معنایی که اغلب استفاده می کنیم، از باور به اصل "اختیار" ریشه می گیرد و این از ویژگی های مکتب تشیّع است که در قرون اوّلیّۀ اسلامی در حاشیه بود. در آن زمان فلسفۀ مشّایی و کلام معتزلی در جهان اسلام حاکم بود که ویژگی شان عقل گرایی غلیظ شان بود. حتّی در عرصۀ ادبیّات فارسی هم سبک خراسانی برقرار بود که از همین ویژگی برخوردار بود. برای همین مفهوم عشق را به اندازه ای که امروزه مهم می دانیم، مهم ندانستند و روایات مربوطه را هم کنار گذاشتند. البتّه "احتکار" نکردند و روایات الآن هم در دست ما هست، ولی در تفسیر و تشریح آنها کوتاهی کردند. بعدها هم هواداران فلسفۀ اشراقی و کلام اشعری و سبک شعری عراقی برای اینکه اوج کوتاهی های دولت قبل(!) را نشان بدهند، در اهمّیت عشق و عاشقی اغراق کردند. در حال حاضر هم معدود علمایی که بعضاً به این موضوع می پردازند، همگی خط شکن بوده و از پیشینیان خود چیزی به ارث نبرده اند که نقل کنند.

پس عشق و عقل هیچگاه در مقابل هم نیستند و عقل نقش مدیریّت عناصر مختلف وجود انسان را بر عهده دارد که البتّه عشق نیز برترین آنهاست.


  • امید شمس آذر

از دیدگاه روانشناسان غربی، "هنر" عبارت است از بازتاب عقده های فروخفتۀ ناشی از آرزوهای سرکوب شدۀ انسانی که پس از پالایش و فرآوری، به صورت آثار زیبایی شناسانه نمود و بروز پیدا می کنند. این نظر در تعریف هنر می تواند قابل قبول باشد؛ ولی نقص آن در اینجاست که آنان توضیح نمی دهند که چه عاملی باعث می شود همین عقده ها در یکی به صورت آسیب های اجتماعی بازتاب پیدا کند و در دیگری به صورت آثار زیبای هنری؟ در تکمیل آن، این سخن از امام خمینی(ره) را باید یادآور شد که: «هنر عبارت است از دمیدن روح نعهّد در انسان ها». طبق این تعریف، عامل جدایی بخش دو نوع بازتاب در دو گروه از انسان ها همان "تعهّد" است که خود در عین اینکه عامل فرآوری و استحصال هنر بوده، عامل انتقال یابندۀ آن نیز هست و اینجا دیگر با دو فرآیند -یکی ایجاد هنر و دیگری انتقال پیام آن- روبرو نیستیم؛ بلکه هردو یک فرآیند واحد بوده اند که از همان اصل تعهّد ریشه می گیرند.

روی این حساب، می توان قضاوت کرد که فرضیۀ "هنر برای هنر" که آثار هنری را به کلّی رها از هر قید و بندی دانسته و هدفی برای مقولۀ هنر قائل نبوده و هدف و وسیله را در اینجا یکی می داند، تا چه اندازه بی پایه و اساس است؛ چرا که طبق آنچه گفته شد مشخّص می گردد که عامل تعهّد که نوعی تقیّد و محدودیّت به یک سری اصل ها و ارزش هاست، جوهرۀ اصلی هنر بوده و هست و این با مفهوم رهایی و بی حدّ و مرزی و بی هدفی در تعارض است. از این رو تعبیر "هنر متعهّد" مانند "اسلام رحمانی" یک ترکیب اضافی است. هنر عین تعهّد است و اگر متعهّد نباشد، هنر نیست.


  • امید شمس آذر

دولتی که پایتختش را رییس جمهور کشور دیگر تعیین کند

اصلاً از ابتدا وجود خارجی دارد؟

***


صدا و سیمای محترم!

وقتی تو آگهی تبلیغاتی میگی:

"اگه از فست فود خسته شدی و جوجه کباب تکراری شده" !!

مردم حق دارن دربارۀ زلزلۀ خدا حرف و حدیث دربیارن دیگه....

***


اینکه می گویند:

فیلم گشت ارشاد داستان چند جوان است که

خودسرانه به گشت زنی در خیابان ها می پردازند،

یعنی خود گشت ارشاد مجوّز داشته؟!

***


- کجا؟ مگه نمیبینی چراغ قرمزه؟

: چیه؟ مگه نمیبینی وانتم آبیه؟

***


- "دعا کنید باد بیاد".

: برو کنار بذار باد بیاد!

***


آقا محسن! غبار فتنه فرونشسته یا روی موسوی و کرّوبی نشسته؟

محکوم کردن فتنه کافی نیست، محکوم کردن سران فتنه هم لازم است.

***


الحمدلله که ملّت ما مرحلۀ مرده پرستی را رد کرده

و به مرحلۀ "محتضر پرستی" رسیده است.

باز جای شکرش باقی ست.

***


ترک ها به جوان می گویند: گنج.

کاش ما هم بدانیم واقعیّت همین است.

***


حدّ فاصل نیم رخ و تمام رخ می شود سه رخ

یا

سه چهارم رخ؟

***


اگر قطار خالی نمی شد

هلیکوپتر مجبور نبود اینهمه بالا برود

***


آن اندازه ای که روی کوروش جولان کرده اند

روی جمشید جولان کرده بودند،

اکنون یک شخصیّت کاملاً تاریخی بود.

***


  • امید شمس آذر
درون سینه پر از نور های ظلمانی
گذشته عمر به تحصیل علم نادانی

 
پس از هزار غریبی در این کویر آخر
ندیده راه هدایت به غیر حیرانی
 
به اوج برنزده بازِ طبع گرچه شده
درون بند رهاییّ خویش زندانی
 
و لیک شکر که بعدِ فنای جاویدان
رسیده ایم در این جاودانی فانی
 
سکوت گوشخراشی ست زخم این اعصار
به یاد مشکل سختی به اسم آسانی
 
کنون که راست دروغ است راست تر ز دروغ
دو حرف راست بگوییم فاشْ پنهانی:
 
نگفته ام سخن نقض جز همینی که
گرفته دور مرا زشت های ایرانی !
 
و رنج ریشه و خشمی که رنگ خرمالو ست
نموده شعر مرا یک نسیم طوفانی....


  • امید شمس آذر
از نظر ما شیعیان، تمام پیامبران و امامان (علیهم السّلام) و برخی از فرزندان ایشان مانند حضرت اباالفضل(س) و زینب کبری(س) و فاطمۀ معصومه(س) یا جناب زید(س) همه معصوم از خطا هستند، ولی آنهایی که علاوه بر خطا و معصیت، از خطیئه و اشتباه هم معصوم باشند، همان 14 نفرند. اگر ما انسانهای معمولی تا حدّ امکان از معصیت اجتناب کنیم، خداوند هم در زندگی شخصی مان، از اشتباهات و افتادن به دام این و آن نگاهمان می دارد.
مؤمنین در این میان اگر ناسپاسی کنند، خدا برای مدّتی سرگردانشان گذاشته و روبراه شدن کارهایشان را به تعویق می اندازد تا غرور و دیگر عواملی که باعث ناسپاسی شان شده، از بین برود، بعد. امّا اگر در همه حال سپاسگزار باشند و به خدا توکّل کنند، خداوند آنگاه هدایتشان می کند تا تصمیمات غلط نگیرند و خسارت نکنند.

  • امید شمس آذر

صحبت کردن دربارۀ تاریخ اسلام و تاریخنگاری اسلامی، به خاطر حسّاسیت موضوع و کثرت منابع موثّق و غیر موثّق موجود در این زمینه، کاری دشوار است. بویژه اینکه اینجا دیگر اظهارات، صرفاً تاریخی و علمی نیستند و افزون بر آن، جنبۀ اعتقادی نیز دارند. به این خاطر دقّت فوق العاده ای لازم است تا بتوان در عرصۀ تاریخ اسلام قلم زد و همچنین -به تبع آن- نویسندگان فعّال در این عرصه را مورد ارزیابی قرار داد.

با این توضیح، در ادامه به بررسی احوال و آثار گروهی از موّرخان تاریخ اسلام -اعمّ از تاریخ صدر اسلام و تاریخ تمدّن اسلامی- می پردازیم.



https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/8/8d/Ahmad_Amin.jpg

1. احمد امین)

احمد امین ابراهیم مورّخ و نویسندۀ مصری (1886 - 1954 م) ، دانش آموختۀ علوم دینی از دانشگاه الازهر و مدرّس ادبیّات عربی در دانشگاه قاهره بود و مدّتی نیز بر مسند قضاوت تکیه داشت. از او کتابهایی در مورد تاریخ تمدّن اسلامی به جای مانده است. از آن جمله است: "فجر الاسلام"، "ضحی الاسلام"، "ظهرالاسلام" و "یوم الاسلام". نویسنده و محقّقی تواناست، امّا تخصّص لازم برای اظهار نظر در خصوص معارف دینی را ندارد و از این رو نظراتش مورد انتقاد بسیاری از علمای اسلامی مانند علّامه امینی صاحب کتاب الغدیر قرار گرفته است. فی المثل در تشریح چرایی صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع) می نویسد: «بدین سبب بود که حسن بن علی (ع) شخصیّتی نرم خو و صلح طلب داشت، ولی برادرش حسین(ع) دارای شخصیّتی تندخو و سازش ناپذیر بود»! این تحلیل، از نظر شیعه مردود است و به اعتقاد ما، همۀ امامان(ع) نور واحد بوده و در هر زمانی به مقتضای همان زمان، به وظیفه ای که داشتند، عمل کرده اند. یعنی اگر جای امام حسن(ع) و امام حسین(ع) باهم عوض شود، امام حسین(ع) صلح می کرد و امام حسن(ع) دست به قیام می زد؛ چنانچه امام حسین(ع) هم تا زمانی که یزید روی کار نیامده بود، بر صلح باقی بود. این اظهار نظر ها ناشی از عدم آگاهی کافی او از مکتب تشیّع است؛ چنانکه به امام صادق(ع) -حتّی بیشتر از ائمّۀ اهل سنّت- ابراز ارادت می کند، ولی با دیگر بزرگان شیعه میانه ای ندارد! همچنین کتابی نوشته به نام "المهدی و المهدویّة" و در آن به نقد اندیشۀ مهدویّت که آن را ساخته و پرداختۀ بزرگان شیعه (!) می پندارد، پرداخته و مانند ابن خلدون در صحّت احادیث مربوط به این موضوع شک کرده است که البتّه با اندک آگاهی از معارف شیعی، بطلان این بحث ها نیز روشن می شود.



Image result for ‫صدرالدین بلاغی‬‎

2. سیّد صدرالدّین بلاغی)

سیّد صدرالدّین محمّدتقی بلاغی نایینی معروف به آیت الله صدر بلاغی (1290 - 1373 ش)، از علمای معاصر شیعه، مترجم و مفسّر قرآن و صحیفۀ سجّادیه و فعّال در عرصه های اجتماعی و سیاسی بود. پیش از انقلاب اسلامی ایران مدّتی به عنوان نمایندۀ آیت الله بروجردی در انگلستان به تبلیغ پرداخت. پس از انقلاب نیز از مؤسّسین حزب جمهوری خلق مسلمان بود که در نیمه راه از آن استعفاء داد. در زمینۀ تاریخ کتابی دارد به نام "محمّد پیامبر رحمت" و کتاب دیگری به نام "قصص قرآن". همچنین کتابی دارد به نام "تاریخ اسلام" که به چاپ نرسیده و متن درسی برای طلّاب حوزۀ علمیّۀ قم است. دیوان اشعاری نیز دارد که به چاپ نرسیده است. از دیگر کتابهای او می توان به: "جاهلیّت قرن بیستم"، "پیامبر در صحنۀ کارزار بدر"، "صلح حدیبیّه" و ترجمۀ "محاکمۀ گلدزیهر صهیونیست" اثر محمّد غزالی مصری اشاره کرد.



3. عبدالکریم بی آزار شیرازی)

دکتر عبدالکریم بی آزار شیرازی، متولّد 1323 ش در شیراز، دارای گواهی افتاء و اجتهاد از وزارت علوم، کارشناسی ارشد تاریخ و تمدّن اسلامی از دانشگاه مک گیل کانادا و دکترای علوم قرآن و حدیث است. مدرّس دانشگاه بوده و با مراکز علمی دیگر دنیا در زمینۀ تقریب مذاهب اسلامی همکاری دارد. از او بیش از 150 عنوان کتاب و مقاله در زمینۀ علوم و تمدّن اسلامی به چاپ رسیده که موضوعات بیشتر آنها بکر بوده و برای نخستین بار مورد بررسی قرار گرفته اند. وی در این آثار به گونه ای روشمند و به صورت آهسته و پیوسته، مطالب مدّنظر را قطره قطره و به دور از اطناب های خسته کننده، به ذهن مخاطب خود می ریزد و از این رو، علاوه بر معلومات فراوان، در فنّ بیان و نویسندگی نیز فوق العاده است و از جمله نوابغ و سرمایه های معنوی ملّت ما محسوب می شود. عنوان بخشی از این آثار که در زمینۀ تاریخ نگاشته شده اند: دوره های چندجلدی "داستان زندگی پیامبر(ص)، امام متّقین علی(ع)، فاطمه(س) پارۀ پیامبر(ص)، امام حسن(ع)، سبط نبی(ص) حسین بن علی(ع)، عاشورا و سرزمین ها، خدا و اختراعات از دیدگاه علم و قرآن، کشتی نوح"، کتابهای "طلوع و غروب تمدّن ها، گذشته و آیندۀ جهان، باستان شناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن" و مقاله های "قرآن و باستان شناسی، تأثیر قرآن در پیدایش طبّ اسلامی، نقد و بررسی آراء دربارۀ ذوالقرنین، مظلومیّت زن در طول تاریخ، باستان شناسی در تفسیر قرآن، تاریخ و مبانی ترجمۀ قرآن کریم"، و... .






