حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حرف اوّل
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
با سلام
حقیقت روشن، دربردارندۀ نظرات و افکار شخصی است که پس از سالها غوطه خوردن در تلاطمات فکری گوناگون، اکنون شمّۀ ناچیزی از حقیقت بیکرانه را بازیافته و آمادۀ قرار دادن آن در اختیار دیگر همنوعان است. مطالب وبلاگ در زمینه های مختلفی سیر می کند و بیشتر بر علوم انسانی متمرکز است. امید که این تلاش ها ابتدا مورد قبول خدا و ولیّ خدا و سپس شما خوانندگان عزیز قرار گیرد و با نظرات ارزشمند خود موجبات دلگرمی و پشتگرمی نگارنده را فراهم آورید.
سپاسگزار: مدیر وبلاگ


[توجه: نگارنده پایگاه اطلاع رسانی دیگری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ندارد]

موضوعات
آخرین نظرات
نویسندگان

هم شرقی، هم غربی؟

پنجشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۰۱ ب.ظ

عدّه ای از اساتید بزرگوار ادبیّات را عقیده بر آن است که واژۀ "خاور" در نوشته های کهن ایرانی، علاوه بر معنای مشهورش یعنی مشرق، در معنای مقابل آن یعنی مغرب نیز به کار رفته است؛ یکی از استنادات عمدۀ ایشان، بیتی از شاهنامۀ حکیم فردوسی در ضمن داستان فریدون است؛ آنگاه که قلمروش را میان سه فرزندش سلم و تور و ایرج، تقسیم می کند:

«نخستین به سلم اندرون بنگرید.................همه روم و خاور مر او را گزید»

امّا به نظر می رسد لازم است با دقّت بیشتری به معنای این بیت نگریسته شود؛ نکتۀ نخست قابل ذکر در این خصوص اینکه گروه اسامی سرزمینهای بزرگ همسایه در نظر ایرانیان، خود به دو قسمت بزرگ و کوچک تفکیک شده و گاه مانند چین و ماچین (=مِهاچین: چین بزرگ) نام اصلی بر منطقۀ کوچکتر (آسیای جنوب شرقی) اطلاق شده و گاه مانند دشت سواران نیزه گذار (بخش میانی قلمرو بین النّهرین و ایلام باستان و احتمالاً قلمرو حکومت کیش، برابر با خوزستان کنونی) که ضحّاک از آنجا خاسته است، به سبب [به اصطلاح] سامی تبار بودنش، تازی تصوّر شده و خود خوزستان را هم در مقطعی عربستان گفته اند. حتّی خود ایرانیان هم از این الطاف بی نصیب نمانده و فی المثل هندیان، کشمیر را ایران کوچک نامیده اند! پس نام سرزمینها در نوشته های کهن را لزوماً نباید با اسامی جغرافیایی مشهور منطبق دانست. در این میان، روم نیز در منابع ایرانی، عمدتاً به سرزمینهای شام و آناتولی و گاه به بخشهایی از قلمرو دولت تاریخی ماد اطلاق گردیده و مکان سرزمین "سلمان" را باید در آن حوالی جستجو کرد. نکتۀ دوّم نیز اینکه عبارت "روم و خاور" صرفاً از سنخ دو واژۀ مترادف نبوده و می تواند "روم و خاور آن" معنی دهد؛ یعنی: سرزمینهایی که خود در باختر ایران قرار گرفته اند و به روم ختم می شوند. یا به عبارت دیگر: سرزمینهایی که در خاور روم قرار گرفته و از آن طرف به ایران منتهی می گردند. حال، اگر نکتۀ نخست را نیز در کنار این قضیه قرار دهیم، به آسانی رهنمون می شویم که سرزمین سلم/صرم یا روم و خاور مذکور در شاهنامه، بایستی شامل بخشهایی از شام و آناتولی و به احتمال بسیار قلمرو اقوام سورمائیت/سرمت بوده باشد. (نک: بخش اوّل از مقالۀ سلماس و ساکنان اوّلیّۀ آن از نگارنده).

شاید بسیاری از محقّقان داخلی، در اظهارنظرهایی از سنخ آنچه گفته شد، قصد و غرضی ندارند؛ امّا قطعاً اروپایی ها، قصدشان از این پریشان نمایی ها در جغرافیای تاریخ روایی ما، بیگانه ساختن ملّت ما از هویّت تاریخی خویش است و باید در بازگویی نظرات ایشان با احتیاط وارد شد.


  • امید شمس آذر

نظرات  (۰)

نظری ارسال نمایید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی