حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حقیقت روشن:

« علیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ »

حرف اوّل
حقیقت روشن:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«بل یرید الإنسان لیفجر أمامه»
قیامة-5
*
نام احمد(ص) نام جمله انبیاست
چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.
(مولوی)
....
به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند
که: تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟
(فخرالدّین عراقی)
....
"ما ایرانی ها خصلت خوبی که داریم، این است که خیلی می فهمیم؛ امّا متقابلاً خصلت بدی هم که داریم، این است که توجّه نداریم که طرف مقابل هم مثل ما ایرانی ست".
(استاد حشمت الله قنبری)
*
یا حق

[توجه: نگارنده پایگاه اطلاع رسانی دیگری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ندارد]

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
موضوعات

تقسیم بندی تاریخ سنّتی ایران (2)

يكشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۱۷ ب.ظ

گفتیم که حکیم فردوسی به عنوان یک مسلمان خرد گرا، هیچ گاه در مقام تبیین جهان بینی ایرانی، دچار گرایش های خرافی زرتشتی نشده است و فی المثل در مورد شخصیت و زندگی کیومرث، آن تصویری را که در متون پهلوی وجود دارد، در شاهنامه -و به قول خودش "نامور نامه"- ارائه نمی دهد. در ادامه باید به این نکته نیز توجّه داشت که: تقسیم بندی تاریخ جهان به 12 هزارۀ پیش گفته، جزء همین عناصر جهان بینی زرتشتی است و باز از این رو جایگاهی در شاهنامه ندارد و تقسیم بندی تاریخ سنّتی ایران بر مبنای شاهنامه، متفاوت از آن چیزی است که پیشتر شرح داده شد. شاهنامه را معمولاً به سه بخش اساطیری، حماسی و تاریخی تقسیم می کنند. (مرحوم دکتر منوچهر مرتضوی قائل به یک بخش چهارم هم بود که عبارت باشد از داستانهای فرعی که لابلای داستانهای اصلی در سراسر شاهنامه گنجانده شده است). این سه بخش به ترتیب با دوره های تاریخ شناختی پیش از تاریخ، آغاز تاریخ و تاریخی مطابقت دارند و شرحش پیش از این در بخش پایانی مقاله ای با عنوان بحثی دربارۀ ادیان و اساطیر از نظر گذشت. البتّه نامگذاری این دوره ها به این شکل صحیح نبوده و ایراد فراوانی بر آن وارد است، ولی در اینجا قصد ما بررسی خود آنهاست و نه نامگذاری شان.

دورۀ -اصطلاحاً- اساطیری با آغاز فرمانروایی کیومرث که مقارن آدم(ع) در نزد ایرانیان است شروع می شود و تا قیام کاوۀ آهنگر و پایان کار ضحّاکیان ادامه می یابد. دورۀ -اصطلاحاً- حماسی با قیام کاوه و روی کار آمدن فریدون آغاز و با مرگ رستم که مقارن با برگشتن ورق حکومت کیانیان از اتّکای به پهلوانان به اتّکای به سیاستمداران است پایان می گیرد. بعد از آن نیز دورۀ -اصطلاحاً- تاریخی آغاز شده و تا "پایان خوش شاهنامه" که برافتادن حکومت ساسانی و ورود اسلام به ایران است تداوم دارد. همۀ این حوادث چهارگانه (شروع تمدّن ایرانی، تثبیت و گسترش تمدّن ایرانی، جهانی شدن تمدّن ایرانی و اسلامی شدن تمدّن ایرانی) نقاط عطف مهم در تاریخ ایرانند و فاصلۀ هرکدام از آنها از یکدیگر نیز بنا به اصل جامعه شناختی و فلسفی "تکامل"، رفته رفته کمتر باید باشد و طول هر دوره نسبت به دورۀ قبلی کوتاهتر. امّا آیا این امر نیز طبیعی و تابع دیگر قوانین خلقت است یا موردی قراردادی از سوی آدمیان است؟ در حال حاضر نمی توانیم در این مورد با قطعیت اظهار نظر کنیم؛ ولی از قرار معلوم تقسیمات تاریخ ایران بر پایۀ شاهنامۀ فردوسی، ما را بر آن می دارد که قضیۀ مزبور را انسانی و قراردادی ندانیم.

در بین ریاضیدانان عدد گنگی تحت عنوان عدد فی(ϕ) تقریباً برابر 1.618 و به تبع آن نسبتی موسوم به نسبت طلایی یا نسبت الهی مشهور است که عبارت از 1 به 1.618 است. یونانیان باستان این نسبت را می شناختند و ایرانیان و مصریان باستان نیز در ساخت سازه های بزرگ خود آن را رعایت کرده اند. در قرن سیزدهم میلادی لئونارد فیبوناتچی ریاضیدان ایتالیایی، آن را به طور رسمی کشف کرده و بسط داد و تئوریزه نمود. دنباله ای از اعداد در ریاضیات وجود دارد که به نام دنبالۀ فیبوناتچی معروف است و آن بر اساس این الگو چیده می شود که هر عدد بعدی جمع بین دو عدد قبلی باشد؛ یعنی: ... ، 233 ، 144 ، 89 ، 55 ، 34 ، 21 ، 13 ، 8 ، 5 ، 3 ، 2 ، 1 ، 1 . در این دنباله هر چه پیشتر برویم، حاصل تقسیم عدد بعدی بر عدد قبلی به عدد فی نزدیک و نزدیکتر می شود و البتّه مقدار آن از حاصل جمع 1 با 5√ تقسیم بر 2 نیز به دست می آید. این نسبت، نسبتی است که در کلّ عالم خلقت برقرار بوده و از زادولد خرگوش ها تا تعداد زنبورهای نر و ماده در یک کندو، الگوی رشد شاخه های درختان، مارپیچ های تخمهای گل آفتابگردان و دانه های مخروط کاج، مختصات بدن انسان و تعداد استخوانهای آن، مسیر حرکت گردبادها و منظومه ها و بسیاری موارد دیگر، همه و همه تابعی از این نسبت مقدّس است. حال ببینیم آیا این نسبت به عرصۀ تاریخ هم قابل بسط است؟

پایان شاهنامه با مرگ یزدگرد سوّم آخرین شاه ساسانی و فتح ایران به دست اعراب مسلمان در سال 20 هجری (641 میلادی) رقم می خورد. ابتدای آن نیز اگر برابر با هبوط آدم(ع) و شروع تمدّن بنی آدم بر زمین بگیریمش 5597 پیش از میلاد -به روایت منابع مربوط به تاریخ پیامبران- است؛ یعنی یک دورۀ 6238 ساله که البتّه اگر طول سالهای رسالت پیامبران الهی (علیهم السّلام) را در نظر داشته باشیم، به عدد 6229 (تا سال 11 هجری) خواهیم رسید که برابر با تعداد آیه های قرآن -طبق روایت کوفی- است، بدین مفهوم که: حاصل رسالت تمام انبیای الهی در آخرین کتاب آسمانی خلاصه شده است. باری این دورۀ 6238 ساله را اگر ابتدا از وسط به دو نیمۀ مساوی تقسیم کنیم، به تاریخ 2478 پیش از میلاد می رسیم که از نظرگاه باستان شناختی، آغاز تقسیم و پخش آریاهای اوّلیه در سراسر منطقۀ غرب آسیا و از نظرگاه روایات، زمان زندگی ذوالقرنین (فریدون ایرانیان) است که گفته اند حدّ فاصل حضرت صالح و حضرت ابراهیم (علیهماالسّلام) می زیسته است. حال باید این دورۀ 3119 سالۀ به دست آمده را نیز با نسبت طلایی به دو نیمۀ نامساوی تقسیم کنیم تا ببینیم دورۀ سوّم از چه زمانی شروع می شود؟ با شگفتی می بینیم که حاصل، عبارت از دو دورۀ 1928 و 1191 ساله است که دورۀ اخیر عبارت از جمع مابین 220 سال دورۀ هخامنشی، 80 سال دورۀ آلکساندر مقدونی و جانشینانش، 474 سال دورۀ اشکانی و 417 سال دورۀ ساسانی بوده و آغازش به سال 550 پیش از میلاد یعنی زمان تأسیس سلسلۀ هخامنشی باز می گردد. همان زمانی که مورّخان امروزی نیز به عنوان آغاز دوران -اصطلاحاً- تاریخی ایران می شناسند. توضیح بیشتری ندارم، لذّتش را ببرید!


  • امید شمس آذر

نظرات  (۱)

سلام
من ترم اخر کارشناسی مدیریت امور فرهنگی هستم
درسایی مثل میراث فرهنگی و اساطیر تاریخی و جامعه شناسی تاریخی و تاریخ تمدن اسلامی و..از این دست واحد ها داشتیم
این ترم هم درس نماد و نشانه ها رو دارم

پاسخ:
سلام
پس حسابی دارید خون دل میخورید، خدا به دادتون برسه!!
چشم در اوّلین فرصت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی