حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حرف اوّل
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
با سلام
حقیقت روشن، دربردارندۀ نظرات و افکار شخصی است که پس از سالها غوطه خوردن در تلاطمات فکری گوناگون، اکنون شمّۀ ناچیزی از حقیقت بیکرانه را بازیافته و آمادۀ قرار دادن آن در اختیار دیگر همنوعان است. مطالب وبلاگ در زمینه های مختلفی سیر می کند و بیشتر بر علوم انسانی متمرکز است. امید که این تلاش ها ابتدا مورد قبول خدا و ولیّ خدا و سپس شما خوانندگان عزیز قرار گیرد و با نظرات ارزشمند خود موجبات دلگرمی و پشتگرمی نگارنده را فراهم آورید.
سپاسگزار: مدیر وبلاگ


[توجه: نگارنده پایگاه اطلاع رسانی دیگری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ندارد]

موضوعات
آخرین نظرات
  • ۱۷ آبان ۹۷، ۰۰:۱۳ - عبداله رضوی
    عالیه
نویسندگان

باز هم همان حکایت همیشگی

يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۵۸ ق.ظ

یکی از دغدغه های اصلی انسانها از زمان پیدایش حیات، آن بوده است که: آیا در فعل و انفعالات حاکم بر جهان و حوادث عالم نقشی دارند یا خیر؟ آیا امری به ارادۀ آنها صورت می گیرد یا همه چیز بدون ارادۀ او بر اساس آنچه خداوند باری تعالی مقدّر فرموده است، به شکل سلسله وار و مستمر انجام می گیرد؟ آیا انسان اختیار دارد و یا اعمالی که او انجام می دهد از ابتدا به وسیلۀ خداوند تعیین شده است و تنها انسانها بر اساس یک نقشه به پیش می روند و به نوعی مانند ابزار عمل می کنند؟

در قرآن کریم آمده است که: خداوند از آیندۀ انسانها آگاه است و سرنوشت و پایان هر جانداری را می داند. برخی از فلاسفۀ غیرمذهبی در نقد این مبحث عنوان کرده اند که: اگر سرنوشت همۀ انسانها از سوی خداوند مقدّر شده است و او حتّی تبدیل یک نوزاد در آینده به یک فرد مثبت یا منفی را می داند، پس در این میان نقش انسان و ارادۀ او چگونه است؟ و همچنین اگر بر آیندۀ انسانها آگاهی وجود دارد، پس چرا جنایتکاران و خونریزهای بزرگ تاریخ متولّد می شوند؟ در حالیکه می توان از پیدایش آنها جلوگیری به عمل آورد.

در مورد آنکه خداوند از سرنوشت ما آگاه است، دو نظر وجود دارد: 1- گروهی معتقدند که خداوند سرنوشت انسانها را می داند و سرنوشت هرکسی از روز ازل به وسیلۀ خداوند و بدون اطّلاع و حضور او تعیین شده است و به اصطلاح: هرکس نصیب و قسمت و یا هرکس قضاوقدری دارد. این -به اصطلاح- پیشانی نوشت قابل تغییر و دگرگونی نیست. تمامی ملّت ها و انسانها در عمر پر فرازونشیب خود، لاجرم به سوی این نقطه یعنی سرنوشت محکوم خود پیش خواهند رفت. این نوع نظریه به شکل عمده ای از سوی فلاسفۀ غیرمذهبی نقد شده است. آنها اینگونه تفکّر را مساوی با بی ارادگی و عدم امکان تصمیم گیری از سوی انسان می دانند که به نوعی به صورت ماشین و بر اساس یک کد و طرح داده شده، مسیر زندگی خود را طی خواهد کرد؛ و حتّی فعل و انفعالات تاریخی به وسیلۀ او انجام نمی گیرد، بلکه این وقایع بخشی از سرنوشت آن فرد یا ملّت هست که لاجرم به وقوع خواهد پیوست. 2- گروهی معتقدند که خداوند سرنوشت انسانها را می داند، قضاوقدر آنها را می فهمد و این از ابتدا نیز مشخّص بوده است؛ امّا این دانستن، همراه با دادن اختیار به فرد است. یعنی خداوند می داند و علم به سرنوشت انسانی دارد که با داشتن اراده و امکان تصمیم گیری، مسیری را طی خواهد کرد. یعنی خداوند علم به این موضوع دارد که انسان با داشتن اختیار و ارادۀ خود چه مسیری را اختیار می کند و چه سرنوشتی را برای خود رقم خواهد زد.

این نظریه در حقیقت دادن اختیارات بیشتر به انسانها در شکل دهی به سرنوشت خود، شکل دهی به جریانات تاریخی و همچنین افزایش نقش آفرینی انسانها در فعل و انفعالات اطراف خود است. کسانی که از این نظریه دفاع می کنند، عنوان می نمایند که در قرآن کریم موارد متعدّدی وجود دارد که خداوند عنوان نموده است که انسان دارای اراده است؛ مثلاً جز سعی و تلاش از سوی خود انسان نصیبی برای او نخواهد بود. همچنین: خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد، مگر آنکه آن قوم خود خواستار تغییر باشند. همچنین در احادیث و روایات، موارد متعدّدی ذکر شده است که بزرگان دینی ما عنوان می کنند که: اراده و تصمیم گیری های شخصی انسانها در طول تاریخف منافاتی با قضاو قدر الهی ندارد. در واقعه ای مشهور ذکر شده است که: حضرت علی(ع) از کنار یک دیوار مخروبۀ لرزان دور شد. یاران او عنوان کردند که: آیا شما از سرنوشتی که خداوند برایتان رقم زده است، می گریزید؟ او عنوان نموده است که: من از سرنوشت و قضاوقدر خود به قدر خداوند پناه آوردم؛ یعنی تصمیم گیری های شخصی و حفظ حیات و پیمودن یک مسیر تکاملی بهتر زیستن برای اشخاص و ملّت ها، منافاتی با مسئلۀ علم خداوند و سرنوشت انسانها ندارد. به صورت کلّی، این نظریه به ما کمک می کند تا در فلسفۀ تاریخ مذهبی و اسلامی، بر جایگاه و اهمّیت انسان در طول تاریخ بیفزاییم. میزان عدم ارادۀ او را کاهش دهیم و تأثیرگذاری بیشتر او را در معادلات تاریخی مشاهده کنیم. نظریۀ ابتدایی که خداوند بدون ارادۀ انسان سرنوشتش را تعیین می کند، حتّی تا مدّتها دستگاه شبه فئودالی کلیسا تا دوران قرون وسطی و تا پیش از انقلاب فرانسه، از این نظریه به شدّت طرفداری می کرد. طرفداری حکومت، اشراف زادگان، جبّاران، ستمگران و حتّی روحانیون فئودال کلیسا، به این خاطر بود که: توده های عامی جامعه رنج خود را بپذیرند، سطح زندگی، فقر و گرسنگی و تبدیل شدن آنها به کسی که تنها مالیات می پردازند، بپذیرند، آن را ناشی از قضاوقدر الهی بدانند و در نتیجه از خیزش و حرکتهای انقلابی، مبارزه با دیکتاتورها و دگرگونی های سیاسی دور شوند.


  • امید شمس آذر

نظرات  (۰)

نظری ارسال نمایید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی