حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حرف اوّل
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
با سلام
حقیقت روشن، دربردارندۀ نظرات و افکار شخصی است که پس از سالها غوطه خوردن در تلاطمات فکری گوناگون، اکنون شمّۀ ناچیزی از حقیقت بیکرانه را بازیافته و آمادۀ قرار دادن آن در اختیار دیگر همنوعان است. مطالب وبلاگ در زمینه های مختلفی سیر می کند و بیشتر بر علوم انسانی متمرکز است. امید که این تلاش ها ابتدا مورد قبول خدا و ولیّ خدا و سپس شما خوانندگان عزیز قرار گیرد و با نظرات ارزشمند خود موجبات دلگرمی و پشتگرمی نگارنده را فراهم آورید.
سپاسگزار: مدیر وبلاگ


[توجه: نگارنده پایگاه اطلاع رسانی دیگری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ندارد]

موضوعات
آخرین نظرات
نویسندگان

سام(ع) از مرسلین بود و در 2743 سال بعد از هبوط آدم(ع) وفات یافت. سلسلۀ نسب هود و ابراهیم (علهماالسّلام): هود بن عبدالله بن رباح بن خلود بن عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح، ابراهیم بن تارح/ترح بن ناحور بن سروگ/یروج بن رعو بن فالج/پلگ بن عابر/عبیر بن شالح/شلح بن ارفخشد/ارفکشد بن سام بن نوح.1 به روایتی عابر همان حضرت هود(ع) است. نسب صالح(ع): صالح بن عبید بن اسف بن ماشخ بن جاثر بن ثمود بن جاثر بن سام بن نوح. خضر(ع) از مرسلین است و از نسل ارفخشد (به روایتی از نسل ازفخد). گویند نمرود پادشاه معاصر ابراهیم(ع) 1700 سال عمر کرد. اسماعیل(ع)، اسحاق(ع)، مدین، شیاق، شوما، مدان، یقشان و زمران نام پسران ابراهیم بوده است. شالخ(ع) 460 سال و ارفخشد 430 سال عمر کردند. لوط(ع) برادرزادۀ ابراهیم بوده و "والهه" نام زوجۀ لوط بوده است. مؤتفکه و مؤتفکات، صورتی از لفظ عبری "عهپکا" عنوان شهرهای ویران شدۀ قوم لوط است. "موآب" نام کوهی است که لوط و نزدیکانش به آن پناه بردند. لوط در زبان عبری به معنی پوشش است.2 "فائقه(س)" نیز نام دختر اسحاق(ع) بوده است.

یوسف(ع) را فردی به نام "مالک" از چاه بیرون آورد و پس از چند سال نگهداری، در 13 سالگی در مصر فروخت. یوسف مدّت 110 سال زندگانی کرد و چون وفات یافت، بدنش را مومیائی کردند و در تابوتی محفوظ داشتند، و همچنان در مصر بود تا چون بنی اسرائیل همراه موسی(ع) از مصر بیرون رفتند، جنازۀ یوسف را نیز همراه بردند. استاد عبدالوهّاب نجّار در کتاب قصص الانبیاء می نویسد: «من در حرم خلیل در حبرون در نزدیک مغارۀ مکفیلیّه (مدفن ابراهیم و ساره و رفقه و اسحاق و یعقوب) تابوتی دیدم که مردم شهر می گفتند آن تابوت یوسف است». سپس دانشمند مزبور می گوید: «من تصوّر می کنم که مردم حبرون در این باره اشتباه کرده اند؛ زیرا یوسف -چنانکه در تورات ذکر شده- در سرزمین افراییم دفن شده است و حبرون در سرزمین یهودا است». پس از آن می گوید: حضرت فاضل محمّد حسن نمر نابلسی بمن خبر داد که یوسف در نابلس مدفونست و در آنجا ضریحی دارد، و همچنین حضرت فاضل امین بک عبدالهادی (از اعیان نابلس) این قول را تأیید کرد، و قول معقول دربارۀ مدفن یوسف همین است، زیرا نابلس جزء سرزمین افرایم است و نام آن در روزگار قدیم شکیم یا شخیم بوده.3

نسب ایّوب(ع): ایّوب بن آموص بن رزاح بن عیص بن اسحاق، و به روایتی: ایّوب بن یاحیر. عمرش 140 سال بوده و در حوران مدفون است و در 4 آیه از قرآن نامش ذکر شده است. به احتمالی اموس نام ایّوب بوده و به احتمال دیگر، اموس نام پدر ایّوب بوده که محرّف اوس است که نام محلّ اوست. قبر ایّوب در قلعۀ حجاف در چندمیلی عدن قرار دارد. ذی الکفل(ع) نام اصلی اش بشر فرزند ایّوب بوده.4 گویند: ایّوب بعد از 73 سال عمر، 146 سال دیگر عمر کرد. شعیب(ع) بزرگ مدیان/مدین و پدرزن موسی(ع) بوده است. نسب او: شعیب بن صیفون بن عنقاء بن ثابت بن مدین بن ابراهیم است. رؤوئیل نام اصلی شعیب و یترون/یثرون که در تورات آمده، لقب اوست.5


_____________________________________________________

1 و 3. بلاغی، صص 417 و 419

2 و 4 و 5. خزائلی.


Image result for ‫حضرت ابراهیم‬‎


  • امید شمس آذر

قرآن

کتابی که تک تک واژگانش کلیدواژه اند

***


نگوییم:

امکانش وجود ندارد

بگوییم:

امکانش از راه عادّی وجود ندارد

***


به خدا قسم

اثر بزرگنمایی تحریم ها در داخل کشور

از خود تحریم ها بیشتر بود

***


#نه به حجاب اجباری

قربونت برم، کدوم اجباری چهل سال طول میشه؟!

***


خوش به حال حلزون

که نه مشکل مسکن دارد

و نه مشکل همسر

***


آیا "قالابالیخ" به فارسی می شود:

قلعه ماهی؟!

***


گفت: این احساس تو منو کشته.

من هم موندم که بگم متأسّفم یا خوشبختم!؟

***


شبهای امتحان، خود را با نسکافه بیدار نگه داشتیم.

جهاد مقدّسی است،

ولی از کم کاری مان ریشه می گیرد.

***


عجیب ترین جمله ای که روی شیشۀ ویدیو کلوپ دیدم:

"فیلم محمّد رسول الله (ص) ایرانی رسید با دوبلۀ فارسی"!!

من این فیلم رو ندیده م، هرکس دید به من خبر بده.

متشکّر

***


آذری جهرمی جوانترین وزیر دولت نیست

تنها وزیر جوان دولت است.

***


گیریم سگ نجس نیست؛

مگه سوسک و قورباغه و خر و گوسفند نجس اند؟

کدوم سلبریتی حاضره با اونها عکس بندازه؟!

***


مدیر محترم شبکۀ شما!

وقتی یک لات زیر ابرو برداشته رو میکنی مجری برنامه،

انتظار چه نتیجه ای میخوای داشته باشی؟

***


Image result for ‫من و شما‬‎


  • امید شمس آذر

در شاخصه های علم اقتصاد، مفهومی با عنوان "خطّ فقر" وجود دارد که با ملاکهای مشخّصی محاسبه و تعیین می شود؛ ملاکهایی که پیوسته متغیّر بوده و با توجّه به این تغیّرها، زمانی اعلام می شود که 33% جمعیّت کلّ کشور دچار «فقر مطلق» هستند و گاهی نیز اعلام می کنند که دولت ما امسال توانست فقر مطلق را ریشه کن کند! فارغ از این که کی قرار است در مملکت اسلامی، به جای آماردهی های از سنخ "بازی و ریاضی" به تعاریف قرآنی روی آورده و فی المثل به مفهوم مسکین که پایین تر از فقیر بوده و به معنی کسی است که از شدّت فقر در خانۀ خودش سکنا گزیده است، توجّه شود، بنده یک ملاک واقع بینانه برای خطّ فقر اعلام می کنم تا ببینیم واقعاً چند درصد از جامعۀ ما فقیر -اعمّ از نسبی یا مطلق- هستند:

خانوادۀ متوسّطی را فرض کنید که در شهری متوسّط دارای درآمدها و هزینه های متوسّط زندگی می کنند. نیاز به مسکن، آب، برق، خدمات حمل و نقل، تحصیل و... که بعضاً در قانون اساسی کشورمان فراهم آوردن رایگان آن برای همۀ هم وطنان وظیفۀ دولت قلمداد شده است، جزء نیازهای اوّلیّۀ این خانواده است. فرض کنیم این خانواده هیچگاه با مسئلۀ بیماری گریبانگر نشده و تمام احتیاجات خوراک و پوشاک خود را نیز داخل خانۀ خود تولید و برآورده خواهند کرد. با این حساب، مبلغی که به عنوان اجاره بها و نرخ آب و برق و گاز و... و سایر هزینه هایی که جهت برخورداری از امکانات اوّلیّۀ زندگی، به "دیگران" پرداخت می کنند با فرض اینکه مُسرف هم نبوده و در حدّ متوسّط مصرف می کنند، چقدر است؟ زمانی که این هزینه ها را از درآمدشان کسر کنیم، لازم است حدّاقل 50% آن برای "خودشان" باقی بماند یا نه؟ اگر کمتر از این مقدار باقی بماند، فقیر هستند.


  • امید شمس آذر

چندی است در رسانه ها دربارۀ فیلتر تلگرام و خوب یا بد، مفید یا بی فایده و اصلاً ممکن یا امکان ناپذیر بودن و حتّی راست یا دروغ بودن آن بحث می کنند. این بحث ها تا زمانی که دوست داشته باشیم هر چه سریعتر با معیارهای غرب وحشی*، ترقّی یافته تلقّی شویم و طبعاً اهل تظاهر به چیزی باشیم که نیستیم، شیرین است و ادامه یافتنش سرگرم کننده. امّا در این فرصت، اگر نظر شخصی ام را بخواهم ابراز کنم، تلگرام و شبکه های اجتماعی مشابه با تمام محاسن و معایبی که دارند، در یک برایند کلّی از نظر خود بنده، کلّا بد است؛ امّا به نظر می رسد از نظر مسئولین تا زمانی که ملّت را مشغول جفنگیّات و خزعبلات صد من یه غاز خودش بکند خوب است، ولی وقتی نکات خلاف ایشان را عمومی کند و از اخبار بیست و سی پخش شده و مجبور به عذرخواهی شوند، بد است! فیلتر تلگرام هم فیلتر واقعی نیست، فقط برای این است که مردم موقع استفاده از آن مختصری نزد وجدان خود احساس گناه هم بکنند! جایگزین های داخلی اش نیز تفاوتی با آن ندارند و اینجا این سؤال مهم پیش می آید که: اصلاً چرا ملّت را به استفاده نکردن از شبکه ها و پیام رسان های خارجی ترغیب کنیم، زمانی که ایرادات معنوی آن در همین پیام رسان های داخلی خودمان هم وجود داشته باشد؟ مثل اینکه بگوییم: شما ماهواره نگاه نکنید، ما برنامه های ماهواره را در تلویزیون خودمان پخش می کنیم!! حرفی ندارم.

_______________________________________

* وحشی نه به معنای بی تمدّن، بلکه به معنای عاصی و طغیانگر.


  • امید شمس آذر
صندلی هستم. معرّف حضور. نامم از نام چوب صندل که اجدادم از آن ساخته می شدند، گرفته شده. خودم از صندل ساخته نمی شوم. حتّی از چوب هم به عمل نمی آیم و بعضاً فلزّی و پلاستیکی و... هستم؛ ولی همچنان صندلی نامیده می شوم و این نام خانوادگی بر روی ما باقی مانده است. وسیله ای هستم برای نشستن. چهار پا دارم، ولی مانند چهارپایان دیگر نه زحمت زیادی می کشم و نه دردسر فراهم می کنم. امّا نمی دانم چرا این اواخر برای بعضی آدم ها دردسر شده ام. خدا شاهد است موجود ساده ای هستم و هیچ نیّت بدی در سر ندارم. اصلاً سری ندارم که نیّتی داشته باشم. اسمم بد دررفته است. تقصیر من چیست که برخی با نشستن روی من، حسّ فرمانروایی بر عالم و آدم بهشان دست می دهد؟ حتّی آنهایی که مسئولیّت سنگین خدمت به مردم را بر دوش می گیرند، به جای ترس از لحظه لحظه پاسخگویی آن، برعکس احساس راحتی و آسایش می کنند و تا پایان عمر حاضر به کندن نشیمنگاه مبارکشان از من حقیر نیستند. دلیل این اوضاع عجیب را نمی دانم، فقط می خواهم این اندازه اعلام کنم که: من تقصیری ندارم. اسمم بد دررفته است! ارادتمند: صندلی.


  • امید شمس آذر
اهل رمان خوانی و داستان نویسی نیستم؛ ولی طرح اوّلیّه چند داستان را به سفارش دوستانی که می خواهند به زور به این وادی بکشانندم، در ذهن داشتم که اینجا به ترتیب الفباییِ نام شخصیّت های اصلی به نمایش می گذارم تا نظرات شما را در موردشان بدانم که کدامیک قابلیّت تبدیل به یک داستان تمام عیار را دارد:
۱ - امیر بالاخره کچل شد، چون همیشه نگران از دست دادن موهایش بود!
۲ - جواد ایّام فرجه را در خوابگاه مانده بود، چون می ترسید پدرش متوجّه شود ابروهایش را برداشته است!
۳ - مادر خالد برای شفای پسرش به زیارت مزار اویس قرنی در یمن رفته بود، چون به زیارت مشهد اعتقادی نداشت!
۴ - رضا دچار افت تحصیلی شد، چون در مدرسه به خاطر ریش مسخره اش می کردند!
۵- سالار از ابتدای ورود به دانشگاه دنبال دوست دختر می گشت، چون نمی خواست پدرش فکر کند عاشق شده و نتوانسته است درس بخواند!
۶ - برادران سکینه او را دیوانه معرّفی می کردند، چون می خواستند در خانه بماند!
۷ - پدر و مادر طاهره نتوانستند او را به مدرسه بفرستند، چون حجاب در مدارس ممنوع بود!
۸ - قاتل خشمگین مرد دستفروش را به قتل رساند، چون با قیافه اش حال نکرده بود!
۹ - مهدی توانست با توکّل به خدا سرطان خود را درمان کند، چون با کسی در این موضوع صحبت نکرده بود!
۱۰ - و... .

  • امید شمس آذر

دو حدیث یکی از پیامبر اعظم (ص) و یکی امام سجّاد(ع) در حین ورق زدن دو کتاب در دو نمایشگاه به فاصله زمانی اندکی از یکدیگر مشاهده کردم که با خواندن هر دو بغضم گرفت و اگر مکان عمومی نبود، اشکم جاری می شد. نقل به مضمون، حدیث اوّل این بود که:

روزگاری می رسد که مرد (=فرد) مخیّر می شود که بین بی عرضگی و نادرستی، یکی را انتخاب کند. ای مردم! از هم اکنون به شما هشدار می دهم هرکس آن زمان را درک کرد، بااااید بی عرضگی را بر نادرستی ترجیح دهد.

و امّا حدیث دوّم:

مردم آخرالزّمان پنج دسته اند؛ شیرها که سلاطین ستمگرند، گرگها که تاجران متکبّرند، خوکها که منافقین پست اند، روباهها که زنان بی حیایند و گوسفندها که اقلّ قلیلند مومنانی هستند که شیرشان (=علم) را می دوشند، پشمشان (=مال) را می چینند و در آخر خودشان را ذبح می کنند. گوسفند بیچاره در میان اینهمه شیر و گرگ و روباه و سگ و خوک چه کند؟


  • امید شمس آذر

یادش به خیر؛

خودکارمون جوهرش از سرما یخ میبست

میگرفتیمش روی بخاری، قی میکرد!

***


واقعاً دستگاه خودپرداز که میگه:

"از اینکه این بانک را برای دریافت خدمات انتخاب کردید متشکّریم"

فکر میکنه که ما یه ساعت تو شهر گشتیم تا اونو پیدا کنیم؟

چقدر خنگه!

***


وقتی دست به تمجید یا تقبیح دروغین از کسی بزنیم

پس ادّعای حمایت یا انتقادمان از وی نیز دروغ است

***


ندانستن فرجام کار

گاه به شبهۀ پوچ گرایی منجر می شود

***


تفاوت نقّاشی اسلامی با اروپایی

تفاوت نقّاشی با عکّاسی است

***


با اقدامات افراطی

نمی توان به اهداف اعتدالی دست یافت

***


یک توطئه تا زمانی کارگر است که شناخته نشود

همین که شناخته شد، خنثی است

***


تجربه نشان داده

کسانی که نظرات شاذّی ارائه می دهند

ولی توان دفاع درست از آن را ندارند،

عمدتاً یا سارقند

یا بلندگوی دیگران.

***


من ادّعا ندارم که همه چیز می دانم

شما انتظار دارید که هیچ چیز ندانم.

***


اگر فتنۀ سقیفه اتّفاق نمی افتاد

مسلمانان نمی توانستند ولایت باطنی ائمّۀ اطهار (ع) را

در مقابل خلافت ظاهری ایشان درک کنند.

***


"رفاقت" یعنی:

داشتن هوای همدیگر به عوان پرداخت حقّ السّکوت به خاطر آتوهایی که در دست هم دارند

ولو با ظاهری صمیمانه،

"دوستی" یعنی:

تنظیم روابط متقابل بر مبنای نمک شناسی و مهرورزی

ولو با ظاهری خشک.

(کدام بهتر است؟)

***


قرار نیست تندرو باشیم؛

فقط کافیست به اندازه ای که اهل باطل در باطل خود راسخ اند

ما در حقّ خود راسخ باشیم

***



  • امید شمس آذر

عازم گرمابه می شد یک زمان

جعفر صادق (ع) امام شیعیان


گفت حمّامی: مرا رخصت نما

تا قُرُق گردانمش بهر شما


-در حقیقت رسم بود این ماجرا-

گفت: لازم نیست، پرسیدش: چرا؟


گفت: مؤمن از تعلّق ها رهاست

کار او آسانتر از این حرفهاست.



  • امید شمس آذر

هفتۀ وحدت با ابتکار امام خمینی(ره) و طیّ تبدیل تهدید اختلاف نطر شیعه و سنّی بر سر تاریخ میلاد پیامبر گرامی اسلام (ص) به فرصت اتّحاد اسلامی نامگذاری شد. همه می دانیم که مسلمانان جهان اعمّ از شیعه یا سنّی باید طبق قاعدۀ نفی سبیل، در برابر دشمن مشترک -که از اساس مسلمان نیست تا بخواهد شیعه یا سنّی هم باشد- مسائل مورد اختلاف خود را پنهان کرده و بهانه برای سوءاستفده از آن به دست دشمن ندهند؛ امّا به نظر می رسد دشمن فاز جدیدی از ایجاد تفرقه بین جهان اسلام را شروع کرده و -با حفظ فاز قبلی- اکنون در حال اجرای آن است.

بعد از افول دوران شکوه تمدّن اسلامی و آعاز سلطۀ استعمار بر سرزمین های مسلمانان، امّت اسلام به لحاظ اداری و سیاسی دچار خط کشی و مرزبندی های ساختگی در میان خود گردید. امّتی که قبلاً دارای پول واحد، خط و تقویم واحد، لباس هم شکل، زبان رسمی واحد و حکومت واحد بود، در حال حاضر از این جنبه ها به بیش از 50 تکّه تقسیم شده است. غرب تصوّر می کرد بعد از این مرزبندی های کذایی، اساس مفهوم امّت نیز ذر بین مسلمانان از بین رفته است؛ امّا با مشاهدۀ اعتراضات خودجوش در نواحی مختلف جهان اسلام بعد از حوادثی مانند توهین به پیامبر اسلام (ص) در نشریه های اروپایی، اهانت به مصحف شریف قرآن در آمریکا، نسل کشی مسلمانان در میانمار، حذف قانون سوگند به ختم نبوّت در پاکستان و موارد مشابه، دریافت که مفهوم امّت همچنان در میان مسلمانان برقرار است و محورهایی چون شخصیّت حضرت رسول(ص)، قرآن کریم، حرمین شریفین در مکّه و مدینه و مسجدالأقصی و مسجد صخره در قدس شریف، ساحت مقدّس اهل بیت رسول خدا و صحابۀ برگزیدۀ ایشان (ص) و ... ، عامل برقرای وحدت در میان امّت مسلمانند و برای ملّت های اسلامی به واقع هیچ تفاوتی بین شیعه یا سنّی بودنشان نیست. راهپیمایی اربعین هم که جای خود. از این رو اکنون روی چیز دیگری حساب می کند... .

در حال حاضر به علّت سنگ تمام گذاشتن ملّت ها در نمایش وحدت اسلامی و ادای این تکلیف توسّط آنها، دوران تفرقه اندازی بین شیعه و سنّی به حاشیه رفته و اصلی ترین عامل تفرقۀ جهان اسلام، عدّه ای از دولت های منطقه اند که به جای باور به توان عظیم ملّت های خود، چشم امید و دست نیاز به سوی دولت های غربی گرفته، یا علناً وابستۀ آنان اند و یا به طور مخفیانه دلبسته! چرا دولت ترکیه باید بعد از چندین سال التماس و انجام امور خفّت بار برای جلب اعتماد و اثبات حسن نیّت به اتّحادیّۀ اروپا به منظور پذیرش عضویّت این کشور در آن اتّحادیّه، نهایتاً از آن روی گردانده و اعلام کند که ما منّت اروپا را نمی کشیم؟ چرا رهبر اقلیم کردستان عراق، پس از انجام همه پرسی ناکام و شکست طرح تجزیۀ کردستان، نهایتاً اعلام کند که ما اشتباه کردیم که به آمریکا اعتماد کردیم؟ چرا دولتمردان ایران بعد از چندین سال از مذاکرات طاقت فرسا با طرفهای غربی که نهایتاً به امضای کاغذ سوراخ سوراخی انجامید که خود آن را در آن زمان معجزۀ قرن(!) نامیدند، تازه بیایند و امروز همان حرفهای آن زمان منتقدان کم سواد(!) خود را تکرار کنند؟ چرا دولت عربستان سعودی ............. ؟

ملّت ها انصافاً کار را تمام کرده اند، اکنون نوبت دولت هاست.


  • امید شمس آذر

در گنجینه موسیقی سه فرهنگ همسایه منطقه یعنی ایرانی، آذربایجانی و ارمنی، سه تصنیف با آهنگی مشابه وجود دارند که بین سه فرهنگ مذکور بر سر مالکیّت معنوی آهنگ مشترک اختلاف است؛ به ترتیب: تصنیف "دامن کشان ساقی میخواران" متعلّق به موسیقی سنّتی ایرانی، "ساری گلین" (عروس زرّین) متعلّق به موسیقی آذربایجانی و "ساری گسین" (دختر کوهستان) متعلّق به موسیقی ارمنی. با بررسی بیطرفانه تاریخی می توان اختلاف پیش گفته را برطرف کرد؛ ولی اگر تحقیقات تاریخی بنا به دلایلی به نتیجه قابل قبولی نرسید، از یک روش منطقی دیگر نیز می توان حقیقت را حدس زد.

اینکه نزدیکترین تصنیف به ساقی میخوران در موسیقی ایرانی را به لحاظ دستگاه و نوع آواز آن پیدا کرده و همین کار را مورد ساری گلین آذربایجانی و ساری گسین ارمنی نیز صورت دهیم و سپس به میزان شباهت های هرکدام از جفت نغمه های مورد نظر، ارزیابی کنیم که فاصله آنها در هرکدام از موسیقی های سه گانه مورد بحث چقدر است؟ هر موسیقی که کمترین فاصله دو نغمه متعلّق به آن بود، مالکیّت معنوی مورد اختلاف نیز متعلّق به همان فرهنگ است. از این روش برای هر اختلاف دیگری از این قبیل نیز مانند اختلاف در مورد ملیّت شخصیّت های تاریخی، آداب و رسوم و... می توان استفاده کرد.


  • امید شمس آذر

وفات شیث(ع) 1042 سال بعد از هبوط آدم بوده. مقبرۀ شیث در موصل می باشد. انوش(ع) یا "ریسان" -که "شیبان" هم نامیده شده- در 150 سالگی شیث ولادت یافت و در 1230 سال بعد از هبوط آدم وفات یافت. نام مادرش -چنانچه قبلاً اشاره گردید- "نُزله(س)" بود که از حوریان بهشتی بود. طهمورث با انوش معاصر بود. عوج بن عناق در زمان قینان(ع) به دنیا آمد. یارد(ع) در 60 سالگی مهلائیل متولّد شد، شوش را ساخت و در آنجا پایتخت داشت. مهلائیل(ع) نیز در بابل پایتخت داشت.

بموجب وندیداد: از ذوب برفهای زمستانی طوفانی حادث شد و یما برای نجات خود و مردمش کشتی بساخت. در منابع دیگر مذهبی ایران قدیم آمده که: شستشوی ایران از اهریمنان بظهور پیوسته است. بنا بر افسانه های هندی: طوفان ساتاپا در هند اتّفاق افتاده و ماهیی که بدست مانو گرفتار آمده، او را پیش از وقوع طوفان از طوفان خبردار ساخته و مانو برای نجات از طوفان کشتی ساخته است. همچنین به روایت یونانیان: دکالیون فرزند پرومته بوسیلۀ پدر خود آگاه شد که کشور تسالیا را طوفان فرا خواهد گرفت؛ از این رو کشتی ساخت و خود را از طوفان نجات داد. پس از نجات، وی سنگها را به همراه زوجه اش پیرا که دختر یکی از خدایان بود، برمیداشتند و از بالای شانه شان پرتاب می کردند و سنگها به مرد و زن تبدیل می شدند. می گویند لفظ پوپولین به معنی مردم به همین مناسبت همریشه با سنگ است.1

جودی، کوهی است در نزدیکی موصل که با کوههای ارمنستان پیوسته است و اکراد در جوار آن زندگی میکنند، و از اینجهت اکراد آنرا بلغت خود "کاردو" یا "جاردو" مینامند؟ و یونانیان آنرا تحریف کرده و "جوردی" نامیده اند و پس از آنکه بلغت عربی وارد شده، معرّب آن "جودی" شده است. کوه جودی دارای دو قلّه است که استخری آنرا "حرث و حویرث" نامیده. ارتفاع قلّۀ اوّل 17260 قدم و ارتفاع قلّۀ دوّم 16270 قدم از سطح دریاست. در تفسیر "المنار" آمده که نسخه های تورات در خصوص قرار گرفتن کشتی نوح(ع) بر کوه "اراراط" اتّفاق ندارند؛ زیرا تورات سریانی و کلدانی تصریح میکنند که کشتی بر کوه "اکراد" قرار گرفت و این قول با قول "پروزس" معاصر اسکندر موافق است. روایات طوفان همگی اشاره دارند که کشتی نوح بر جودی قرار گرفته و این روایات قول "Pruzus" را در خصوص وجود آثار کشتی در قلّۀ کوه جودی تأیید میکند. صاحب قاموس مقدّس نقل میکند که کوه جودی همان کوه اراراط است و این مطلب خطاست؛ زیرا کوه اراراط کوهی است که بنا بقول ارجح اکنون اروپائیان آنرا "أراط" و ترکها آنرا "آکرداغ" و ارامنه آنرا ماسیس [مجوس؟] مینامند و آن کوه در دشت رسّ [=ارس] در شرق ارمنستان واقع است. نام این کوه در آیۀ 44 از سورۀ هود ذکر شده.2 برای اطّلاع بیشتر در این زمینه، می توالنید به مقاله ای از نگارنده تحت عنوان «بحثی در نام آرارات» رجوع کنید. دکتر محمّد خزائلی نیز در مورد مکان کوه مورد بحث آورده است: 1- کوه جودی بنا به قول اصفهانی در عربستان و یکی از دو کوهی است که در قلمرو قبیلۀ طی واقعست. 2- سلسلۀ "کاردین" در شمال شرقی جزیرۀ ابن عمر [بین النّهرین شمالی] در مشرق دجله نزدیک به موصل است. به کردی کارد، به یونانی جوردی و به عربی جودی. در ترجمۀ کلدانی و سریانی تورات کاردین. 3- نویسندۀ قاموس کتاب مقدّس، معنای اوّلیۀ آرارات را ملعون ضبط کرده و گفته است: بنا بر روایات، کشتی نوح بر فراز این کوه به خاک نشست و آنرا عربها جودی مینامند و ایرانیان "کوه نوح" و ترکان آن را "کرداغ" به معنی کوه سراشیب می خوانند و در نزدیکی ارس واقع است.3


____________________________________________________________

1. محمّد خزائلی، اعلام قرآن، تهران: امیرکبیر، 1367

2. صدرالدّین بلاغی، قصص قرآن، چاپ بیستم 1385 ، تهران: امیرکبیر، ص 348

3. خزائلی: همان




  • امید شمس آذر

کمترین حدّ خودشناسی این است که

بتوانی خود را به دیگران بشناسانی

***


باران چیزی نیست جز:

توزیع عادلانۀ آب دریا بین خشکی های مستعد.

***


بهار آمده

آنهم چه بهاری؟ سبز سبز!

***


ایران و عراق

دو کشور دوست، همسایه و حتّی برادر نیستند؛

یک جان هستند در دو بدن.

***


نوزاد زرّافه موقع به دنیا آمدن

از ارتفاع دو و نیم متری به زمین می افتد...

پس بگو چرا زرّافه ها تا آخر عمر لال می مانند!

***


- پدرتو دوست داری؟

: آره، ولی نمیدونم چرا دگمۀ آستینش تنگه؟ نمیتونه بالا بزندش!

***


دیدین این آدمایی که شبا خورخور میکنن

خورخورشون به کنار، فیلمشون رو هم بگیری نشونشون بدی گردن نمیگیرن.

اینقدر حرصم میگیره...

نمونه ش خود من!!

***


از دیگاه بعضی ها:

آقا! چه فارس و چه ترک و چه کرد و لر و عرب و بلوچ و ترکمن و...؟

همه مون ایرانی هستیم، آریایی هستیم، پارسی هستیم، فارس هستیم، ... !!

***


میدونید تیله رو چجوری تهیّه میکنن؟

تا یه ماه به گوسفندا خرده شیشه میدن بخورن

بعد ازشون تیله به دست میارن... (!)

قبول نداری؟ پس چی؟ اگه بلدی خودت بگو خب!

***


اونا غلط کردن چند ماه پیش راجع به 13 آبان یه چیزی گفتن

اینا چرا هی تکرارش کردن؟؟!

***


برای دو نفر که بر سر "رسیدن به قدرت" باهم دعوا می کنند

همین اشتراک جهت متّحد شدنشان کافی است.

***


محلّ آرمان در مغز و قلب ماست،

محلّ منافع ملّی کجاست؟؟

***



  • امید شمس آذر

همرهان حضرت خیرالبشر(ص)

بار بگشادند باری در سفر


گوسفندی خواستند آن جمع پاک

تا کنند آماده اش بهر خوراک


این یکی گفتا: سرش من می بُرم

گفت آن یک: پوستش من می درم


سوّمی شد عهده دار طبخ آن

هرکدام از همرهان هم همچنان


تا که فرمود آن شه جود و کرم:

هیزمش را نیز من می آورم


جمع گفتند: ای حبیب کردگار!

می کنیم این کار ما با افتخار


گفت: باشد، لیک نپسندد خدا

بنده اش را بیند از یاران جدا


پس نه خود را بین محفل شمع کرد

سوی صحرا رفت و هیزم جمع کرد



Image result for ‫مسجد النبی‬‎


  • امید شمس آذر