4. رسول جعفریان)

دروغگوست. متولّد 1343 ش خوراسگان اصفهان، استاد گروه تاریخ دانشگاه تهران، مؤسّس و مدیر کتابخانۀ تخصّصی تاریخ اسلام و ایرانو رییس کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران می باشد. چندی نیز ریاست مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی را بر عهده داشت. در زمینۀ تاریخ تشیّع، تاریخ سیاسی صدر اسلام و تاریخ صفویّه فعّالیت می کند و بالغ بر صدها مورد کتاب و مقاله و ترجمه در این موضوعات از خود به جای گذاشته است. اثر مشهور او "تاریخ سیاسی اسلام" نام دارد. روش وی در تاریخ پژوهی، اثبات پیش فرض های مورد نظر قبلی به مدد گزینش سلیقه ای اسناد و مدارک مربوطۀ همسو از میان منابع و مآخذ بیشمار تاریخی است. آنطور که از اولویّت تحقیقاتی اش نیز پیداست، در درجۀ اوّل یک شخصیّت سیاسی و علاقه مند به سیاسی کاری بوده و به دنبال القای حاکمیّت عقاید سیاسی و طیفی خود در طول تاریخ و مصادرۀ حوادث تاریخی به نفع آن است. هر از گاهی نیز به محقّقان مطرح و مورد اقبال مردمی در جامعه از خسرو معتضد گرفته تا حاج آقا قرائتی می تازد و به آنان خرده های ناروا می گیرد تا بدینگونه کسب شهرت کند. به احترام لباس روحانیّت، از انتشار تصویرش با این لباس خودداری کردم.



5. محمّدرضا جوهری زاده)

مرحوم حجّة الاسلام سیّد محمّدرضا جوهری زاده از علمای دانشمند کمتر شناخته شدۀ دوره معاصر کشور ما بود. او در زمانی می زیست که حکومت وقت غیر مذهبی و در مواردی ضدّ مذهبی بود و از این رو به صورت داوطلبانه و خودجوش و بدون چشمداشت خاصّی به تلاش در عرصۀ بازآرایی و احیای تمدّن اسلامی پرداخته است. از این رو کار امثال اینان اجری ویژه دارد. کتابی دارد به نام "تمدّن و علوم اسلامی" که در آن بسیاری از مظاهر علمی و تمدّنی اسلام را برای اوّلین بار در جامعۀ امروز ما رونمایی کرده و این از وظیفه شناسی او سرچشمه می گرفته است. "دایرة المعارف شیعه" و "موجودات آسمانی از نظر اسلام" از دیگر آثار اوست. حقّش آنقدر ادا ناشده باقی مانده است که عکسی از وی در فضای مجازی پیدا نکردم.


Image result for ‫طه حسین‬‎

6. طه حسین)

نویسنده و سخنور معاصر مصری (1889 - 1973 م) بود که در سه سالگی نیز بینایی خود را از دست داده و با این وجود تحصیلاتش را در رشتۀ الهیّات و ادبیّات عرب در دانشگاه الازهر ادامه داد و در این رشته از دانشگاه قاهره و سپس در رشتۀ تاریخ از دانشگاه سوربن دکترا گرفت و مدّتی نیز در سمت وزیر آموزش و پروش مصر به فعّالیت پرداخت. طه حسین از نویسندگان نوگرای عرب بوده و در میان ایرانیان بیشتر با دو کتاب "الایّام" (آن روزها) و "الفتنة الکبری" شناخته شده است. کتابهای مشهور دیگر او عبارتند از: "فی الشّعر الجاهلی" و "الشّیخان". وی در زمینۀ تاریخ اسلام، نظرات خاصّ خود را دارد و سعی کرده است از جادۀ واقع بینی و بی تعصّبی کنار نرود؛ هرچند هنگام بحث از زندگی پیامبر(ص)، رنگ و بویی پان عربیستی به نوشته هایش می دهد و سعی می کند اسلام را به گونۀ بخشی از فرهنگ عرب و تا حدّ زیادی متأثّر از آن جلوه دهد. از خلفا نیز انتقاد می کند و گاه نیز این واقع بینی اش، او را به ورطۀ قضاوت نادرست دربارۀ جایگاه کتاب خدا می کشاند و باعث می شود داستانهای قرآن را -به شیوۀ بسیاری از صاحبنظران غیر مسلمان غربی- فاقد کارآیی مستقیم تاریخی و بیشتر دارای جنبۀ نمادین و اسطوره ای بداند. نظری که از نگاه "بیرونی" نسبت به قرآن نشئت می گیرد و بارها نیز در خود قرآن انکار شده است. امّا شگفت آورتر و مایۀ تأسّف آن است که بسیاری از مذهبی ها و حتّی بعضی از حوزوی های ما نیز -که قاعدتاً نگاهی "درونی" به قرآن دارند- گاه چنین نظراتی را اعلام می کنند و قرآن را به این اسم که کتاب راهنمای زندگی بشر است و بس، فاقد هرگونه استفادۀ تاریخی الّا در زمینۀ تاریخ سالهای رسالت پیامبر(ص) می دانند. در حالی که می دانیم قرآن در درجۀ اوّل یک منبع تاریخی نیست، ولی این به معنی عدم کارآیی آن در زمینۀ تاریخ پژوهی نیز نمی باشد؛ بلکه داستانهای قرآن چه آن بخش که به حوادث صدر اسلام مربوط می شوند و چه آن بخش که به حوادث زندگی پیامبران و اقوام پیشین مربوطند، قابلیّت استفادۀ تاریخی را دارند و فعّالیت نویسندگانی چون بی آزار شیرازی پیش گفته در این باب، شاهدی است بر این مدّعا. کسانی که از جنبۀ تاریخی قرآن غافلند، خواسته یا ناخواسته در زمین دشمنان آن بازی می کنند.




https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/7/70/Portrait_of_Ali_Khamenei%2C_1989.jpg

7. آیت الله خامنه ای)

صرف نظر از جایگاه اعتقادی و سیاسی شان در میان شیعیان و ایرانیان، از چهره های اصلی جریان بیداری اسلامی در تاریخ معاصر بوده و در زمینۀ تاریخ اسلام دارای نظر می باشند. امامت جمعۀ تهران و ریاست بنیاد دایرة المعارف اسلامی از جمله مسئولیت های فرهنگی شان بوده و اهل شعر و رمان نیز هستند. در کنار تألیفاتی مانند "عنصر مبارزه در زندگی ائمّه، سیرۀ امام سجّاد(ع)، پیشوای صادق، امام رضا(ع) و ولایتعهدی" و ترجمۀ "صلح امام حسن(ع)"، کتابی نیز دارند به نام "انسان 250 ساله" -که نامش مقابل نظر پیش گفتۀ احمد امین است- در شرح زندگی ائمّۀ معصومین (علیهم السّلام) که مطالبش از خلال دیگر کتاب ها و مقالات و سخنرانی هایشان استخراج شده است. ایشان در این آثار برخلاف علمای سنّتی شیعه که بیشتر به جنبه های عاطفی و یا ماورایی زندگی ائمّه پرداخته اند، عمدتاً سعی کرده است به جنبۀ سیاسی و نقش عنصر مبارزه با جبهۀ باطل در این خصوص بپردازد و مانند دیگر علما و نویسندگان مبارز ایّام انقلاب مانند شهید مطهّری، شهید بهشتی و دکتر شریعتی از عینک امروز به وقایع آن دوران نگریسته و در تشریح آن نیز از ادبیّات امروزی بهره برده است. با این اوصاف، کتاب یاد شده نسبت به آثار دیگر همانند خود، مناسب ترین مرجع به شمار می رود.



Image result for ‫محمد خزائلی‬‎

8. محمّد خزائلی)

زادۀ 1292 ش اراک و درگذشته به 1353 ش تهران، دارای دکترای ادبیّات و حقوق و مسلّط به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه و آشنا به زبان آلمانی و البتّه حافظ کلّ قرآن بود. یک دوره نیز به عنوان نمایندۀ مردم اراک در مجلس شورای اسلامی به فعّالیت پرداخت. او نیز مانند طه حسین نابینا بوده و مانند طه حسین نگاهش نیز به فرهنگ تاریخی قرآن یک نگاه بیرونی است که این امر در کتاب "اعلام قرآن" او مشهود است. "احکام قرآن"، "فلسفۀ اسلام" و "تاریخ مختصر فلسفه و روانشناسی" از جمله دیگر آثار اوست. اشعاری هم با تخلّص خزائلی از خود به جای گذاشته است.



85

9. علی دوانی)

علی رجبی دوانی (1308 - 1385 ش)، نویسندۀ آثاری چون "تاریخ اسلام از آغاز تا هجرت"، "سیرۀ ائمّۀ طاهرین"، "داستان های ما"، "تاریخ فتوحات مسلمانان در اروپا" و نیز مجموعۀ 10 جلدی "مفاخر اسلام" در تاریخ اسلام و تشیّع است. وی در این آثار به گونه ای روشمند و با قلمی شیوا و دلنشین، به اثبات حقّانیت شیعیان و مظلومیّت مقتدرانۀ آنان در طول تاریخ می پردازد و قضاوت را به عهده خواننده وا می گذارد. وی کسی است که به تعبیر رهبری: «علم رجال را از دانشی تخصّصی و ویژۀ اهل فن، به دانشی عمومی تبدیل کرد و در دسترس همگان قرار داد». مرحوم دوانی از علمایی بود که در عین پایبندی به اصول و قواعد روحانیّت شیعه، اندیشه های نوگرایانه و اصلاح جویانه نیز داشت.



Image result for ‫آیت الله سبحانی‬‎

10. شیخ جعفر سبحانی)

آیت الله شیخ جعفر سبحانی تبریزی متولّد 1308 ش، از علما و مراجع کنونی شیعه در قم می باشد. از ایشان علاوه بر تألیفات و ترجمه های  متعدّد در زمینه های فقه و اصول و تفسیر و کلام و عقاید و فلسفه، در زمینۀ تاریخ اسلام آثاری به چاپ رسیده است؛ از جمله کتابی دارد به نام "فروغ ابدیّت" در زندگانی پیامبر اسلام(ص). این کتاب با اینکه با مدّعای تاریخ نوشته شده است، امّا بیشتر یک کتاب سیره به حساب می آید و مطالب عمدۀ آن از حول شخصیّت حضرت رسول(ص) دورتر نمی رود. در این کتاب، اشارۀ روشنی به سابقۀ قبل از سقیفۀ شیخین (ابوبکر و عمر) نشده و بعد از رحلت پیامبر(ص) است که می بینیم آنان در عرصۀ تاریخ ظاهر می شوند. مسلّم است که شیخین قابل نقد بوده و بلکه باید نیز نقد شوند امّا مفهوم "آدم خوب" با "آدم بزرگ" تفاوت دارد و اگر -فی المثل- نقش مرحوم منتظری یا هاشمی رفسنجانی در تاریخ انقلاب نادیده گرفتنی است، نقش ابوبکر و عمر نیز در تاریخ اسلام نادیده گرفتنی خواهد بود. آثار دیگرشان: "فروغ ولایت"، "زندگانی امامان به زبان ساده" و "تاریخ اسلام".



90

11. سیّد جعفر شهیدی)

زادۀ 1297 بروجرد و درگذشته به 1386 در تهران، از پژوهشگران برجستۀ زبان و ادبیّات فارسی و عربی، تاریخ اسلام و دارای درجۀ اجتهاد در فقه بود. کتابی دارد به نام "تاریخ تحلیلی اسلام". این کتاب نیز با اینکه با مدّعای کتاب تاریخ نوشته شده، امّا بیشتر شبیه کتابهای روضه و شرح احوالات و مصائب ائمّۀ معصومین (ع) بوده و از این محور فاصله نگرفته است. از کتابهای دیگرش می توان به: "زندگانی حضرت فاطمه"، "پس از پنجاه سال"، "زندگانی علی بن الحسین سلام الله علیه"، "آشنایی با زندگی امام صادق سلام الله علیه" و "جنایات تاریخ" اشاره کرد. ترجمه و تفسیر او از نهج البلاغه نیز در میان ایرانیان معروف است.



Image result for ‫عبدالله مبلغی آبادانی‬‎

12. مبلّغی آبادانی)

شیخ عبدالله مبلّغی آبادانی، از علمای معاصر شیعه صاحب کتابی است به نام "تاریخ ادیان و مذاهب از 35 هزار سال قبل تا اسلام و مذاهب و فرق در اسلام". نویسنده در جلد نخست این کتاب ابتدا ضمن پیشگفتاری کوتاه به تعریف تاریخ، علم تاریخ و تاریخ و تمدّن می‌پردازد و در ادامه در دو بخش جداگانه به تعریف دین و مذهب و نسبت آن با انسان می‌پردازد. سپس به موضوع اصلی کتاب یعنی بررسی ادیان و مذاهب مصر باستان، روم باستان، یونان باستان، و نیز ادیان و مذاهب باستانی ژاپن، چین، هند و ایران باستان می‌پردازد. در جلد دوّم این کتاب، تاریخ ادیان مانی، مزدک، یهود، دین عیسی، دین صابئین و دین حنیف حضرت ابراهیم ارائه شده است. در نوع خود اثر ارزشمندی است.



1386 زندگینامه استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری

13. استاد مطهّری)

معلّم شهید مرتضی مطهّری (1298 فریمان - 1358 تهران)، چهره ای شناخته شده در دوران معاصر است و نیاز به معرّفی ندارد. ایشان به عنوان مغز متفکّر نهضت اسلامی مردم ایران، در طول عمر پربار خود با ارائۀ آثاری در زمینه های فلسفه و کلام و تفسیر و سایر علوم انسانی و دینی که هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی در سطح بالایی بوده اند، مبانی نظام اسلامی را به لحاظ تئوریک برای همیشه بیمه کرد. "منطق" وجه مشخّصۀ مطهری در تمام آثارش به شمار می رود و حتّی به مسئله ای چون "عشق" نیز از دیدگاه منطقی نگریسته است. در معرّفی آثار تاریخی و روش او در تاریخنگاری باید گفت: در این آثار نیز مانند آثار دیگرش، منطق روح حاکم بوده و گاه فاصلۀ بسیاری از داشته های ذهنی عوام می گیرد و شاید از این رو بعضاً آن را برنتابند. این فاصله در انتقادات صریحش از فرهنگ عامیانۀ کنونی حسینی در کتاب "حماسۀ حسینی(ع)" مشهودتر است. قضاوت هایش از علی شریعتی نیز گاهاً به بی انصافی کشیده. نام کتاب "روابط متقابل اسلام و ایران" او نیز امری است که مورد انتقاد خواص واقع شده است؛ چرا که ایران یک سرزمین جغرافیایی و اسلام یک منظومۀ عقیدتی و عملیّاتی است و این دو از یک سنخ نیستند تا باهم رابطۀ متقابل داشته باشند (بر خلاف مثلاً "اسلام و مسیحیّت" یا "عثمانی و ایران")، بلکه رابطۀ اسلام و ایران رابطۀ روح و جسم است و این دو -به دلیل هم سنخ نبودنشان- چنان باهم چفت و بست شده اند که هنگام بروز و ظهورشان به مثابه یک وجود واحد مورد ارزیابی قرار می گیرند: نمود اسلام را در سرزمینهایی جغرافیایی مثل ایران باید دید و هویّت ایران را نیز باید ذیل اسلام تعریف کرد. و این چیزی فراتر از بده_بستان و رابطۀ متقابل است. "جاذبه و دافعۀ علی(ع)"، "جامعه و تاریخ"، "سیری در سیرۀ نبوی(ص)"، "سیری در سیرۀ ائمّۀ اطهار(ع)"، "تماشاگه راز (عرفان حافظ)"فلسفۀ تاریخ"، "قیام و انقلاب مهدی(عج)" از دیگر کتابهای او در زمینۀ تاریخ است. کتاب معروف دیگرش "داستان راستان" است که در آن حکایات و احوال بزرگان دین و دانشمندان و شخصیّتهای تاریخی اسلامی -و بعضاً اروپایی- را از میان کتب حدیثی و تاریخی استخراج کرده و با قلمی ساده و روان به میان تودۀ مردم آورده است.



Image result for ‫سید حسین نصر‬‎

15. سیّد حسین نصر)

متولّد 1312 تهران و دانش آموختۀ فلسفه و تاریخ علم از دانشگاه هاروارد آمریکاست. نویسندۀ آثاری چون "علم و تمدّن در اسلام" و همکار پروفسور هانری کربن در تهیّۀ کتاب "تاریخ فلسفۀ اسلامی" می باشد. آثار دیگری نیز در زمینۀ تاریخ علوم اسلامی دارد. به عنوان صوفی و از رؤسای یکی از فرق طریقت شاذلیّه شناخته می شود. این در حالی است که در مقطعی از عمر نیز ریاست دفتر شهبانو فرح پهلوی را پذیرفته بود؛ پس صوفی به آن معنا نمی تواند باشد، بلکه بیشتر تصوّف شناس است.



15. علی اکبر ولایتی)

زادۀ 1324 شمیران تهران. در درجۀ اوّل پزشک است و متخصّص بیماری های عفونی کودکان. به مدّت 16 سال وزیر امور خارجۀ ایران بوده و هم اکنون در سمت هایی چون مشاور رهبری در امور بین الملل، رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، رییس هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی، دبیر کلّ مجمع جهانی بیداری اسلامی و... فعّالیت می کند. ولایتی همچنین عضو شورای سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ایران، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو هیئت امنای بنیاد دایرة المعارف اسلامی نیز بوده و در زمینۀ تاریخ تمدّن اسلام و ایران و معرّفی مفاخر آن، تألیفات فراوانی دارد که مستقیماً یا تحت نظارت وی تدوین شده اند. البتّه او نیز مانند حدّادعادل در این آثار به دنبال ارائۀ تصویری آرمانی از تمدّن پیشین ماست و غافل از این نکته که هرچقدر کاستی های میهن خود را بیشتر بشناسیم، علاقه مان به آن بیشتر می شود؛ امّا نباید غافل بود که رویکرد او در این باره رویکردی دیپلماتیک و با هدف جذب خارجی ها به سمت فرهنگ و تمدّن خودی است؛ رویکردی که اجازه می دهد با مدرک پزشکی وارد عرصۀ روابط بین الملل شد و در ادامه به نگارش در زمینۀ تاریخ اسلام و در این اواخر نیز تاریخ باستان پرداخت. پس بیشتر از این نباید انتظار داشت. عنوان برخی از تألیفات تاریخی او: "پویایی فرهنگ و تمدّن اسلام و ایران، بحران تاریخی هویّت ایرانی، امام مهدی(عج) و شکوفایی فرهنگ و تمدّن اسلامی در جهان، تاریخ روابط خارجی ایران، تحلیل تاریخ سیاسی معاصر، دایرة المعارف پزشکی اسلام و ایران، نقش شیعه در فرهنگ و تمدّن اسلام و ایران، تاریخ کهن و معاصر ایران زمین" و... .


  • امید شمس آذر
بار دگر به سوی خرابات آمده م
گر لایق تو ام، به ملاقات آمده م


در جستجوی آب حیات نگاه تو
همراه خضر شرم به ظلمات آمدم

لبریز از تبلور احساس فطرتم
با بانگ دادخواهی سُقراط آمده م

ماهیّت وجود من از توست پر بها
قیمت گذار جوهرۀ ذات آمده م

اشکم به رُخ پیاده و زیرش غبار غم
بر صفحۀ حماسه به اثبات آمده م

باکیش نیست زآنکه چو اسبی ست پیلتن
اینسان به نزد چون تو شهی مات آمده م

چون "شهسوارْ" کورم و بهر شفای خود
از توتیای خاک کف پات آمده م....

از معرفت پرم که شما را شناختم
در فصلی از حضور به میقات آمده م


  • امید شمس آذر

خداوند گاهی گرهی در کار بنده می اندازد تا بنده به خاطر خدا از خواسته اش صرف نظر کند و خدا به این بهانه از بنده اش خشنود شود؛ امّا به ازای همین صرف نظر، همان احساس رضایت نهایی را که در صورت رسیدن به خواسته به بنده دست می داد، به وی می رساند. این سود سرشار و کلانی است که هر بنده از آن غفلت ورزد، به زیان دچار شده است. معامله ای وجود دارد که هرکس از آن آگاه باشد، بی درنگ دست به این معامله می زند. اگر هم در عین آگاه نبودن دست بزند، اجر دیگری دارد.

  • امید شمس آذر

شاید در میان تمام علوم انسانی، تاریخ تنها علمی باشد که فاقد هرگونه اصطلاحات تخصّصی ویژۀ خود بوده و از این رو برای همگان قابل فهم است؛ اگر یک غیر متخصّص در زمینۀ حقوق کتابی را به دست بگیرد، بعد از خواندن دو صفحه از آن، به گوشه ای می گذارد و از ادامۀ مطالعه منصرف می شود. همچنین است وضعیت روانشناسی، جامعه شناسی، جغرافیا،  اقتصاد، فلسفه و منطق یا حتّی ادبیّات. امّا تاریخ چنین نیست و همین قابل فهم بودن آن، این تصوّر غلط را برای بسیاری از خوانندگانش به همراه آورده که: حال که می فهمم، پس لابد می توانم بنویسم!! از این رو متخصّص و غیرمتخصّص به نگارش تاریخ -فارغ از شناخت آن و روش تحقیق و نگارشش و تشخیص راست از دروغ و دانستن کلّیاتی از علوم مرتبط و قوّۀ تجزیه و تحلیل و بسیاری از ریزه کاری دیگر- روی می آورند و بازار را از انواع و اقسام کتاب داستان های رنگارنگ برای علاقه مندان پر می کنند. در حالی که متخصّصان در هر رشتۀ علمی بیشتر با مقاله هایشان ارزیابی می شوند تا کتابها. اینگونه می شود که در این عرصه نیز نام بزرگان نام آور و تلاشگر حتّی در میان همشهریان خود نیز ناشناخته می ماند و حقیران مایۀ ننگ، مانند مور و ملخ به میدان ریخته و نوشته های خود را -در سایۀ مسامحۀ نهادهای نظارتی- به تولید انبوه رسانده و برای مردم خود هویّت تعیین می کنند!... .

در این نوشتار، به ترتیب الفبا به معرّفی گروهی از تاریخ نویسان هم روزگار خود که اعمّ از اصل یا تقلّبی بودنشان برای هم میهنان اهل مطالعۀ ما نامهایی کمابیش شناخته شده هستند، می پردازیم. بخش اوّل به حوزۀ تاریخ ایران اختصاص دارد و ان شاءالله در بخش دوّم به تاریخ اسلام خواهیم پرداخت. امید که بعد از آشنایی اجمالی، مطالعۀ آثارشان نیز با ارزیابی منطقی از جایگاه علمی و تحلیل نظراتشان توأم باشد. 



045

1. ژاله آموزگار)

پروفسور ژاله آموزگار یگانه، زادۀ خوی و متخصّص فرهنگ و زبانهای باستانی است. او علاوه بر ترکی و فارسی، به زبانهای انگلیسی، فرانسه، پهلوی و اوستایی نیز تسلّط دارد. نامش را بیشتر در کنار نام مرحوم احمد تفضّلی در آثار مشترکی که با هم تدوین کرده اند می بینیم. آثاری نیز در قالب ترجمه یا تألیف دارد مانند: ترجمۀ "نخستین انسان و نخستین شهریار" آرتور کریستین سن محقّق فرانسوی و ترجمۀ متن پهلوی "ارداویراف نامه". کتاب بسیار خواندنی او "تاریخ اساطیری ایران" است که واقعاً شاهکار بوده و حقّ مطلب را دربارۀ اسطوره های ایرانی در حجمی کوچک ادا کرده است. او یک نابغه است.



2. یرواند ابراهیمیان)

یرواند آبراهامیان با ابراهیمیان از ارامنۀ متولّد تهران و دانش آموختۀ تاریخ از انگلستان و آمریکاست. در حال حاضر نیز در آمریکا به تدریس می پردازد. از نویسندگان مطرح در در عرصۀ تاریخ معاصر بوده و در تألبفات خود بیشتر بر روی جریانات اجتماعی و انقلابات معاصر ایران و جهان تمرکز دارد. ارمنی ها به دلیل موقعیّت جغرافیایی و تاریخی خود به همراه آذربایجانیان -به طور خاص تبریزی ها- و گیلانیان، پیشگامان نهضت های روشنفکری در تاریخ معاصر ایران بوده اند که ابراهیمیان نیز از این قافله عقب نمانده است. اثر مشهور او کتاب "ایران بین دو انقلاب" است که بررسی حوادث ایران حدّ فاصل انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی می پردازد؛ ولی نظرات او نیز خالی از قصد و غرض نبوده و ایراد عمده اش، پررنگ جلوه دادن نقش همفکران و هم مسلکان خودش در تمام جریانات این دوران است. اساساً تاریخ معاصر به لحاظ منابع، نقطه مقابل تاریخ باستان است و اگر در تاریخ باستان به دلیل کمبود منابع، مورّخان آزادانه به ارائۀ فرضیه هایی می پردازند که به آسانی نه قابل اثبات است و نه قابل انکار، در تاریخ معاصر نیز به  عکس به دلیل بیشبود منابع همین کار صورت می گیرد و به راحتی می توان نظراتی در تقابل هم و با 180 درجه مغایرت با یکدیگر ارائه کرد که برای هر دو نیز منابع به حدّ کافی موجود باشد. اساساً نه در ایران و در جهان، هیچ مورّخی که دغدغۀ صداقت داشته و به دنبال حقیقت باشد، سراغ کمتر از صد سال قبل از زمان خودش نمی رود.



Image result for ‫منوچهر اقبال زرتشت‬‎

3. منوچهر اقبال)

ملقّب به مقبل السّلطنه، زادۀ مشهد، دارندۀ مناصبی چون وزیر فرهنگ محمّدرضا شاه پهلوی، رییس دانشگاه تهران، مدیرعامل شرکت ملّی نفت ایران، رییس سازمان نظام پزشکی و یک دوره نیز نخست وزیر بود. به اقتضای ضرورتی که خود احساس می کرد، بسیار ثناگو و دستبوس شاه بود. در ماههای پایانی سلطنت شاه که برخی از دلسوزان سلطنت، سقوط وی را حتمی می دانسته و وی را تشویق به اندکی چرخش به سوی انقلابیون مسلمان برای رفع خطر کمونیسم -به زعم خودشان- می کردند، اقبال نیز از کسانی بود که در این راستا کتابی با عنوان "سه هزار سال دروغ در تاریخ ایران: زرتشت وجود خارجی نداشته. تاریخ ایران سراسر دروغ و افسانه. کوروش و انوشیروان ستمگر بودند" نوشته و به شاه تقدیم کرد تا وی را اندکی از فضای باستانگرایی دور کند. بر این کتاب -که هنوز به چاپ نرسیده- چهار نفر شامل: حمیدرضا پهلوی (برادر کوچکتر شاه)، شهریار شفیق (خواهرزادۀ شاه و داماد اقبال)، مرحوم احمد تفضّلی و یک آموزگار زرتشتی مسلمان شده که نامش را فاش نکرده، حاشیه نوشتند. اقبال در این کتاب -چنانچه از نامش پیداست- تمام شکوه ایران باستان را یکسره زیر سؤال برده و در برابر آثار باستانی ایران و ستونهای -به قول خودش- پوسیدۀ تخت جمشید، شکوه اهرام و تمدّن باستانی مصر را به رخ شاه کشیده است. از دروغ ها و تقلّب های دین زرتشت نیز پرده برداشته و زرتشتیان را به معنای واقعی پرستندگان آتش عنوان کرده است. هویّت ایران را نیز مرهون شخصیّت سلمان فارسی دانسته و از دوران بعد از اسلام تاریخ ایران به بزرگی یاد کرده است. او همچنین از زبانهای ایرانی به حقارت یاد کرده و زبان پهلوی را پوسیده و "کپک زده" و زبان فارسی را نیز ضعیف و نارسا توصیف کرده است. شکّی نیست که عمدۀ عظمت تاریخ ایران در دوران اسلامی آن بوده و دوران پیش از اسلام در برابر آن حرفی برای گفتن ندارد؛ اما این مایه ناچیزانگاری در قبال آن نیز روا نیست. چرا که به هرحال ایرانیان قومی متمدّن بوده اند که پذیرش اسلام توسّط آنان، هم برای آنان و هم برای اسلام هنر محسوب می شود، وگرنه اسلام آوردن مردمان بی تمدّن تعریفی ندارد.


4. فریدون بدره ای)

زادۀ کرمانشاه است و دارای لیسانس ادبیّات فارسی و فوق لیسانس و دکترای زبان شناسی. آثارش بیشتر ترجمه است. آثاری نیز از خود دارد. بیشتر علاقه مند به سنّت ها و فرهنگ های قدیمی است و تمرکزش بر روی فرقۀ "اسماعیلیه" است. در کل یک نویسندۀ معمولی است.


Image result for ‫مهرداد بهار‬‎

5. مهرداد بهار)

فرزند ملک الشّعرای بهار بود. متولّد تهران، تحصیل کردۀ ادبیّات فارسی، متخصّص زبانهای باستانی و مدرّس اساطیر ایران باستان در دانشگاه. در زمینۀ زبانها و اسطوره های ایران باستان به پژوهش می پرداخت و آثاری در این حیطه دارد، از جمله: چند واژه نامۀ پهلوی به فارسی، معرّفی داستانهای شاهنامه به کودکان، ادبیّات مانوی، ادیان آسیایی و... . مشهورترین کتاب او  "پژوهشی در اساطیر ایران" است. در کل فردی بود علاقه مند و زحمتکش.

Image result for ‫ذبیح بهروز‬‎

6. ذبیح بهروز)

متولّد تهران و تحصیل کردٖۀ علوم ادبی و عربی در قاهره و کشورهای اروپایی بود. شعر نیز می سرود. قدّی بلند، اندامی متناسب، روحیه ای جوان و اخلاقی نیکو داشت. شاید خودش چندان مذهبی نبود، ولی به اهمّیت مذهب در جامعۀ ایران واقف بود و از این رو احترام فرهنگ هم وطنانش را نگاه داشته است. وی از نخستین کسانی است که در آثار ایرانشناسان غربی شک کرده و آنها را دارای قصد و غرض دانسته است. از نظریۀ توطئه در تاریخ ایران باستان هم غافل نبوده و همواره به مانویان همانند اسماعیلیان به دیدۀ سوءظن نگریسته است. از جمله آثار خوب او، کتاب نسبتاً کم حجم "تقویم و تاریخ در ایران" است.

Image result for ‫رقیه بهزادی‬‎

7. رقیّه بهزادی)

تهرانی و دانش آموختۀ فرهنگ و زبانهای باستانی می باشد. نابغه نیست، ولی بسیار سختکوش است و خستگی ناپذیر. در زمینۀ قوم شناسی و نمادشناسی فعّالیت می کند و تاکنون بیش از سی کتاب و صدها مقاله از خود به یادگار گذاشته است. در آثارش رویکردی اجتماعی به تاریخ دارد و کتاب خواندنی و کم حجم او "آریا و ناآریاها در چشم انداز کهن تاریخ ایران" نام دارد. او در این کتاب تمام اقوام ایران کهن -پیش و پس از ماد و هخامنشی- را بدون نام بردن از پادشاهان و سلسله های حکومتی ذکر کرده و به طور خلاصه به بررسی فرهنگ مردمی و اجتماعی آنان پرداخته است. از این رو مرجع خوبی برای شناخت تاریخ غیر سیاسی_نظامی ایران باستان می تواند باشد. کتابهای دیگری نیز دارد که بیشتر دربارۀ اقوام و ادیان کهن منطقه است.


https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/1/1a/Ebrahim-Poordavood.jpg

8. ابراهیم پورداوود)

بدون تعارف خدا لعنتش کند. وی کسی بود که بنای دین زرتشتی را که رو به ویرانی رفته بود، بعد از بازگشت از هند تجدید کرده و به آن رنگ و بوی سیاسی داده و با تأسیس انجمن زرتشتیان و سرودن سرودهای اتحاد آنان -در حالی که خود مسلمان بود- ایرانگرایی و ایراندوستی را در تاریخ معاصر به نفع زرتشتی مآبی و اسلام ستیزی مصادره کرده و جوانان بسیاری را از این راه در دام انداخت که اثرات شوم آن هنوز هم ادامه دارد. از این رو توسط اقبالیّون (همفکران منوچهر اقبال) به لقب جغد پیر زرتشتیان ملقّب شده است. خود نیز فردی به شدّت عرب ستیز، ترک ستیز و البتّه اسلام ستیز بود. افتخارش نخستین ترجمۀ اوستا به فارسی است. در زادگاهش رشت مدفون است و آثارش عمدتاً در موضوع دین زرتشتی است. اگر از من بپرسند پشوتن موعود در کتابهای دینی زرتشتی که گفته اند پیش از سوشیانت از هند می آید و دین زرتشتی را احیا می کند کیست؟، می گویم بی شک همین پورداوود است!

Naser Pourpirar.JPG

9. ناصر پورپیرار)

دیوانه بود. با نام اصلی ناصر بناکننده، از دوستان سابق مرحوم پرویز رجبی که هنگام کار در چاپخانه با ایشان آشنا شده بود. خود -آنچانکه اعتراف نیز می کند- سواد رسمی نداشت و به نظر می رسد نظرات عمده اش سرقتی و پروبال یافتۀ نظرات دیگران باشد. اهل تهران و کمونیست مسلک بود و سابقۀ خرابکاری و زندانی شدن هایی در دوران پیش از انقلاب دارد. پس از انقلاب به اصطلاح توّاب شد و به کارهای ویراستاری و داستان سرایی و چکامه گویی ادامه داد. کم کم به جرگۀ منتقدان تاریخ ایران -پیش و پس از اسلام- پیوست و سخنانی در باب حمایت از حقوق قومیّت ها ایراد کرد تا نهایتاً کتاب جنجالی خود "12 قرن سکوت" را (که نامش را از "دو قرن سکوت" عبدالحسین زرّین کوب عاریه گرفته است) به چاپ رساند. مطالب این کتاب خیلی به مذاق پان ترکیست ها و پان عربیست ها خوش آمد؛ گرچه نویسنده خود نه پان ترکیست بود و نه پان عربیست، بلکه صرفاً ضدّ ایران بود و این از نام کاربری اش در فضای مجازی نیز بر می آید: ناریا یعنی معکوس ایران!! وی در کتاب مزبور واقعۀ یهودساختۀ پوریم را بزرگنمایی کرده و مدّعی شده است: پس از آن واقعه که در دوران خشایارشای هخامنشی رخ داد، بساط تمدّن به کلّی از ایران برچیده شد و ایرانیان تا 12 قرن در فترت مطلق بودند تا زمانی که اسلام وارد ایران شد. هخامنشیان خود یک حکومت ضعیف بودند و در مورد آنان اغراق شده است. مادها هم ساخته و پرداختۀ مورّخان امروزی به عنوان مقدّمه ای برای جاانداختن هخامنشیانند. اشکانیان یک حکومت یونانی و غیرایرانی بودند. ساسانیان هم حکومتی محلّی در فارس بودند. تازه بعد از اسلام هم حکومتهای ایرانی همگی دستخوش بزرگنمایی در آثار مورّخان شده اند و هیچکدام از آنها به آن بزرگی که می گویند نبوده است تا زمان همین انقلاب اسلامی خودمان!! وی بنای تخت جمشید، کتاب اوستا، سنّت اسلامی ختنه، شخصیّت سلمان فارسی، و حتّی گلستان و بوستان سعدی و دیوان حافظ را ساخته و پرداختۀ تخیّل مورخان دورۀ معاصر با دسیسۀ یهود می داند؛ در حالی که در درستی واقعۀ پوریم یا شخصیت عبدالله بن سبا شک نمی کند و این از عجایب شک برانگیز روزگار است (تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل). برخی از نظراتش مانند اغراق یافتگی احوال هخامنشیان توسّط یهود، قابل تأمّل است، ولی در کل ارزش پاسخ دادن ندارد و می توان گفت همراه خودش به خاک سپرده شد.


https://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/f/f2/Hanidreza_phlvi.jpg

10. حمیدرضا پهلوی)

برادر کوچکتر محمّدرضا پهلوی از مادری دیگر بود. فردی غیر سیاسی، علمی، اسلامگرا و می توان گفت تافتۀ جدابافتۀ خاندان پهلوی بود که دربار پهلوی عنوان "شاهپور" را به دلیل مخالفت با برادرش از او سلب کرده و پس از انقلاب هم تنها عضو این خاندان بود که با قبول وزارت کشور و با تغییر نام خانوادگی از پهلوی به "اسلامی" به همراه مادرش عصمت دولتشاهی در ایران ماند و در سال 1371 درسنّ 60 سالگی درگذشت و در زادگاهش تهران ( بهشت زهرا(س)، قطعه ۷۶ ، ردیف ۲۷ ، شماره ۶۴ ) دفن شد. اگر هم در زندگی شخصی اش انحرافاتی داشته، در مقام ارزیابی شخصیّت علمی قابل اعتنا نیست. از او بیش از 50 عنوان دستنوشته در قالب نامه نگاری و مکاتبه، مقاله، جزوه و رساله یا کتاب در زمینه های مختلفی چون فیزیک، شیمی، ریاضی، گرامر، فقه، علوم تربیتی، تاریخ، ادبیّات و حتّی علوم غریبه به جای ماند که به چاپ نرسیده و تنها از عنوان آنها می توان به جایگاه علمی و افکار و عقایدش پی برد. در زمینۀ علمی، علی رغم نداشتن مدرک رسمی دانشگاهی، مسلّط به چند زبان چون ترکی و عربی و انگلیسی و لاتین و ایتالیایی و مترجم و رابط بین اینشتین و آیت الله بروجردی (ره) بود و با دانشمندان دیگری چون پروفسور حسابی، پروفسور هشترودی، شعبان طاووسی (پدر هیپنوتیزم ایران) و دیگران نشست و برخاست داشت. به لحاظ عقاید، کلّاً با سیاست، فلسفه، عرفان و تصوّف، شعر نو و غزلسرایی عاشقانه، روش های جدید تربیتی و انواع انقلابات اجتماعی مخالف بوده و راه نجات را در پیروی از علمای سنّتی شیعه می دانست و بس. در این زمینه مکاتباتی نیز با حاکمان و شخصیت های تأثیرگذار آن روز -مسلمان و غیرمسلمان- داشته است. در زمینۀ تاریخ ایران نیز معتقد است: ایرانیان طبیعتاً دارای خصلتهایی چون تنبلی و ریاکاری اند و به همین خاطر مشروطه خواهی و دموکراسی با طبیعتشان سازگار نیبست. درخشانترین دوران تاریخ ایران همان دوران میانی تاریخ بعد از اسلام است. زرتشتیان نیز -به همراه بهائیان- خطرشان برای ایران به مراتب از یهودیان و مسیحیان و کمونیست ها بیشتر است. این موضوع از برخی آثارش مانند "اسلام و ایران، اشتباهات پدرم، اهل کوفه و تبار ایرانی آنها، فرهنگ ایرانیان هموطنان ما، زرتشت گرایی و عواقب وخیم آن برای ایران، کوروش عامل عقب ماندگی ایران (که این دو رسالۀ اخیر را برای برادرش شاه نوشته)، نظری منصفانه به تاریخ ایران اسلامی، مشروطیت و دموکراسی دو مار زهراگین خوش خط و خال که ما مردان ایران را گزیدند و فرزندان و زنان ما را بلعیدند" و... بر می آید. او نیز نابغه بود و همواره روحیه ای ناراضی و انتقادی داشت. اشعارش نیز همه یا منظومه های علمی است، یا مذمّت نفس و از این قبیل.

Image result for ‫احمد تفضلی‬‎

11. احمد تفضّلی)

زادۀ اصفهان و استاد زبان های باستانی در دانشگاه تهران بود. به زبانهای عربی، انگلیسی، فرانسه، آلمانی و روسی نیز تسلّط داشت. در اواخر عمرش به عنوان معاون علمی و پژوهشی فرهنگستان زبان و ادب فارسی مشغول به کار بود. فردی بود علاقه مند و زحمتکش. آثار مشترکی با خانم دکتر ژاله آموزگار نوشته و آثاری نیز به تنهایی در قالب تألیف یا ترجمه دارد؛ مانند: ترجمۀ متن پهلوی مینوی خرد. اثر معروف او "تاریخ ادبیّات ایران پیش از اسلام" است. با اینکه از قربانیان قتل های زنجیره ای محسوب نمی شود، ولی او نیز در گیرودار آن جریان و قاطی مقتولان، به طور مشکوکی به قتل رسید و یک روز بعد از ظهر در حال حرکت به منزلش ناپدید شده و شب هنگام جنازه اش را نزد ماشینش در باغ فیض در شمال غرب تهران یافتند. بدینگونه عرصۀ علم یکی از مفاخر خود را از دست داد.


Image result for ‫غلامعلی حداد عادل در جوانی‬‎

12. غلامعلی حدّادعادل)

زادۀ تهران، دکترای فلسفه، مدرّس دانشگاه و معلّم دبیرستان است. با وجود چند دوره نمایندگی و یک دوره ریاستش بر مجلس شورای اسلامی و یک دوره نیز کاندیداتوری ناتمام ریاست جمهوری اش، بیشتر به عنوان رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی شهرت دارد تا یک شخصیّت سیاسی. دهه شصتی ها نیز او را با متون کتابهای درسی اجتماعی و مدنی و دینی و برخی مقالات و اشعارش در کتاب فارسی می شناسند. آثاری از مقاله و کتاب در زمینه های فلسفه، علوم اجتماعی، ادبیّات و تاریخ دارد. از جمله: "فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، تاریخ و تاریخ‌نگاری، دانشنامۀ جهان اسلام (زیر نظر)، آسیب‌شناسی تربیت دینی" و... . رویکردش به تاریخ ایران رویکردی غلط بوده و به جای میهن دوستی یا حتّی ملّی گرایی، ایراندوستی و ایرانگرایی صرف را تبلیغ و ترویج می کند؛ یعنی چیزی که مخاطبانش بیشتر خارجیان علاقه مند به ایران باید باشند تا خود ایرانیان. فی المثل پارادایم (الگوواره) "ایران سرسبز من" را در ذهن کودکان و نوجوانان جا می اندازند؛ در حالی که الگووارۀ صحیح -که جایش در کتابهای درسی خالی است- عبارت است از اینکه: "ایران من، من تو را سرسبز خواهم کرد". البتّه قلمی شیوا و رسا دارد، ولی در زمینۀ الگوسازی و الگودهی توانش بیشتر از این نیست. ملامتش نیز نباید کرد.


http://fa.imamatpedia.com/images/e/e1/11156.jpg

13. بهاءالدّین خرمشاهی)

قزوینی است. دانش آموختۀ کتابداری و فعّال در زمینه های قرآن پژوهی، حافظ پژوهی، ترجمه و ویراستاری، فرهنگ نویسی و طنزپردازی. در درجۀ اوّل روزنامه نگار است تا نویسنده. آثاری اعمّ از ترجمه و تألیف در زمینۀ تاریخ و ادبیّات نیز دارد. او نیز مانند حدّادعادل در این عرصه کم توان بوده و اظهاراتش در مورد تاریخ ایران ناشی از احساسات است.

Image result for ‫اردشیر خورشیدیان‬‎

14. اردشیر خورشیدیان)

موبد زرتشتی دکتر اردشیر خورشیدیان، رییس انجمن موبدان تهران و بسیار متعصّب و ستیزه جوست. کتابهایی دارد چون "جهان بینی اشوزرتشت" و "پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان" که در آنها و همچنین در سایر نوشته ها یا سخنرانی هایش همواره به منظور دفاع از دین زرتشت و علمی نمایاندن بخشهای خرافی آن، به شایعه پراکنی علیه اسلام می پردازد. اگر هم در مقایسه های مغلطه آمیزش مستقیم به اسلام نتازد، هنگام بحث دربارۀ امتیازات دین زرتشتی در موارد مورد اختلاف با اسلام، معلوم است که منظورش چیست؟ مصیبت دیگر برای جامعۀ ما که امثال اینان سردمدارانش هستند، مصادرۀ فرهنگ ایرانی -حتّی دوران اسلامی اش- به نفع دین زرتشتی است؛ تا جایی که برخی دو عبارت "ایرانیان باستان" و زرتشتیان" را به جای هم به کار می برند! این در حالی است که فرهنگ مردمی به جا مانده از ایران پیش از اسلام بیشتر متعلّق به دین مهری و یادگار دورۀ اشکانی است تا دین زرتشتی دورۀ ساسانی. فرهنگ عموم هموطنان زرتشتی کشور نیز در موارد بسیاری با فرهنگ القائی موبدان متفاوت است و یکسان انگاراندن آن یادگار عصر جدید است.


Image result for ‫عمادالدین دولتشاهی‬‎

15. عمادالدّین دولتشاهی)

اهل کرمانشاه بود. کتابی دارد به نام "جغرافیای غرب ایران یا کوههای ناشناختۀ اوستا" که در آن با دلایل خود اثبات کرده که 16 مملکت اوّلیۀ آریایی -یاد شده در زامیادیشت اوستا- که اکثر موّرخان در شمال شرق فلات ایران می پندارند، متعلّق به شرق نبوده و همگی در حوالی غرب و شمال غرب ایران یعنی نواحی کرمانشاه، کردستان و آذربایجان کنونی قرار دارد. اهمّیت این نظر از آن روست که بدانیم اگر منابع دست اوّل غیرنوشتاری تاریخ شامل دو دسته منابع اسطوره ای و منابع باستانشناختی می شوند، در مورد دوره هایی که نوشته های کافی از آن در دست نیست، تنها با تطبیق داده های اسطوره ای با یافته های باستانشناختی است که می توان به کشف ندانسته ها نایل آمد؛ در مورد تاریخ ایران، بیشتر منابع نوشتاری و همچنین بیشتر منابع باستانشناختی متعلّق به غرب آن است. حال اگر یک بار برای امتحان هم که شده بیاییم و تمام منابع اسطوره ای -مانند روایات اوستا- را منحصر به شرق ایران ندانیم، ببینید تا چه اندازه می توانیم در امر "تطبیق" موفّق شویم و تاریکی های تاریخ ایران را روشن کنیم! البتّه ممکن است تعلّقات قومی و محلّی آن بزرگوار نیز در این نظریه پردازی بی تأثیر نبوده باشد، امّا به هرحال نظریّۀ ارزشمندی است و باید ارج نهاده و پیگیری شود.


Parviz Rajabi.JPG

16. پرویز رجبی)

روستازاده ای از قوچان خراسان و بزرگ شدۀ زادگاه پدری اش آق کند آذربایجان شرقی بود. پس از اخذ مدرک دکترای ایرانشناسی از آلمان به میهن بازگشته و مرکز تحقیقات ایرانشناسی را بنیاد نهاد. در مقطعی نیز ریاست بخش ایرانشناسی دایرة المعارف بزرگ اسلامی را بر عهده گرفت. مورّخی مستقل و صاحب سبک و در عین حال ادیبی نازک احساس بود و تمام ویژگی های لازم برای یک مورّخ خوب را در خود جمع داشت. اگر در ایران معاصر تنها دو نفر در عرصۀ تاریخنگاری داشته باشیم که کارشان درست باشد، بی شک یکی از آن دو مرحوم پرویز رجبی است. وی در این عرصه اوّلین مورّخی است که در نگارش تاریخ، رویکردی اجتماعی داشته و به ذکر حوادث سیاسی و نظامی بسنده نکرده است. البتّه هرچند این اجتماعی بودن در عرصۀ تاریخنگاری به معنای آن چیزی نیست که در اروپا با عنوان "مکتب آنال" شناخته می شود، ولی خط شکنی و آغاز کننده بودن در این عرصه اهمیّت دارد. مرحوم رجبی در دهۀ آخر عمر دچار سکتۀ ناقص شده و دست راستش از کار افتاده بود، امّا همچنان به فعالیت های علمی و پژوهشی ادامه می داد. از ایشان در کنار دهها جلد کتاب در زمینۀ ایرانشناسی و در قالب تألیف، ترجمه، داستان و شعر، دو مجموعه کتاب با نامهای "هزاره های گمشده" و "سده های گمشده" به ترتیب در تاریخ ایران باستان و ایران اسلامی به جای مانده است. کتابهای "تاریخ ایران در دورۀ ایلامی، مادی و هخامنشی" و "تاریخ ایران در دورۀ سلوکیان و اشکانیان" او در حال حاضر در دانشگاه پیام نور تدریس می شود.



17. عبّاس زریاب)

مرحوم عبّاس زریاب خویی از نظر مجامع علمی اروپایی، تنها استاد دانشگاه تاریخ در ایران است که با استانداردهای بین المللی مطابقت دارد و نظراتش می تواند معتبر باشد. وی علاوه بر دکترای تاریخ و فلسفه از آلمان، تحصیلات حوزوی هم داشت. به اندازه ای از زبانهای زنده و مردۀ دنیا تسلّط داشت که ذکر نامشان به درازا می کشد. هیچ نظریه ای را با قطعیّت از پیش خود صادر نکرده و همواره گفته است که: این نظر شخصی من است، ممکن است چنین باشد، شاید، احتمالاً، ظاهراً، و... . مدّتی در آمریکا و مدّتی در ایران به تدریس اشتغال داشت. از او کتابهای متعدّدی -اعمّ از تألیف، ترجمه یا تصحیح- در زمینۀ تاریخ ایران، تاریخ اسلام و فلسفه بر جای مانده که مشهورترین آنها "اطس تاریخ ایران، تاریخ ساسانیان و سیرت رسول الله (ص)" است.

Related image

18. عبدالحسین زرّین کوب)

اهل بروجرد و دانش آموختۀ تاریخ بود که سپس به رشتۀ ادبیّات تغییر مسیر داد. برای نگارنده که بعد از مدّتی تحصیل در رشتۀ ادبیّات به خاطر آنکه خواسته ام را در آن نیافتم، به رشتۀ تاریخ آمدم، دلیل این تغییر مسیر ایشان مشخّص نیست! نویسنده ای فعّال و خوش قلم و دارای مقالات و کتابها و ترجمه های فراوانی در زمینۀ تاریخ و تاریخنگاری و نقد ادبی است که همگی با نثری ادیبانه و پرپیچ و خم نوشته شده اند. کتاب مشهور او که به بررسی دو سدۀ ابتدایی پر از غوغا و هیاهوی تاریخ ایران پس از اسلام می پردازد، "دو قرن سکوت"(!) است و پس از آن دو کتاب "بامداد اسلام" و "کارنامۀ اسلام". عدّه ای معتقدند زرّین کوب پس از انقلاب اسلامی چرخش کرده و از باستانگرایی دورۀ جوانی به اسلامگرایی روی آورده است، امّا من چرخشی در آثارش نمی بینم. شاید در نیمه راه نگارش تاریخ ایران بوده که تصادفاً همزمان با رسیدن او به برهۀ ورود اسلام، انقلاب رخ داده است و خود وی نقشی در این میان نداشته است! هرچند در نوشته های متأخّرش نیز بیشتر در صدد نشان دادن جایگاه برجستۀ ایران در تمدّن اسلامی بوده است. با اینهمه او نیز در درجۀ نخست یک ژورنالیست تمام عیار بوده و آن دسته از نظراتش را که فاقد سند تاریخی اند، در لفافۀ الفاظ خوش تراش از دیدگان خواننده مستتر می دارد. از این رو آثارش برای عوام بسیار شیرین و دلچسب و برای خواص غیر قابل استفاده است.


Image result for ‫محمدحسن ناصرالدین صاحب زمانی‬‎


19. ناصرالدّین صاحب زمانی)

دکتر محمّدحسن ناصرالدّین صاحب الزّمانی، متولّد تهران، روانشناس و از آشنایان و طرفداران زبان اسپرانتو (زبانی ترکیبی که به منظور پذیراندنش به عنوان زبان مشترک جهانی ابداع شده است) در ایران. در شاخه هایی از علوم انسانی مانند روانشناسی و آسیب شناسی اجتماعی جامعه تألیفاتی دارد. از آن جمله کتابی دارد به نام "آنسوی چهره ها" دربارۀ قضاوت نکردن از ظاهر آدمها. در عرصۀ تاریخ نیز کتابی دارد به نام "خطّ سوّم" -که نامش را از جملۀ معروف شمس تبریزی گرفته است- دربارۀ تاریخ عرفان و تصوّف. در کل، نویسنده ای است راستگو.


Image result for ‫فاروق صفی زاده‬‎

20. فاروق صفی زاده)

پروفسور فاروق صفی زاده با نام کاربری بورکه یی، جوان مؤدّبی است از اهل سنّت تکاب که دارای دکترای پزشکی باستان از هند، درجۀ اجتهاد در فقه و چندین مدرک مرتبط و نامرتبط دیگر چون: تاریخ، الهیّات و معارف اسلامی، فرهنگ و زبانهای باستانی، فلسفۀ پزشکی و علوم متافیزیک است. مقالات و کتابهای بسیار زیادی در زمینۀ تاریخ و فرهنگ ایران باستان دارد. گرایش به تشیّع و مکتب اهل بیت(ع) هم در آثارش دیده می شود، تا جایی که "مصائب حضرت زهرا(س)" را نوشته است؛ امّا به نظر می رسد که این نوع شیعه گرایی نیز ناشی از همان باستانگرایی ایرانی باشد. دیدگاهی که شیعه را مکتب ایرانی دانسته و در پی مصادرۀ آن به نفع ایرانیّت است. در مورد ایران باستان، اگر محقّقانی مانند امید عطایی فرد یک شبه راه صد ساله رفته اند، وی یک شبه راه هزارساله می پیماید و فی المثل اگر او از سه زرتشت در تاریخ ایران سخن گفته، این از 9 زرتشت سخن می گوید و شاید خود را بدینگونه شایستۀ عنوان سفیه زاده کرده است! عناوین بخشی از کتابهای او: "ترجمۀ قرآن کریم به پارسی سره با مقدّمۀ بهاءالدّین خرّمشاهی، تبار آریایی یهود، تبار ایرانی پیامبر مکرّم اسلام(ص)، تاریخ حقوق در ایران باستان، از حکومت جهانی کوروش کبیر هخامنشی تا دولت تدبیر و امید حسن روحانی، تأثیر زردشت بر افکار و دین های جهان، پدافند غیرعامل در ایران باستان، بررسی نشانۀ شیر و خورشید بر پایۀ تاریخ چهارده هزار سالۀ ایرانی، و..." .



امید عطایی پژوهش گر ایران.فرتو از فرید کرامتی

21. امید عطایی)

امید عطایی فرد با نام کاربری سوشیانت مزدیسنا. مدیر انتشارات عطایی است که در زمینۀ تاریخ، فرهنگ و اندیشۀ ایران باستان فعّالیت دارد. او نیز نابغه و از اسپرانتیست های ایرانی است که مقالاتی هم به زبان اسپرانتو دارد. رشتۀ اصلی اش حسابداری است، امّا روش تحقیق در تاریخ را به خوبی بلد است و از اصل "تطبیق" در پژوهش هایش بهره می برد. امثال صفی زاده که ایران را تقریباً خاستگاه همه چیز در دنیا می دانند، صرفاً نقطه مقابل امثال پوپیرارند که ایران را عاری از هرگونه نمود تمدّنی دانسته اند و اگر این گروه اشکانیان را یونانی ذکر کرده اند، آن گروه نیز سقراط و افلاطون و ارسطو را ایرانی گفته اند! امّا عطایی اگر زیاد می داند، متقابلاً می داند که چه می داند و به دنبال چیست؟ او توان این را دارد که تمام دانسته هایش را در چند عنوان خلاصه کند؛ با اینهمه، هدفش آن چیزی نیست که باید باشد و از سر گرایشات باستانگرایی و باستانزدگی افراطی، اظهارات نادرستی نیز در زمینه های غیر تخصّصی خود داشته و مثلاً گفته است: "ما چون ایرانی هستیم، باید دینمان ایرانی باشد، نه سامی"!! من نمی دانم اساساً تعریف ایشان از دین چیست؟! اگر دین را به معنی برنامۀ زندگی و شامل مجموعه تعالیمی اعمّ از اعتقادات، احکام و اخلاق بدانیم که توسّط خدا برای هدایت بشر به واسطۀ پیامبر بر زمین نازل شده است، این میان ایرانی و سامی و آلتایی و... چه تفاوتی باهم خواهند داشت؟! وی هویّت ایرانی را برگرفته از عملکرد تاریخی سه تن: زرتشت، کوروش و فردوسی دانسته و در عین حال از آنانی است که خود فردوسی را هم زرتشتی تلقّی می کنند. نظراتش عمدتاً در کتابهایی مثل "پیامبر آریایی، ایران بزرگ و پادشاهی در استوره و تاریخ ایران" منعکس است. از دیگر آثارش: "دیباچۀ شاهنامه، منم کوروش شاه جهان، افسون فریدون، کعبۀ زرتشت"، و... . برخی از آثارش به شیوۀ داستان بلند(رمان) نوشته شده و از صنایع بدیعی نیز در نوشته هایش غافل نیست.

Image result for ‫عکس بهرام فره وشی‬‎

22. بهرام فره وشی)

اصالتاً اصفهانی، زادۀ ارومیه و دانش آموختۀ تمدّن، زبانها و ادبیّات ایرانی از فرانسه بود. زرتشتی مذهب بود، ولی هیچگونه تعصّبی نداشت و نوشته هایش کاملاً علمی و به دور از قضاوتهای احساسی است. دو فرهنگ پهلوی به فارسی و فارسی به پهلوی به همراه ترجمۀ آثاری از ایرانشناسان غربی از یادگارهای اوست. کتاب مشهور او "ایرانویج" نام دارد که شامل مجموعه مقالاتی در شرح فرهنگ و تاریخ آریاهای اوّلیه است. این بی تعصّبی نیز تنها به خاطر موبد نبودنش نیست؛ وگرنه کسی مثل موبد رستم شهزادی نیز که آثاری در فرهنگ و تعالیم زرتشتی از خود به جای گذاشته، از انسانهای بی تعصّب و آزاداندیش روزگار ما بود که به این زودی ها قابل تکرار نیست و متقابلاً آقای اسفندیار اختیاری نمایندۀ زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی که روحانی نیست، از متعصّبانی است که همواره مغرورانه هم وطنان زرتشتی را ایرانی ترین ایرانیان خطاب می کند!



Image result for ‫احمد کسروی‬‎

23. احمد کسروی)

یک کارشناس تاریخ می گفت: "من مطمئنّم که در 200 سال آینده کسانی پیدا خواهند شد که بگویند ما دو تا کسروی داشتیم!". سیّد احمد حکم آبادی تبریزی معروف به کسروی از نویسندگان جنجالی ایران معاصر است. این امر، به خاطر دوگانگی ظاهری او در آثاری است که در دو دورۀ متفاوت از عمرش از خود به جای گذاشته است. کسروی در دورۀ اوّل صاحب آثار ارزشمندی است چون: "شهریاران گمنام" که در آن زوایای تاریک سلسله ها و حکومتهای محلّی ایران پس از اسلام را روشن کرده و مورّخان را به بازنگری در داوری هایشان پیرامون اعتبار و اهمیّت هرکدام از حکومتهای ایران اسلامی و ضعیف و یا قوی تلقّی کردن آنها واداشته است؛ یا "تاریخ 18 سالۀ آذربایجان" که حوادث سرزمین آذریایجان در برهۀ زمانی حسّاس جنگ جهانی اوّل و مقداری قبل و بعد از آن را به تحریر آورده و از خطر فراموشی نجات داده است؛ یا "تاریخ مشروطۀ ایران" که نخستین اثر مدوّن در موضوع انقلاب مشروطۀ ایران است که نقش مردم و اصناف در آن به خوبی دیده شده و انقلاب مشروطه -به روال نوشته های قبل- تنها حاصل مجاهدت نظامیان و سیاسیان و روحانیان دانسته نشده است. این سه اثر ارزشمند، هرکدام زمینه ساز تحوّلی در نگارش آثار پس از خود در موضوعات مربوطه شدند. البتّه در آثار مذکور نیز -خصوصاً در تاریخ مشروطۀ ایران- رگه های ملّی گرایی و مذهب ستیزی و روحانیّت ستیزی (و به قول خودش و بسیاری از همفکرانش: خرافه ستیزی) را نشان می دهد و فی المثل به استثنای آیت الله سیّدمحمّد طباطبایی و سیّدعبدالله بهبهانی که از آنان تجلیل کرده است، مابقی روحانیون را به جرم خرده گیری بر مشروطه مذمّت می کند و آنان را عامل بدبختی و عقب افتادگی ملّت ایران معرّفی می نماید؛ امّا همین کسروی پس از تغییر قدرت در ایران از قاجار به پهلوی، به یکباره نقاب از روی انداخته و تندتر و بی پرواتر به اصل اسلام و تشیّع و روحانیّت تاخت و در آثاری مثل "شیعی گری" -به موازات دو اثر "صوفی گری" و "بهایی گری"- تمام عقده های درونی اش را بیرون ریخت. آثاری که نشانه ای از علمی صحبت کردن و استدلالات منطقی در آن نیست؛ چرا که او یک زبانشناس و حقوقدان بود و نه یک فقیه یا متکلّم یا محدّث یا مفسّر. کتابهای دیگرش نیز در این دوره، فاقد ارزش علمی و صرفاً سلبی و منفی نگرانه هستند. تا جایی که نهایتاً با نگارش کتاب "ورجاوند بنیاد"، به طور رسمی رویگردانی اش از دین اسلام و مذهب تشیّع را اعلام و مدّعی ابداع دین جدیدی به نام پاکدینی از طرف خود می شود! همچنین کسروی از جمله نویسندگانی است که در آثارش کلمات فارسی ابداعی از پیش خود را به کار برده که البتّه پس از وی مورد استقبال قرار نگرفتند. در مقام قضاوت دربارۀ شخصیّت او باید بگویم: من قائل به تغییر شخصیّت یا خطّ مشی کسروی نیستم و این رویکرد جدید در آثارش را ناشی از روبراه شدن وضعیّت زمانه برای او می دانم. او نیز مانند پورداوود در زمانی می زیست که فکر می کرد دوران اسلام و اسلامگرایی سر آمده و به راحتی بدون اینکه کسی جلودارش باشد، می تواند هرچه دلش خواست اظهار کند. از این بابت به نوعی دارای شخصیّتی ناقص تلقّی می شود. کسروی نهایتاً بعد از ارتداد، از طرف جمعیبت فدائیان اسلام ترور شد.


Image result for ‫کنت آرتور دو گوبینو‬‎


24. کونت گوبینو)

با نام کامل کونت ژوزف آرتور دو گوبینو، فرانسوی و در دورۀ ناصرالدّین شاه سه سال سفیر فرانسه در ایران بود. خاطرات این سه ساله اش را در کتابی با عنوان "سه سال در آسیا" به نگارش درآورده است که از کتابهای خواندنی در مورد حوادث آن دوران و بالاخص چگونگی پیدایش فرقۀ بهائیّت است. کتاب بسیار ارزشمندش در تاریخ ایران باستان "تاریخ ایرانیان" نام دارد که جلد اوّل آن با قلم فاخر و اشرافی میرزا ابوتراب خان خواجه نوریان ملقّب به نظم الدّوله ترجمه شده و نخستین بار در سال 1326 از سوی چاپخانۀ مطبوعات تهران به چاپ رسید و در دورۀ اخیر نیز انتشارات ثالث که کارش چاپ ترجمه های برتر است، این کتاب را به چاپ رسانده است. این کتاب از بهترین نمونه های "تطبیق" در تاریخ ایران است. در حدّ فاصل گذار تاریخنگاری سنّتی ایران به تاریخنگاری جدید یعنی از عصر ناصرالدّین شاه قاجار تا رضاشاه پهلوی، عدّه ای از تاریخنگاران ایرانی مانند اعتمادالسّلطنه، حسن پیرنیا(مشیرالدّوله)، و عبّاس اقبال آشتیانی به اشتباه به جای تطبیق، شیوۀ "التقاط" را در پیش گرفتند و مؤلّفه های تاریخنگاری سنّتی  و تاریخنگاری جدید را باهم مخلوط کردند؛ امّا گوبینو در این دوره، تنها مورّخی است که از اصل تطبیق بهره برده است و روش کارش باید سرلوحۀ دیگر فعّالان در عرصۀ تاریخ ایران باستان قرار گیرد. گوبینو شیفتۀ فرهنگ آسیا و مسلّط به برخی از زبانهای شرقی ازجمله فارسی بود. نابغه است؛ امّا نظراتی هم خاصّ خودش دارد که در دنیای امروز پذیرفتنی نیست. از جمله در جوانی کتابی نوشت به نام "اظهار نظر در مساوی نبودن نژادهای بشر" و در آن به نظریۀ برابری نژادی تاخته و نژادها را دارای تفاوت و برتری برخی بر برخی دیگر عنوان کرده است. از این رو عدّه ای او را نخستین تئوری پرداز جنگهای جهانی می دانند. کتاب مشهور دیگرش "ادیان و فلسفه های آسیای مرکزی" است.



https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/7/7a/Mohit_tabatabaie.jpg

25. سیدمحمّد محیط طباطبایی)

اگر در ایران معاصر تنها دو نفر در عرصۀ تاریحنگاری داشته باشیم که کارشان درست باشد، بی شک آن یکی نیز مرحوم محیط طباطبایی است. وی زادۀ زوارۀ اصفهان و دانش آموختۀ حقوق، تاریخ و جغرافیا بود و با آنکه  تحصیلات رسمی دانشگاهی نداشت، از استادان معتبری بود که مقالات و سخنرانی هایش همواره برای اساتید و دانشجویان معتبر و محلّ ارجاع بوده است. حافظه ای قوی داشته و همیشه سخنان و نظرات تازه در چنته آماده داشت؛ تا جایی که هنگام سخنرانی هایش، تمام فضای سالن از اساتید و دانشجویان پر می شد و بسیاری مجبور می شدند روی زمین بنشینند. وی به همراه مرحوم رجبی تنها مورّخان در ایران معاصر -حدّاقل تا آنجایی که من سراغ دارم- بودند که در هیچ یک از گرایشات و تعلّقات خاطر مذهبی، ملّی و قومی_محلّی خود یا تحسین پیشرفت های تمدّنی غرب دچار افراط نشده و اجازه ندادند هیچکدام از اینها، موارد دیگر را تحت تأثیر قرار داده و کمرنگ کند. از این رو یک الگوی موفّق تعادل در تاریخ نویسی به شمار می روند. آثارش که بیشتر به صورت مجموعه مقاله به چاپ رسیده، عمدتاً در زمینۀ تاریخ ادبیّات بوده و در آنها علاوه بر واکاوی احوال شاعران بزرگی مانند حافظ، سعدی، خیّام و فردوسی، به تصحیح و زدودن اشتباهات تاریخی پرداخته است؛ چنانچه به ویرایش و تصحیح برخی از کتابهای قدیمی نیز همّت گماشته است. دیوان اشعاری هم دارد که در آن روح تعهّد به میهن و فرهنگ و سنّت های ایرانی و اسلامی موج می زند. دقّت نظر و دلسوزی او برای کشف و بازگویی حقیقت در عرصۀ تاریخنگاری کم نظیر است.




  • امید شمس آذر

وقتی وسایل ارتباط جمعی اینقدر آدم ها را از هم دور کرده اند

این عصر عصر ارتباطات است

یا عصر بی ارتباطی ها ؟!

***


چرا برخلاف کامیون ممنوع

طرح شاسی بلند ممنوع در خیابانها اجرا نمی شود؟

***


سلماس چه تخلفی کرده بود

که شطرنجی شد؟

***


ملت ما بیدار است

از آمریکا هم بیزار است

اما افسوس جوانانش بیکار است

***


- قرمزی یا آبی؟!

: هیچکدام، تیم ملی

البته رنگ دوم تیم ملی هم قرمز است.

***


خدا را شکر آب شور یخ نمیبندد

وگرنه چشمهایم از شدت بغض ترکیده بود

***


آنجا که قدرت منطق کارآمد نشد

منطق قدرت حاکم است.

***


هرگاه در عرصۀ اقتصاد حذف مطلق واردات امکان پذیر باشد

در عرصۀ ادبیات هم سره نویسی امکان پذیر خواهد بود.

***


پیام بنیامین نتانیاهو به ورزشکاران ایرانی

از سرخشم نبود، از سر امیدواری بود.

مراقب باشید.

***


مطالبۀ مردم از قوۀ قضائیه:

[مطالبه کردن از شورای عالی امنیت ملی برای]

محاکمۀ سران فتنه.

***



  • امید شمس آذر

دربارۀ درخت و میوۀ ممنوعۀ آدم و حوّا (علیهماالسّلام) روایات گوناگونی وارد شده. نزد مسلمانان بیشتر گندم شناخته می شود. از حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) نقل است که: درخت کافور بوده است. در تورات کنونی، سیب آمده؛ ولی با اینهمه ادّعا شده است که آن خود نمادی بوده از علم و معرفت و در واقع خدا انسان را از معرفت منع کرده بود! از این رو برخلاف روایات اسلامی که می گوید: "آٖدم و حوّا بعد از خوردن میوۀ ممنوعه پوشش هایشان فروریخت و از همدیگر شرمزده شدند"، مدّعی شده است: "آنان از ابتدا بدون پوشش بودند، منتها چون معرفت نداشتند احساس شرم نمی کردند. پس با خوردن میوۀ ممنوعه معرفت پیدا کرده و احساس شرم کردند"! طبق این اندیشه، انسان در ابتدای خلقتش، طیّ یک تصمیم بی باکانه، میان ماندن در بهشت ناز و نعمت خداوندی منهای علم و معرفت و رانده شدنش از آن نعیم و در عوض مجهّز شدنش به علم و معرفت، دوّمی را انتخاب کرد تا به وسیلۀ آن، علی رغم محروم شدنش از بهشت، برای خود بهشتی -هرچند نه به آن زیبایی- در روی زمین بنا کند و منّت خدای کینه توز خود را هم نکشد (العیاذبالله). و البتّه در این میان، شیطان نیز متّحد استراتژیک انسان است که در مواقع لزوم به یاری این رفیق بی تجربۀ خود می شتابد!

زمان گذشت... . در دوران نوزایی علمی اروپا، دانشمندی چون اسحاق نیوتون که با مطالعۀ نوشتارهای دانشمندان مسلمان، پی به وجود نیروی جاذبۀ زمین برده بود، برای جا انداختن این اصل در بین عامّۀ مردم، داستان سقوط سیب از شاخۀ درخت را شایع کرد؛ امّا همین امر بهانه ای شد برای اومانیست ها -آنان که نوع انسان را برای خودش خدا می دانند- که همین سیب را نشانه ای از بینش خود تلقّی کرده و به نفع خود مصادره اش کنند. چرا که شروع ساخت آن بهشتی که قرار است به مدد علم و فنّاوری بدون اطاعت از خدا و با کمک شیطان در روی زمین بنا شود، از انقلاب صنعتی اروپا و آغاز عصر مکانیک، و مکانیک هم هسته و اساسش بر چگونگی کنار آمدن با نیروی جاذبۀ زمین است!

زمان گذشت... . مکانیک جای خود را به الکتریک و آن نیز جایش را به الکترونیک و IT داد. اکنون این بشر توانمند و بی نیاز هوس کرده است که یک گاز درشت از سیب ممنوع معرفت بزند و محض دهن کجی به آفریدگارش، همان سیب گاز زده را به عنوان نمادی از خدایی خودش به رخ او بکشد. پس آن را علامت شرکت اپل به معنای سیب قرار می دهد تا شاید در مرحلۀ بعدی گاز درشت تر دیگری بزند!

ما به کجا می رویم؟! انسان هنوز قادر نیست وقوع زمین لرزه را پیش بینی کند. هنوز از علّت اصلی بیماری صرع خبر ندارد. هنوز بر سطح هیچکدام از اجرام آسمانی همسایه پا نگذاشته است و هنوز نمی داند دایناسورها چه رنگی بودند؟ هنوز نه از راز مثلث برمودا باخبر است و نه از راز اهرام مصر و نه حتّی از دلیل خودکشی دسته جمعی نهنگ ها! بهشتی هم که ساخته است، زشت نیست، فقط آکنده از آتش و دود و مخاصمه و کشت و کشتار است! مواظب باشیم، این سیب سوّم ما را به هلاکت خواهد کشاند، درست مانند آلن تورینگ!


Image result for ‫سه سیب سرخ‬‎

  • امید شمس آذر

     دوستان دیروز، دشمنان امروز

یهودیّه که تا این زمان مستعمرۀ ایران بود، بعد از حملۀ اسکندر مستعمرۀ یونان شد؛ تا سال 160 ق.م که علیه یونان قیام می کنند و حکومت مکابیان را تشکیل می دهند که به مدّت 100 سال یعنی تا زمان تسلّط امپراطوری روم بر آنجا ادامه داشت. 60 ق.م سال پایان دولت مکابی ها و 70 میلادی سال ویرانی دوبارۀ معبد سلیمان است. شمعدان هفت شاخه یا "منورا" که به عنوان نماد سنّتی یهود شناخته می شود، مربوط به دورۀ مکابیان است. ستارۀ شش پر یا "هگزاگرام" که نماد کنونی رژیم صهیونیستی بوده و به دروغ ستارۀ داوود نامیده می شود، تنها شبیه به علامتی است که حضرت داوود(ع) بر روی سپر خود نقش کرده بود و عین آن نیست و ریشه ای نیز در تاریخ یهود ندارد. ستارٖۀ داوود در اصل -آنطور که در شکل زیر می بینید- ستاره ای تو پُر بوده و از 12 مثلّث متساوی الاضاع هم اندازه تشکیل شده که اعداد 1 تا 12 نیز در داخل هرکدام از آنها با منطق خاصّی نوشته شده است؛ به طوری که جمع اعداد مثلّث های کوچک درونی و بیرونی هر دو برابر 39 است، جمع اعداد هرکدام از مثلّث های کوچک تشکیل دهندۀ سه ضلع مثلّث بزرگ رو به پایین برابر 40 است، جمع اعداد هرکدام از مثلّث های کوچک تشکیل دهندۀ سه ضلع مثلّث بزرگ رو به بالا برابر 25 است، و... .

http://www.islam-einstein.com/wp-content/uploads/2011/01/untitled.jpg


بعد از دولت مکابی ها و ویرانی دوبارۀ معبد سلیمان، حضرت عیسی(ع) ظهور کرد که سوّمین منجی یهود بعد از موسی(ع) و کوروش بود. بعد از ظهور عیسی(ع) عدّۀ قلیلی به او ایمان آورده و مسیحی نامیده شدند، ولی اکثریّت به او ایمان نیاوردند. مسیحیّت در کل یک دین سیاسی است. مسیح/ماشیح نیز به معنی نجات دهنده است که نزد مسیحیان و مسلمانان، لقب حضرت عیسی(ع) است؛ با اینحال یهود او را قبول نکرده و در صدد قتلش نیز برآمدند. برای همین از سال 70 میلادی تاکنون، یهودیان منتظر ظهور مسیحای سوّم خود هستند. امّا منجی در میان مسیحیان -که از این به بعد سرنوشتشان متفاوت از یهودیان رقم می خورد- داستان دیگری دارد.

هنگام ظهور عیسی(ع)، فلسطین تحت حاکمیّت روم بود که مسیحیان را تحت تعقیب و آزار و شکنجه قرار می دادند. تدریجاً به دلایل سیاسی و نظامی و خصوصاً شکست ارتش روم از ساسانیان، زمینۀ پذیرش دین مسیحیّت در قلمرو امپراطوری فراهم شد؛ منتها در راه گسترش کمّی آن، از کیفیّتش زده شد و مسیحیّت نیز که مانند یهودیّت دچار تحریف شده بود، صرفاً به عنوان پیکر جدید دین میترایی ایفای نقش کرد. به نظر می رسد تعقیب و گریز میترائیان در اوایل دورۀ ساسانی که دولت به چشم هوارداران اشکانیان به آنان می نگریست، در این امر تأثیرگذار بوده باشد. باری، نحلۀ کاتولیک را "کنستانتین" پلورالیست مسلک در 312 ق.م پایه گذاری کرد که عقایدش التقاطی بود و از مهرپرستی(میترائیسم) و هندوئیسم مایه هایی داشت، از جمله: تثلیث یا سه گانه پرستی. هندیان قائل به تثلیث "برهمن، ویشنو، شیوا" بودند که از این میان برهمن/شکّی می آفریند، ویشنو حفظ می کند و شیوا از بین می برد (= کاشت، داشت، برداشت!). نظیر این تثلیث که در آیین زروان نیز به گونۀ "زروان، اهورامزدا، اهریمن" وجود دارد، وارد یهودیّت شده و در کابالا با عنوان "یهوه، سفیراهای خیر، سفیراهای شر" معرّفی شد؛ امّا به نظر می رسد تثلیث موجود در مسیحیّت کاتولیک، بیشتر تحت تأثیر تثلیث موجود در آیین مهری باشد؛ بویژه اینکه در آیین مهر برخلاف آیین برهما و زروان و یهود، مسئلۀ "شرور" بدیگونه مورد توجّه نیست. به هرحال مسیحیان نیز قائل به تثلیث شده و معتقد شدند که: God سه جلوه دارد که Father (پدر) به Son (پسر) دستور داد که به کمک Holy spirit (روح القدس) به زمین بیاید و خدا شود، بار دیگر می آید تا نجات بخشد. البتّه ماهیّت تثلیث مسیحی به این آسانی هم نیست؛ ولی می بینید که از نظر آنان خدای پسر دو ظهور دارد: یکی که روی زمین آمد و خدا شد، دیگری باری که می آید تا نجات بخشد. روی این اساس، مسیحیان عیسی(ع) را هنگام نبوّتش -برخلاف یهود- انکار نکردند. هرچند در حقّش دچار اغراق شدند.

از زمان تهاجم رومیان، یهودیان به کلّی آواره شده و به صورت اقلّیتهای پراکنده در سرزمینهای مختلف زندگی می کردند و هیچگاه موفّق به تشکیل حکومت مجدّد نشدند. در زمان فتح فلسطین به دست مسلمانان نیز، ساکنان عمدۀ آنجا مسیحیان بودند که ازقضا یکی از شروط خود برای تسلیم در برابر مسلمانان را این قرار دادند که: آنان اجازه ندهند یهودیان به سرزمینشان وارد شوند و برایشان مزاحمت ایجاد کنند. قدس برای مسلمانان اهمّیت فراوان داشت و مسجدالاقصی (با گنبد سبز) که بر ویرانه های هیکل سلیمان بنا نهاده شده، قبلۀ نخست مسلمانان بود و مسجد صخره نیز (با گنبد طلایی) در حوالی آن بر محلّ معراج پیامبر اسلام (ص) ساخته شده است. در اوایل ظهور اسلام، اقوام نیمه ترک خزر که در شمال دریای کاسپین(مازندران) می زیستند، طیّ یک تاکتیک سیاسی_نظامی به دین یهودیّت گرویدند که به این خاطر نیز، بیشتر از دیگران زمینۀ پذیرش تحریفات جدید را داشتند. (دریای کاسپین/قزوین که به نامهای هیرکانی/گرگان و دیلمان و طبرستان نیز معروف بوده و به هرحال از نام اقوام ساکن سواحل جنوبی خود نام گرفته یود، بعدها به نام آنان دریای خزر نامیده شد. با نامیده شدن طبرستان تاریخی به نام مازندران اسطوره ای -که محلّ دقیق آن مشخّص نیست- و به تبع آن، تغییر نام دریای طبرستان نزد ایرانیان به نام بی مسمّای دریای مازندران از سوی حکومت پهلوی، دست ایران برای دفاع از نام قدیمی این پهنۀ آبی تا حدّ زیادی بسته شد. جا دارد که دولت ایران به همان اندازه ای که روی جعل نام خلیج فارس حسّاسیت دارد، روی این قضیه نیز حسّاس باشد). یهودیّتی که حساب خود را بعد از ظهور عیسی(ع) با مسیحیان مشخّص کرده بود، در دورانهای بعدی بویژه پس از ظهور اسلام و شکوفایی تمدّن عظیم آن، به تدریج مسیحیّت را زیر سلطۀ خود گرفت و به جای آنکه خود به مسیحیّت و سپس به اسلام بگرود، ترتیبی داد که اکنون تورات و انجیل که با نام عهد عتیق و عهد جدید به عنوان کتاب مقدّس شناخته می شوند، اوّلی هم مورد اعتقاد یهودیان و هم مسیحیان است، ولی دوّمی فقط مورد اعتقاد مسیحیان بوده و مورد اعتقاد یهودیان نیست. بدینگونه زمینه برای پذیرش عقاید یهودی در میان مسیحیان فراهم شد و بعدها نحلۀ "صهیونیسم" که به معنی انتظار ظهور منجی و تجدید حکومت داوود و سلیمان در فلسطین بود، شکل گرفت. نام صهیونیسم، خود از نام "صهیون" گرفته شده که عبارت از تپّه ای است که مسجدالاقصی بر ویرانه های هیکل سلیمان بر آن قرار دارد و نمادی است از این انتظار.

توطئه های یهود علیه اسلام از بدو ظهور آن -و بلکه قبل از ظهور آن- تا به امروز بحث بسیار مفصّلی است و مجالی دیگر می طلبد. از طرح ریزی قتل عبدالله پدر پیامبر گرامی اسلام (ص) برای جلوگیری از به دنیا آمدن آن حضرت(ص) -طبق نشانه هایی که سراغ داشتند- تا اختصاص بیشترین کارشکنی ها در جریان تبلیغ رسالت پیامبر(ص) و انجام بیشترین غزوه ها با ایشان و پی ریزی فتنۀ "سقیفه" و انشقاق امّت اسلام، با جعل احادیث دروغین از زبان پیامبر(ص) -معروف به اسرائیلیّات- و بسیاری پرونده های دیگر، همه و همه به گواهی تاریخ، کار یهود بوده؛ تنها تا جایی که به این فراز مربوط است، به ذکر این نکته بسنده می کنیم که: طبق عقیدۀ برخی مورّخان،حملۀ همزمان مغولان از شرق و صلیبیان از غرب به جهان اسلام نیز، به تحریک یهودیان بوده است. جنگهای صلیبی در اصل با درخواست امپراطوری بیزانس برای جلوگیری از پیشروی سلجوقیان در روم و با جاانداختن شعار باز پس گیری بیت المقدس از مسلمانان در بین سربازان مسیحی شروع شد. مسیحیان هیچوقت به این آرمان خیالی خود نرسیدند و این جنگها با رهایی دوبارۀ قدس و بازافتادنش به دست مسلمانان پایان یافت؛ ولی در آن زمان توانست هدف امپراطوری روم را تدمین کند. دستاورد جنگهای صلیبی برای مسیحیان، آغاز دورانی به نام "رنسانس" (نوزایی) بود که آن نیز با هدایت یهودیان، نهایتاً ماهیّتی جز تضعیف و به حاشیه راندن اخلاق و تدیّن به اسم پیشرفت علمی پیدا نکرد. فرقۀ پروتستان به معنی "معترضان" در این زمان به رهبری "جان کالون" و "مارتین لوتر" یهودی در دل مسیحیّت پا گرفت که مشخّصۀ بارزش، مسامحۀ آن بر سر میزان حضور و ایفای نقش مذهب در زندگی فردی و اجتماعی انسانهاست. بدینگونه، مسیحیّت و یهودیّت دوباره در قالبی دیگر به هم رسیدند. نگارنده در جایی دیگر این روند را توضیح داده ام.

در میان حدود 400 الی 500 فرقۀ پروتستان، فرقه ای وجود دارد به نام "پیوریتن" که با سه شاخص: 1- گرایش به کتاب مقدّس، 2- موعودگرایی و 3- هزاره گرایی شناخته می شوند. اندیشۀ صهیونیسم تحت تأثیر این سه گرایش بر اساس بخشی از انجیل تحت عنوان "مکاشفات یوحنّا" شکل گرفت که موضوع آن پیشگویی های مربوط به آینده است و در عصر ما مانند کتاب "نوستر آداموس" بسیار مورد مصادرۀ به مطلوب از سوی گروههای گوناگون قرار گرفته است. این اندیشه ظاهراً تا زمانی که سیاسی نشده، جنبۀ منفی خاصّی ندارد. صهیونیسم سنّتی عقیدۀ پیوریتن ها است که صرفاً دینی و فرهنگی بوده و در عین انتظار پیش گفته، معتقد است: قوم یهود حق ندارد قبل از ظهور منجی، حکومت تشکیل دهد؛ زیرا آنطور که در زمانهای قبل، بعد از ظهور موسی(ع) و بعد از ظهور کوروش بود که یهودیان به ارض موعود رفتند، امروز هم یهودیان قبل از ظهور ماشیح نمی توانند دولت یهودی در فلسطین تشکیل دهند؛ امّا قضیه از آنجا شروع می شود که یهود می خواهد روی علّت این نهی که همانا نتیجۀ سرپیچی شان از ایمان آوردن به دین مسیح(ع) و سپس دین پیامبر خاتم (ص) بوده، سرپوش بگذارد. مسلمانان و مسیحیان هردو حضرت عیسی(ع) را میسح آخرالزّمان می دانند، تنها با این تفاوت که مسلمانان معتقدند منجی اصلی حضرت امام مهدی(عج) بوده و عیسی(ع) نایب و معاون اوست که اندکی بعد از او ظهور می کند؛ امّا ماشیح یهودیان -به دلیلی که گفته شد- وجودی گنگ و مبهم بوده و معلوم نیست که منظور از وی چه کسی است؟ از این رو تنها پیروان آخرین و متکاملترین دین الهی یعنی امّت اسلام می توانند به اسم مقدّمه برای حکومت جهانی موعود، تشکیل حکومت دهند که این خود موجّه ترین دلایل برای مشروعیّت و گسترش دایرۀ نفوذ یک حکومت در جهان و البتّه به همان میزان نیز مسئولیّت آورترین آنهاست. و البتّه در میان امّت اسلام نیز اهل سنّت عملاً امکان چنین اقدامی را ندارند و این فقط شیعه است که می تواند موفّق به این امر شود. بدینسان صهیونیسم سیاسی در تقابل مستقیم با اندیشۀ اسلام شیعی تئوریزه شد: اینکه ما به هرحال حکومت خود را تشکیل می دهیم، منجی هم بیاید یا نیاید، اهمّیت چندانی ندارد!


     افق فردا

کابالا هم جادو_جنبل دارد و هم پیشگویی. صهیونیست ها که نوعاً مذهبی هستند، به خاطر پیشگویی ها به کابالا توجّه دارند و فراماسون ها که غیر مذهبی هستند، به خاطر جادو_جنبل های آن. در مورد فراماسونری هم قبلاً توضیح داده ام. دو گروه بازرگانان و پیوریتن ها، کشور ایالات متّحدۀ آمریکا را تأسیس کردند که گروه اوّل فراماسون مسلک و گروه دوّم صهیونیست بودند. پیوریتن ها دوست داشتند آنجا را نیواسرائیل بنامند که بازرگانان مخالفت کردند؛ ولی توافق کردند که 8 سال حکومت دست اینها باشد و 8 سال دست آنها. اکنون دو حزب سیاسی عمدۀ آمریکا یعنی دموکرات ها و جمهوری خواهان به ترتیب دنبالۀ بازرگانان و پیوریتن ها هستند که نشان اوّلی "خر" و نشان دوّمی "فیل" است. در میان حیوانات، خر نماد سکس و فیل نماد خشونت است. این دو عامل، همیشه موانع اصلی سیر الی الله در میان بزرگان دین ما برشمرده شده اند که از آن میان هم، غلبه بر غضب، به مراتب از غلبه بر شهوت سخت تر است. جالب که در داستان ایرانی "ضحّاک" که دو مار سیاه روییده بر شانه های او مغز جوانان ایران را می خورده اند، طبق نقوشی که مربوط به این داستان بوده و در حفّاری های باستانشناسی به دست آمده، چهرۀ یکی از این مارها شبیه خر و چهرۀ دیگری شبیه فیل نمایش داده شده است. یعنی همین دو عامل هستند که مغز جوانان را می خورند! انسانهای شهوتران و انسانهای غضبناک نیز در طول زندگی خود -و نه مادرزادی یا بر اثر حوادث و مشکلات- رفته رفته چهره ای شهوانی شبیه خر (چشم خمار و لب آویزان و گوش دراز) و چهره ای خشن شبیه فیل (چشم و ابروی متراکم و لب باریک و دماغ باد کرده) پیدا می کنند. از این رو در مقام تمثیل می توانیم "اصحاب فیل" دوران خود را -که در پی تخریب خانۀ خدا هستند- همین صهیونیست ها بدانیم و جریان فراماسونری را که برخی همان "دجّال آخرالزّمان" تلقّی کرده اند، در اصل عبارت از خر دجّال بدانیم. عملکرد رؤسای جمهور آمریکا نیز نشان می دهد که دموکرات ها همواره در زمان حکومت خود به دنبال ترویج بی بندوباری اخلاقی در سراسر جهان بوده اند و جمهوری خواهان نیز به دنبال ترویج جنگ و خشونت. در دوره های اخیر، این مرزبندی کمرنگ تر شده و این دو گروه باهم به ائتلاف رسیده اند، تا جایی که دونالد ترامپ رییس جمهور کنونی آمریکا، در باطن یک دموکرات بوده و در ظاهر جمهوری خواه است. هرچند جمهوری خواهان مدّعی اند به خاطر ترور برخی رؤسای جمهور هم حزبی شان و تک دوره ای شدن برخی دیگر، هنوز سهم 50 درصدی خود از مدّت زمان حکومت را نگرفته اند، امّا کشور ایالات متّحده در اصل از آن دموکرات ها است.

صهیونیسم جدید را انگلستان در سال 1882 م پایه ریزی کرد. انگلستان جزء اتّحادیّۀ اروپا نیست، ولی جزء رؤسایش هست."جان نلسون داربی" رهبر پروتستان های انگلستان، اوّلین بار صهیونیسم سیاسی را مطرح کرد که در تلاقی با اندیشۀ صهیونیسم سنّتی است. "ویلیام بلاکستون" در سال 1891 م به "بنجامین هریسون" رییس جمهور وقت آمریکا نامه ای نوشت با امضای 412 تن از بزرگان اوانجلیست آمریکا که: «تشکیل دولت یهودی در فلسطین، وظیفۀ تاریخی توست». "تئودور هرتزل" نیز در سال 1896 کتاب دولت یهودی را نوشت و صهیونیسم سیاسی را تئوریزه کرد. علامت صهیونیست های جدید، دیگر منورا نیود، بلکه ستارۀ شش پر پیش گفته بود. جالب اینکه در تشکیل دولت بعدی صهیونیستی، یهودیان اسرائیلی الاصل نقش چندانی نداشتند و تشکیل دهندگان عمدتاً از اقوام یهودی شدۀ بعدی از جمله خزر ها بودند که شرحشان گذشت. نظریّه پردازان صهیونیسم برای سرپوش گذاشتن روی این قضیه و «اسرائیلی معرّفی کردن اسرائیلی ها»، متمسّک به دروغ تاریخی پراکندگی و آوارگی هزار و چند صد سالۀ یهودیان در اقصی نقاط جهان شدند.

یهودیان در سرتاسر قرون وسطی در اروپا منفور بودند و مسیحیان آنان را به طعنه موش می نامیدند. دلایل متعدّدی برای این عنوان ذکر شده، از آن جمله: 1- شباهت های زندگی یهودیان با زندگی موش ها؛ اینکه آنان شدیداً اهل پنهانکاری بودند، زادولدشان زیاد بوده و سریع تکثیر می شدند، بهداشت را هم رعایت نمی کردند، و... . 2- شباهت نام موشه یا موسی با نام ماوس یا موش. 3- در روایتی آمده که خداوند گروهی از یهودیان متخلّف را به شکل موش مسخ کرده بود... . بعد از شکل گیری صهیونیسم مسیحی، برنامه های تبدبل تدریجی این تنفّر به دوستی شروع شد و حتّی در بین کودکان نیز با ساخت کارتونهایی نظیر "میکی موس"، "دامبو" و "تام و جری" توسّط کمپانی والت دیسنی که در دست سرمایه داران یهود است، رفته رفته موش را به عنوان یک حیوان محبوب و دوست داشتنی جا انداختند. اینها همه نشان از همصدایی موجود در بین یهودیان و حرص آنها برای به دست گیری قدرت برتر و همچنین اعتقادشان به برنامه های بلندمدّت است. در این میان پیوریتن ها پروسه ای طرّاحی کردند که بایست مرحله به مرحله اجرا شود. عبارت از: 1) تا سال 1900 م پراکندگی یهودیان، 2) تا سال 1950 م تأسیس دولت یهودی، 3) تا سال 2000 م بنای هیکل سلیمان، 4) 2007 م جنگ آرماگدون و 5) نهایتاً ظهور مسیح. از این رو در ابتدا که صهیونیسم در بین مسیحیّت و با هدف گسترش یهودیان در جهان شکل گرفته بود، در مرحلۀّ بعدی و به منظور جمع شدن یهودیان در فلسطین و تشکیل دولت یهودی، صهیونیسم یهودی نیز شکل گرفت. در مرحلۀ سوّم فراماسون ها با صهیونیست ها دوست شدند و اینجا بود که برای تخریب مسجدالاقصی و بنای هیکل سلیمان می بایست صهیونیسم مسلمان شکل گیرد و یرای مرحلۀ چهارم نیز صهیونیسم بودایی. به عبارتی دیگر صهیونیسم مسیحی برای حسّاسیت زدایی مسیحیان و دوستی آنان با یهودیان است، صهیونیسم یهودی برای پذیراندن نحلۀ صهیونیسم در بین یهودیان است، صهیونیسم اسلامی برای رفع حسّاسیت مسلمانان از قدس است و صهیونیسم بودایی برای نبرد نهایی. امّا آنان معتقد بودند که بنای هیکل را فقط باید یهودیان محقّق کنند.

اوّلین بار که مسیح آمد، مسیح بر معبد یهودی آمد که امپراطوری روم هم بود. برای همین باز باید امپراطوری روم و دولت یهود شکل بگیرد تا مسیح بیاید. در راه پراکندگی یهود هم، انگلستان از هلند یهودی جذب کرد. آن زمان دو نحلۀ مذهبی و روشنفکر در بین یهودیان بودند که به درد تشکیل دولت نمی خوردند. برای همین فرقۀ سوّم را به وجود آوردند. جنگ جهانی اوّل راه افتاد که امپراطوری عثمانی فروبپاشد و همۀ سرزمینها مستقل شوند، الّا فلسطین که همچنان در دست انگلیس باقی ماند. مسلمانان فلسطین از سر طمع، زمین های خود را به قیمت کلانی به یهودی های مهاجر فروختند که در این قضیه "سیّد ضیاءالدّین طباطبایی" فراماسون ایرانی، نقش اصلی را بر عهده داشت. یهودیان اینگونه از 3 به 11 درصد رسیدند. با مقاومت "عزّالدّین قسّام" این روند متوقّف شد. هنگامی هم که یهودیان به اشغال فلسطین روی آوردند، ابتدا به قول خودشان مؤدبّانه به مسلمانان بومی آنجا گفتند که: «دیگر از این سرزمین بیرون بروید که می خواهیم دولت یهودی تشکیل دهیم». وقتی آنها با زبان خوش حاضر به ترک خانه و کاشانۀ خود نشدند، مجبور شدند آنها را قتل عام کنند!

در برابر ادّعای مسیحیان و اوانجلیست ها (انجیلی ها) بر جهان، "هیتلر" که علامتش صلیب شکسته بود، جنگ جهانی دوّم را راه انداخت تا بر جهان مسلّط شود. در خلال جنگ جهانی دوّم، واقعۀ کشتار گروهی از یهودیان توسط هیتلر رخ داد که با بزرگنمایی از طرف آنان و این ادّعا که هیتلر تعداد 6000000 یهودی یا بیشتر از آن را در کوره های آدم سوزی زنده زنده سوزانده و حتی از روغن آنها صابون درست کرده است!، به "هلوکاست" معروف شد؛ در حالی که به گواهی تاریخ، در اروپای آن زمان این مقدار یهودی و بسیار کمتر از این زندگی نمی کرده اند که بخواهند نسل کشی هم بشوند. دربارۀ هلوکاست باید به این نکته توجّه داشت که: منظور یهودیان، گرفتن انتقام نازی ها از فلسطینیان نیست که بگوییم "حالا که می خواهید دولت تشکیل دهید، چرا در همان آلمان تشکیل نمی دهید و آمده اید سروقت فلسطین؟"؛ بلکه منظور، مظلوم نمایی و القای اندیشۀ قربانی شدن یهودیان برای سوّمین بار در طول تاریخ در راه تشکیل دولت است (= تا سه نشه بازی نشه!). یعنی: «اگر یک دولت مستقل برای خودمان داشتیم، اینگونه مورد آزار و اذیت قرار نمی گرفتیم. حال که برای بار سوّم تاوانش را پرداختیم، دیگر بیشتر از این درنگ جایز نیست و باید هرچه سریعتر دست به کار تشکیل دولت شویم». طبق این منطق، برنامۀ تشکیل دولت یهود، ربطی به محلّ قربانی شدن آنها نخواهد داشت. وقوع انقلاب اسلامی ایران، این پروسه را به هم ریخت. در این میان، فرقۀ حجّتیه که نمونۀ صهیونیسم سنّتی در بین شیعه بوده و از این لحاظ نقطه مقابل اندیشۀ سیاسی انقلاب اسلامی به شمار می رود، به احتمال بسیار توسّط یهود سر برآورده است.

صهیونیسم مسلمان، همان جریان های تروریست سلفی و تکفیری از جمله وهّابیت و در این اواخر "داعش" است که در طول سالهای اخیر تا حدّ زیادی به هدف اصلی خود نایل آمد که آن نه گاف طنز آمیز "دولت اسلامی عراق و شامات"، که مشغول کردن مسلمانان به مبارزه با آنان و غفلتشان از مسئلۀ اصلی جهان اسلام یعنی فلسطین و ایجاد حاشیۀ امن برای رژیم صهیونیستی و تداوم "حیات نباتی" آن رژیم و تأخیر در نابودی اش بود. یعنی درست همان کاری که امپراطوری روم با سربازان صلیبی انجام داده بود؛ و جالب اینکه اکثریّت بدنۀ داعش بومیان منطقه هم نبودند، بلکه مسیحیان اروپایی بودند! صهیونیسم بودایی نیز همین تحرّکات اخیر دولت میانمار در نسل کشی مسلمانان ساکن آن کشور است که گویا وقتی مشاهده کرده که دیگران اعم از یهودیان و مسیحیان و در مقطعی شمنیست ها (یعنی مغولان) مسلمانان را می کشند، خواسته از آنان عقب نماند! و البتّه که اگر جهان اسلام داری وحدت کافی بود، دچار این ذلّت ها نمی شد. گفتنی است عمدۀ بودایی های جهان در اصل مانوی اند و مبنای دینشان بر ثنویّت (دوگانه پرستی) مانوی است اقلّیت سنّتی آنان که در آسیای جنوب شرقی به سر می برند، به درد اندیشه های صهیونیستی می خورند.

اتّحادیّۀ اروپا تشکیل شد که نمونه ای از امپراطوری روم بود. چون آمریکا و اسرائیل مجری آرماگدون/هرمجدون هستند و ما باید کشته شویم، به همین خاطر سلاحهای کشتار جمعی که برای ما اشکال دارد، برای آنها اشکال ندارد. در سال 1967م اسرائیل می توانست سوریه را بگیرد، ولی رییس جمهور فرمان داد عقب نشینی کنند؛ چون هنوز فاز بعدی شروع نشده بود. آمریکا در حمله به عراق، لیستی از مکانها و شخصیتهای مذهبی عراق در دست داشت که از طرف انگلیس بود و بر اساس آن عمل می کرد. به قول حجّةالاسلام طاهریان: «ساده لوحانه است که فکر کنیم آمریکایی که تمام نفت منطقه را هرگاه اراده کند در دست دارد، از آن سر دنیا به خاطر نفت به منطقه آمده است». طرح ناکام "خاورمیانۀ بزرگ" و بعد از آن، مسئلۀ انتقال پایتخت رژیم صهیونیستی به بیت المقدس هم در واقع اجرای آرزویی دیرینه است که خود تشکیل دولت صهیونیستی -که هنوز نزدیک به هفتاد سال است که به طور کامل محقّق نشده- بخشی از آن است.


     نتیجه گیری

از آنچه گفته شد، عاید می شود که علّت کینۀ یهود نسبت به اسلام و بخصوص اندیشۀ سیاسی شیعه از کجا سرچشمه گرفته و تا چه اندازه ای می باشد؟ از این رو مسئلۀ تقابل ما با رژیم صهیونیستی، فقط مسئلۀ اشغال سرزمین فلسطین، و علّت به رسمیّت نشناختنش از سوی ما -آن هم نه به عنوان یک کشور بلکه کلاً به عنوان یک مکان-، تنها حمایت از مردم مظلوم فلسطین نیست؛ بلکه در کنار آن و مهمتر از آن، مسئلۀ تقابل بین حاکم شدن تفکر توحیدی و یا تکفیری بر سرنوشت انسانهای جهان است. صهیونیسم با این سوابق نژادپرستی و ادّعای قوم برگزیده بودنش، هیچگاه قانع به توسعۀ ارضی در فلسطین از نهر تا بحر نبوده و حتّی قانع به اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات هم نخواهد بود؛ بلکه هدف او، سیطرۀ سیاسی بر کلّ منطقه و سیطرۀ فکری و فرهنگی بر تمام جهان است. از این رو ما هم به این قانع نیستیم که: فلسطین باید آزاد شود؛ بلکه هدف اصلی ما افزون بر آن، این است که: «اسرائیل باید از صفحۀ روزگار محو شود». و این یک شعار نیست!


پایان


  • امید شمس آذر