حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حرف اوّل
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
یا حق

[توجه: نگارنده پایگاه اطلاع رسانی دیگری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ندارد]

موضوعات
نویسندگان

نقش سلاجقه در تغییر زبان مردم آذربایجان (2)

سه شنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۳۴ ب.ظ
نقد روش کسروی در رسالۀ آذری)

کسروی نویسنده ای نامتعادل بود و علی رغم خدمات ارزشمندی که به تاریخ و تاریخنگاری ایران انجام داد، همین بی تعادلی اش عاقبت او را به سمت ارتداد و اعدام کشاند. در میان آثار به جا مانده از او، رسالۀ آذری مورد بحث، مال دورۀ دوّم نویسندگی او یعنی بعد از مرتد شدنش است و خالی از قصد و غرض و سفسطه نمی تواند باشد؛ بزرگترین سفسطه اش نیز همین است که وانمود کرده گویا تا آخرین واژۀ زبان تاتی از جغرافیای آذربایجان رخت برنبسته، اوّلین واژۀ ترکی وارد آن نشده است! در حالی که اگر حضور زبان تاتی در دورانهای قبل به معنی عدم حضور زبان ترکی باشد، پس آذربایجان همین امروز هم ترک زبان نیست! جهت روشنتر شدن بحث، مثالی از زیست شناسی می آورم:

نظر لامارک در مورد گردن دراز زرّافه این بود که زرّافه ها ابتدا گردنهای کوتاه داشتند؛ به مرور زمان که سرک کشیدند تا از برگهای درختان تغذیه کنند، گردنشان نیز به تدریج دراز و درازتر شده است. در حالی که داروین -زیست شناس دیگر- در این باره معتقد است زرّافه های گردن دراز و گردن کوتاه از ابتدا وجود داشتند؛ گردن کوتاه ها به مرور زمان به علّت سوءتغذیه منقرض شده و گردن درازها باقی ماندند. کسروی در مورد زبان آذربایجان (در اینجا معادل گردن زرّافه) راه لامارک را رفته است؛ در حالی که از نگاه زیست شناسان نظر داروین منطقی تر بوده و جایگذاری آن بدین صورت خواهد بود که قائل باشیم هر دو گروه تات زبان و ترک زبان از ابتدا در این سرزمین با هم سکونت داشته اند، تات زبانها به مرور زمان از جمعیّت شان کاسته شده و ترک زبانان باقی ماندند. حال، این ترک زبانان خود بازماندگان تات ها و به اصطلاح "از تات برگشته" بودند یا ترک اصیل، موضوعی است که در ادامه مورد بررسی قرار خواهد گرفت. البتّه نظر کمونیست مسلکان در این میان، فرضی خیالی است که تات های آذربایجان از ابتدا دارای همین مقدار جمعیّت بودند و هیچگاه دچار کاهش جمعیّت نشده اند، امّا آنچه مسلّم است این میزان مطلق نگری کسروی و دوستانش نیز که کلّ ترک زبانان امروز آذربایجان را از تات برگشته تلقّی کند، نزد تاریخنگاران واقع نگر، جنبه ای از اعتنا ندارد.


دلایل منطقی در ردّ فرضیۀ فوق)

پیروان کسروی مانند گروه مقابل که از زبان نژاد را نتیجه گرفتند، برعکس، از نژاد زبان را نتیجه گرفتند و هر دو به خطا رفتند. هر دو امکان تغییر زبان را در نظر نیاوردند و فرض را بر آن گرفتند که هر نژادی از ابتدای تاریخ دارای یک زبان واحد بوده است. در حالی که باید توجّه داشت که در درجۀ اوّل از نظر گستردگی جغرافیایی و در درجۀ دوّم از نظر زمانی، چرا این تغییر زبان در مناطق دیگر روی نداد، یا به عبارت دیگر چرا همۀ تات ها (اصطلاحی ترکی به معنی غیرترک) ترک نشدند؟ و اگر زبان اقوام غیر ترک نژاد در دورۀ سلجوقی در آذربایجان بتواند به ترکی تغییر یابد، چرا در دوره ای دیگر و در جایی دیگر نتوانسته باشد؟ آذربایجان چرا مورد توجّه سلجوق_اغوز ها قرار گرفت؟ دقیقاً به همان خاطر هم از ابتدا نمی توانسته فاقد تنوّع قومی بوده باشد. اصولاً تمدّنهای قدیم همیشه داری تنوّع قومی بوده اند و ایران ما نیز -خاصّه آذربایجانش- از این قاعده مستثنی نبوده که هیچ، در این زمینه سرآمد هم بوده است. اینها مواردی از چالشهای منطقی پیش روی تحقیقات تاریخی است که بدون در نظر گرفتن آنها، مبتلا به یکسویه نگری و حاکمیّت نوعی نگاه یهودی و اوانجلیستی در تاریخنگاری خواهیم شد. دربارۀ موضوع مورد بحث نیز، پیش از هرگونه اظهارنظر تاریخی، ابتدا باید چنین مواردی در نظر گرفته و حلّ و فصل شود.

مقایسۀ موضوع تغییر زبان در آذربایجان با موارد مشابه در جاهای دیگر)
چالش های بعدی پیش رو، از نوع مقایسه ای هستند؛ یعنی با نگاهی به مواردی از تغییر زبان در سرزمین های دیگر، پی می بریم که ادّعای تغییر زبان آذربایجان در دورۀ سلجوقی، با موارد مشابه تاریخی، تناسب و تجانسی نداشته و یک مورد حادّ و استثنایی محسوب شده و طبعاً از این رو نیز قابل تأمّل و بازنگری است. مسئلۀ اوّل این که نقش دین در این میان چه بوده است؟ موارد دیگر تغییر زبان در تاریخ عمدتاً با تغییر دین همراه بوده اند، ولی نظیر این اتّفاق را در سرزمین آذربایجان در دورۀ سلجوقی مشاهده نمی کنیم. مسئلۀ دوّم این که اساساً تغییر زبان در وهلۀ اوّل شامل حال واژه ها می شود تا دستور؛ این مورد چگونه است که واژه های قبلی بر جای مانده و دستور زبان تغییر کرده است؟ مسئلۀ سوّم این که زبان فارسی با عربی شباهت نداشت که هنگام ورود اسلام به ایران به عربی تغییر نیافت، برخلاف زبانهای عبری و سریانی که که هنگام ورود اسلام به مصر و شام به خاطر شباهتشان به عربی تغییر یافتند؛ حال، زبان تاتی چه شباهتی با ترکی دارد؟ مسئلۀ چهارم این که چرا در کنار تغییر زبان، نشان قهر و غلبه دیده نمی شود؟ کسروی گرایان چنین وانمود می کردند که گویا سلاجقه تیغ زیر گلوی آذربایجانیان گذاشته و زبان خود را به زور به آنان تحمیل کرده اند! اکنون به مدد تحقیقات علمی جدید، در این اظهارنظرها تعدیل برقرار شده و می دانیم که واقعیت قضیه از این قرار نبوده است؛ پان ترکیست های معتدل(!) در این میان از فرصت استفاده کرده و مدّعی شده اند که تغییر زبان آذربایجان نه بر اثر ترک زبان شدن تات ها، بلکه بر اثر غلبۀ جمعیّتی ترک ها بوده است. این ادّعا اگر در مورد آناتولی صادق باشد، در مورد آذربایجان -به دلایلی که گفته شد و در ادامه نیز خواهد آمد- صادق نیست. ولی نباید با چنان اظهارنظرهای احساس گرایانه ای، اجازۀ چنین اظهارنظرهای فرصت طلبانه ای به آنان داده شود. مسئلۀ پنجم این که چرا موضوع تغییر زبان آذربایجان در دورۀ سلجوقی در هیچ منبع تاریخی مورد اشاره قرار نگرفته و فی المثل هیچ مورّخی در شرح حال شاعری نوشته است که "وی مقارن با روزگار تغییر زبان در آذربایجان می زیست و از این رو اشعاری به زبان ترکی هم دارد" یا "فلان اثر ادبی نگاشته شده به زبان تاتی بازمانده از دوران قبل از تغییر زبان آذربایجان است" و مانند اینها؟ چگونه است که قریب به هزار سال بعد از واقع شدنش، برای اوّلین بار امثال کسروی برای ما کشفش کرده و خبر می دهند؟! مسئلۀ ششم این که آیا عِرق ملّی در میان تات ها اینقدر ضعیف بوده که مقاومتی در برابر ترک ها نکردند؟ و مسئلۀ هفتم هم این که چرا ترک زبانان آذربایجان ته لهجۀ تاتی ندارند؟ اینها سؤالات اساسی است که در این زمینه باید پاسخ داده شود.

دلایل تاریخی)
در این زمینه نیز باید به مسائلی از این دست پاسخ داده شود: اوّلاً چرا این تغییر زبان در زمان حملۀ اعراب روی نداد؟ به عبارت دیگر؛ وقتی اعراب نتوانستند، ترک ها از کجا توانستند؟ ثانیاً ترکان چگونه توانستند در ایران و آذربایجان نفوذ کنند؟ ثالثاً زمینه های این تغییر زبان در آذربایجان چه بوده است؟ رابعاً علّت تنوّع لهجه های آذری ترکی برخلاف آذری تاتی چیست؟ خامساً تات های آذربایجان برخلاف عموم ایرانیان مهاجر بوده و ایرانی نژاد خالص نیستند. مذهبشان نیز پیش از اسلام یهودی بوده است و نه زرتشتی. در حالی که آذربایجان مهد نژاد ایرانی و جایگاه دین زرتشتی به روایت سنّتی آن بوده است. سادساً علّت پیوستگی زبانی شروان (=سرزمینهای شمال رود کر شامل باکو، دربند، شکّی و داغستان) با آذربایجان و گسستگی سیاسی آنها از همدیگر چیست؟ سابعاً عموم تات های آذربایجان در اطراف اردبیل متمرکزند که مرکز آذربایجان قبل از سلاجقه بوده است و مهمترین ایالت دورۀ ساسانی محسوب می شد. ثامناً واژۀ ترک از قرن 6 میلادی به بعد و از زمان تشکیل دولت گؤی تورک دربارۀ اقوام متکلّم به این زبان تعمیم یافته است. اگر قبل از زمان مزبور به غیر از اقوام ترک در مورد اقوام دیگر دیده نشود، دلیل بر ترک زبان نبودنشان نیست. اگر اقوام مذکور قبل از آن زمان تماماً ترک نامیده نشده اند، چه دلیلی دارد که دایرۀ آنان گسترده تر از نزاد آلتایی نباشد؟ چنانچه امروز نیز هست! تاسعاً به اعتقاد اساتید ادبیّات، برخلاف شایعۀ مشهور که شاهنامه زنده کنندۀ زبان فارسی بوده و اگر فردوسی نبود، زبان ایرانیان در حال حاضر عربی بود، زبان فارسی در عصر فردوسی نیز زنده بوده است و تدوین اثری چون شاهنامه، خود دلیلی بر این زنده بودن است و نقش فردوسی، به فعلیّت درآوردن قابلیّت ها و ظرفیّت های بالقوّۀ زبان فارسی و اثبات کارآمدی آن بوده است؛ با این اوصاف، این اندازه فصاحت دده قورقود و دیوان فضولی در ادبیات ترکی آذری از کجا آمده است؟ و عاشراً نخستین مناسبات ایران با دولت ترک ها (=گؤی تورک) در زمان انوشیروان ساسانی برقرار شده است. آثار این مناسبات در سرزمینهای ایرانی چه بوده است؟ و به دو واقعیت نیز توجّه شود: نخست این که آذربایجان برای سلاجقه و اعمّ از آن ترکان سلجوق_اغوز در حکم گذرگاه و پایگاهی موقّتی برای سروسامان گرفتن به منظور مهاجرت به مقصد اصلی شان یعنی آناتولی بود و نیامده بوده اند که در اینجا رحل اقامت بیفکنند. چنانچه شاهدیم مظاهر ترکی در فرهنگ کنونی آذربایجان نیز عمدتاً بعد از بازگشت دوبارۀ گروهی از ترکان به شرق یعنی در زمان مهاجرت جلالی ها از عثمانی به قلمرو صفوی پدیدار شده است و در نواحی غربی آذربایجان نیز نسبت به نواحی شرقی بیشتر به چشم می خورد. این نکتۀ تاریخی، ابتدا کسروی گرایان را بر آن داشت که از سر هیجان اظهار کنند اصلاً تغییر زبان آذربایجان نه از زمان سلجوقی که از زمان صفوی واقع شده است! ولی با دیدن شواهدی از ادبیّات ترکی در آذربایجان بعد از اسلام که حدّاقل هزار سال قدمت دارد، خاموش شده و پا پس کشیدند. نکتۀ دیگر این که سلاجقه به احترام اسلام، بیشتر پذیرنده بودند تا واردکننده و مسئلۀ زبان نیز -الّا در منطقۀ غیرمسلمانی مانند آناتولی آن زمان- نباید از این قاعده مستثنی بوده باشد.

دلایل زبان شناسی)
در اینجا نیز مسائل فراوانی پیش روست؛ از قبیل اینکه: چرا کهن ترین لهجۀ ترکی (=خلجی) متعلّق به منطقۀ مرکزی ایران است؟ و این که گویش آذری که اصیلترین لهجه اش نیز لهجۀ شاهسونی است، متفاوت از گویش سلجوقی است. لهجۀ شاهسونی هم متعلّق به اطراف اردبیل است و نه تبریز که پایتخت سلاجقه بوده. یا این که واژه های دخیل عربی در زبان کنونی آذربایجان که در فارسی کاربرد ندارند، از کجا آمده است؟ یا واژه های ترکی در قرآن مجید و اشعار عربی عصر جاهلیّت از کجا آمده است؟ همچنین توجّه به این نکته که واژۀ تازی که در میان ایرانیان به اعراب اطلاق می شود و واژه ای چون تازیانه -عطف به داستان ضحّاک- از آن برگرفته شده، خود از تازیک و آن نیز از تاجیک گرفته شده که در ابتدا عنوان ایرانیان ساکن شبه جزیرۀ عربستان بوده و بعدها به اعراب تعمیم یافت و تاجیک نیز تغییریافتۀ تات+جیک و آن نیز واژه ای ترکی است با آن قدمت. آیا این، با ادّعای ورود زبان ترکی به ایران تنها از قرن پنجم هجری به بعد سازگاری دارد؟! و مهمتر از آن، اینکه وقتی واژه تات عنوانی در ترکی برای نامیدن اقوام غیرترک -به ویژه ایرانی زبانان- بوده باشد، اقوام تات نیز حداقل از زمانی که به این نام نامیده شده اند، با ترک زبانان همنشین بوده اند و این، با ادعای از تات برگشتگی آذربایجانیان امروزی مغایرت دارد.

دلایل مادّی و روایی)
اینکه آذربایجانیان از اصیلترین ایرانیان و دارای هویّت و فرهنگ ایرانی می باشند -آنچنانکه گفته شد- یک واقعیّت انکارناپذیر است، امّا رواج زبان ترکی در این دیار از قرن پنجم هجری به دلایلی که گفته شد و در ادامه نیز خواهد آمد، واقع بینانه به نظر نمی رسد. در اینجا قصد پاسخ به این سؤال را نداریم که "پس واقعیّت قضیه چه بوده و زبان ترکی از چه زمانی در آذربایجان رایج شده است؟ از زمان ساسانیان و تحت تأثیر دولت گؤی تورک، یا از زمانهایی دورتر و تحت تأثیر ساکنان بومی ایران قبل از آریاها، یا به گونۀ دیگری که فعلاً از آن بی اطّلاعیم؟"؛ آنچه مسلّم است نه نژاد و تبار و فرهنگ و هویّت آذربایجانیان ترکی و غیر ایرانی است و نه زبان ترکی در آن -برخلاف فرهنگ و فولکلور ترکی- قدمتی تنها در حدود هزار سال دارد. در اینجا تنها پیش فرضهای مربوط به این مسئله را بدون قضاوت دربارۀ آنها پیش روی جویندگان قرار می دهیم تا خود به سوی واقعیّت رهنمون شوند:
یافته های باستانشناسی مؤیّد حضور زبانهای شبیه به ترکی در ایران پیش از اسلام است. این یافته های جذّاب که البتّه به طور کامل مورد آزمایش قرار نگرفته و اثبات نشده اند، بسیار مورد توجّه پان ترکیست ها قرار گرفته و همۀ تمدّنهای پیش از اسلام ایران -تقریباً به استثنای هخامنشیان- را ترک تبار قلمداد کرده اند! بنده قبلاً در یادداشتی به چرایی نادرستی این ادّعای آنان پرداخته ام؛ امّا سؤال اساسی برای گروه مقابل در اینجاست که اگر فلات ایران قبل از آریاها خالی از سکنه نبوده، پس زبانهای بومی آن چه شدند؟ و سؤالاتی که به تبع آن مطرح می شود؛ این که زبان فارسی دری (=ایرانی درباری) آنچنان که از اسمش مشخّص است، زبان رسمی و اداری بوده و زبان قوم خاصّی نبوده و البتّه خاستگاهش نیز خراسان بوده است. ساکنان فلات مرکزی ایران که اکنون به فارسی دری تکلّم می کنند، پیش از آن چه زبانی داشتند؟ یا این که واژه های سومری از کجا وارد زبان فارسی شده اند؟ یا اگر بعد از اسلام دربار دست ترک ها و دیوان دست تاجیک ها بوده، چرا نظیر چنین وضعیّتی پیش از اسلام برقرار نبوده باشد؟ یا حتّی فراتر از همۀ اینها، توجّه به این نکته که میزان پیشرفتگی زبان ترکی با میزان پیشرفتگی تمدّن ترکی سازگار نیست. آیا زبان ترکان نمی تواند برخاسته از جایی دیگر و عاریه گرفته از اقوام دیگر باشد؟ و به تبع آن دلایلی نقلی مانند این که به ادّعای شاهنامۀ فردوسی، اجداد سومریان (بومیان ایران قبل از آریاها) نزدیک به 30 نوع خط می دانسته اند که به آریاها یاد دادند. آیا بخشی از این خطوط و زبانها برای آنان "یدکی" محسوب نمی شود؟ یا به ادّعای دبستان مذاهب، سلسلۀ قبل از پیشدادیان که در منابع ایرانی از آنان تحت عنوان دیوان یاد شده، یازانیان و سرسلسلۀ آنان یازان نام داشت که در ترکی به معنی نویسنده است. جالب که عموم واژگانی که در زبان ایران امروز با دیو همریشه اند، به نوعی با نوشتن در ارتباطند؛ از قبیل: دیوان، دفتر، ادیب، دبیر، دوات و... . یا آن قومی که خداوند در داستان ذوالقرنین در قرآن ذکر کرده که زبانی فهم نمی کردند، کدام بودند و بعدها چه زبانی اختیار کرده و آن را از چه کسانی برگرفتند؟ یا نام حاکم اقوام معروف به اصحاب رس که داستانشان در قرآن آمده و تفاسیر مکان و زمان زندگیشان را دو سوی رود ارس (رس=ارس) یعنی سرزمینهای آران و آذربایجان در طی قرنهای منتهی به دوران حکومت اشکانیان دانسته اند، در روایات ترکوذ ذکر شده که بسیار مشابه با عنوان ترک است. یا با توجّه به اینکه در آثار پس از اسلام سرزمینهای ماد و آناتولی و شام را روم نامیده اند، غلبۀ روم که در قرآن آمده، پیروزی مقطعی امپراطوری روم بر امپراطوری ساسانی است یا غلبه و پیروزی دورتری است؟ یا زبان مادری قطران تبریزی چه بود که به قول ناصرخسرو فارسی نکو نمی دانست؟

نتیجه گیری

سلجوقیان با زبان ترکی در آذربایجان آن کردند که سامانیان با زبان فارسی دری در ایران؛ آذربایجان مانند خراسان ایالتی مرزی بود و برای انسجام قلمرو اسلام لازم بود که از یکدستی برخوردار باشد. بدین منظور مرکزیّتش به تبریز منتقل گردیده و ترکی زبان عمومی آن دیار تلقّی گشت. در پایان، هرکسی را که با تمام دلایل ذکر شدۀ فوق، قانع نشد که حقیقت زبان و نژاد مردم آذربایجان آنطور نیست که وابستگان و غرض ورزان گفته اند و می گویند، حوالتش بدین مثال می دهیم که:

فی الحال ترک زبانیم و نیست خلل، از ابتدا چنین باشیم همان خواهد بود!

پایان


  • امید شمس آذر

نظرات  (۱)

  • خادم امام زمان عج الله
  • چهل روز مانده به محرم...

    آیت الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی (رضوان الله تعالی علیه): چهل روز مانده به محرم، چله گناه نکردن بگیرید تا سوز دل و اشک چشمانتان برای سید الشهدا (علیه السلام) فراوان گـردد.




    با سلام و صلوات خداقوت و سپاس از حضور همیشه بزرگوارانه تان. بابت تاخیر عذرخواهم. با احترام به چله زیارت عاشورا دعوتید منتظر حضور همیشه بزرگوارانه و معنویتان هستیم وبالله التوفیق


    هر روز یک زیارت عاشورا تا اول محرم

    شروع طرح : از 11 مرداد تا 19 شهریور

    به نیت سلامتی مولا و تعجیل در فرج و تهذیب نفس ( انجام واجبات و ترک محرمات)

    نماز زیارت "در صورت امکان" خوانده شود.


    اگر یکی دو روز دیر شد مشکلی نیست، فقط تعداد زیارتتان 40 مرتبه باشد.


    لطفا جهت مشارکت با ذکر مقدس "لبیک یا مهدی" اعلام آمادگی بفرمایید

    بســم الله...


    http://hazratbaran.blog
    .ir/

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی